1. خورشید آسمان اگر نباشد هیچ موجود زنده‌ای باقی‌ نمی ماند این خورشید چون موتور گرما بخشی دایما می‌‌تابد و همین نظم و پیوستگی و گرما دهی است که زندگی‌ را ممکن و افزاینده کرده است، جلال دین نیز خورشید دیگری را به هستی‌ آورده است و آن شمس است که هم ساخته جلال دین است و هم موجودی زمینی و واقعی‌ بوده است، این خورشید نیز چون خورشید آسمان با کوشش و توانائی جلال دین منظم و دایمی و نیرو بخش است ولی در معنی‌ و معنویات
    کسی‌ که با او دوستی‌ کند و زیر تابش این خورشید باشد با دریای معنی‌ در می‌‌آمیزد و معنی‌‌های نو همواره به او میرسد
    آنچه امروز می‌‌آید، آینده آن چیزی است که در گذشته آمده است، این پیغام بزرگ این غزل امروزه در غرب به صورت پدیدار شناسی مورد بررسی فلسفی قرار گرفته و می‌‌گیرد
    خورشید زمینی حاصل خورشید آسمانی است، این از فرهنگ و فلسفه ایرانی نور و اشراق می‌‌آید، نشان آن مرغ همای است که بر فراز ما در پرواز است و نیک بختی انسان را پیاپی پاس می‌‌دارد همان گونه که سیمرغ پشتیبان پهلوانی در انسان است

    Comment by همایون — بهمن ۴, ۱۳۹۷ @ ۱:۲۴ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره