1. از کینه چند واژه ی زیبا داریم یکی کینور kinwar به معنای منتقم و دیگر کینوری که انتقامجویی است سدیگر لغت بیشکین که حکیم نظامی بکار برده است و به معنای انتقام گرقتن بیش از اندازه است یعنی برابر دقیق واژه ی over-retaliation . تا اینجا که آمدیم بیشمهر را هم باید بنویسیم بیشمهری تا اندازه ای معنی ایثار میدهد .چون مهر یا میثر معنای پیمان هم میدهد .

    Comment by امین کیخا — مهر ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۹:۰۷ ب.ظ

  2. بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد
    ولی مکش تو چو تیرش که از کمان بگریزد
    چه نقش‌ها که ببازد چه حیله‌ها که بسازد
    به نقش حاضر باشد ز راه جان بگریزد
    بر آسمانش بجویی چو مه ز آب بتابد
    در آب چونک درآیی بر آسمان بگریزد
    ز لامکانش بخوانی نشان دهد به مکانت
    چو در مکانش بجویی به لامکان بگریزد

    کل این غزل حافظ چی میخواد بگه ؟
    میخواد بگه رها و ازاداندیش باش تا به وصال حقیقت نائل بشی ؟

    میخواد بگه :
    ترک دنیا هر که کرد از زهد خویش
    پیش امد پیش او دنیا و بیش

    یا میخواد بگه دست رو دست بگذار و هیچ کار نکن چون طرف یا روزگار خیلی بدقلقه ؟

    Comment by روفیا — بهمن ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۲:۲۰ ق.ظ

  3. خوب مولانا خیلی خوب کاری کرد که اون همه با لطافت گفت منم خوب کاری کردم که اینجوری عامیانه حرف زدم شما هم خیلی خوب کاری کردید که منتقدانه نظرتونو گفتید منم دربارش فکر میکنم اگه نظرم عوض شد روش صحبت کردنمو عوض می کنم . بی هیچ تعصبی معلم گرامی .

    Comment by روفیا — بهمن ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۲:۳۱ ق.ظ

  4. حقه به معنی ظرفیست که اشیا گرانبها در آن نگهداری میشود در بیت سه حافظ به زیبایی دهان را به حقه که دندانهای همچون مروارید در آن نگهداری میشود تشبیه کرده و نیزاز طرفی حقه یا فریب و نیشخند را پدید آورده که بسیار دلچسب و زیباست

    Comment by تاوتک — بهمن ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۴:۳۶ ب.ظ

  5. ادمین جان دستم به دامنت کامنت سومی رو بردار .
    مال یه صفحه دیگه س اشتباه شد . بنظر می اد دیوونه شدم دارم با خودم حرف میزنم . بعدش پنجمی رو بردار باشه . مرسی .

    Comment by روفیا — بهمن ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۴:۴۵ ب.ظ

  6. سرکارخانم روفیا
    بادرودبرشماودیگریاران گنجور، برداشت من ازاین سروده وبه ویژه لخت دوم بیت نخست”ور ازطلب بنشینم به کینه برخیزد”به گونه ای است که به استواری می توانم گفت،سروده ای است این سویی و چونی آن را نمی توان درآن سو جستجوکرد. بنابراین روی سخن او با دل داری زمینی است که بی وفایی پیشه نموده وسراینده او را به حال خودرها کرده وخودرا به دست سرنوشت سپرده و بی گمانم که دراین غزل درپی شناسانیدن راه رسیدن به حقیقت نبوده و نیزبیشتر با رای استاد ارجمند دکتر جلالیان در کتاب گرانسنگ “شرح جلالی برحافظ” هم پندارم که انگیزه او در این غزل نشان دادن توان خویش در سرایش وهنر نمایی ودر پیشواز سروده ای از فخرالدین عراقی بوده نه سوز دل وشدت عاشقی. باسپاس ازشما ودیگریاران گنجور که کاستی های برداشت مرا برشمرده وراهنمای من خواهیدبود در شناخت چونی این سروده.

    Comment by ساحل — بهمن ۱۶, ۱۳۹۳ @ ۷:۰۹ ب.ظ

  7. با سلام در مصرع اول بیت دوم ره گذری درست است . رهگذر فاعل است .

    Comment by میاحیان — خرداد ۱۲, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۲۴ ب.ظ

  8. مصرع چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد خیلی زیباست
    خیلی زیبا حقارت و ناچیزی عاشق پیش معشوق به گرد تشبیه شده و گریزپایی معشوق به باد

    Comment by فرهاد — مهر ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۵۸ ب.ظ

  9. والا هر وقت از خدا دور شدم بد جوری حالمو گرفته. شاید هم توهم دارم. ولی به کینه بر خیزد رو حس کردم بعضی وقتا.

    Comment by Anonymous — دی ۱۱, ۱۳۹۴ @ ۳:۵۶ ق.ظ

  10. این جناب اقای دکتر! گویی تمام معانی مستتر و اشکارای حافظ را می دانند، تا بحال نشنیده بودم کسی نام تخلصی حافظ را به پیامبر اسلام وصل نماید!
    مغلطه ها گویی پایانی ندارد!
    حافظ یعنی نگهبان و نگهدارنده می …
    ربطش به اسلام چیست، خودآ می داند!
    خوش باشید

    Comment by پندار — خرداد ۱, ۱۳۹۵ @ ۱:۵۲ ق.ظ

  11. کنسرت دونوازی کمانچه استاد هابیل علی اف و تنبک همایون شجریان،سال۱۳۷۲.در این اجرا که فیلم آن نیز موجود است پس از آنکه استاد علی اف متوجه حضور استاد شجریان در بین حضار در سالن میشود از ایشان دعوت میکند که روی سن رفته و با هم به اجرای برنامه بپردازند که نهایتا استاد شجریان قبول دعوت میکند و آنگاه این غزل را در مایه سه گاه که رنگ و بوی آذری هم دارد فی البداهه با همراهی کمانچه جناب علی اف میخواند..

    Comment by فرید — فروردین ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۲:۴۱ ب.ظ

  12. http://www.aparat.com/v/3drpf

    Comment by شیخ — مرداد ۳۱, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۸ ب.ظ

  13. این شعر با صدای زنده یاد بسطامی زیباییش دو چندان میشه..در اوج همایون با اون صدا..آدم حیرت میکنه یه مرد چطور اینقدر اوج میخونه..وجالب اینه که معمولا از اول شعر اوج نمیخونن..اما بسطامی مثل یک عقاب از همون اول با اوج شروع میکنه..روحش شاد که تکرار ناپذیر هست این اسطوره

    Comment by امید — اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۱:۲۰ ق.ظ

  14. اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد
    وَر از طلب بنشینم به کینه برخیزد
    شاعرعاشق پیشه ی ما که درطول زندگانی پربارخویش عشق های مجازی وزمینی زیادی راتجربه کرده است طبیعتاً موردِ بی توجّهی ها نامهربانی هاوکم لطفی های زیادی نیزشده وبارهاشیشه ی نازک ِدل نازنین به سنگ جوروجفاشکسته است.
    بنظرمی رسداین غزل نیزکه واگویه ای ازشرح حال دل شاعراست درهمین راستا بوده باشد.
    فتنه: اختلاف رأی و نظر داشتن . ۲ - گناه ورزی . ۳ - (اِ.) آشوب . ۴ - عذاب ، رنج . ۵ - گناه . ۶ - ستیزه ، خلاف . ۷ - شگفتی . ۸ - (اِمص .) دیوانگی .
    فتنه برانگیزد: آشوب برپاکند.
    وَرازطلب بنشینم: واگرازاو دست بردارم
    معنی بیت: اگربه دنبال او (معشوق) بروم ناسازگاری وستیزه جویی کند،آشوب برپاکند تا مرارنجیده خاطر کند واز دیدارش محروم سازد. واگرازجستجو منصرف شوم وازجستن دست بکشم اوبازآرام نمی نشیند وبه ستیز ودشمنی بامن برمی خیزد! خلاصه اینکه ازبداقبالی هرکاری انجام دهم به مذاق معشوق ناخوشآیند می آید وکاری می کندتامرا بیازارد ورنجیده خاطرسازد.
    ازثبات خودم این نکته خوش آمد که جور
    درسرکوی توازپای طلب ننشستم
    و گر به رهگذری یک دَم از وفاداری
    چو گَرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
    رهگذری: گذرگاهی
    معنی بیت: واگربه گذرگاهی معشوق راببینم وازروی وفاداری وعشق ورزی، همچون گَردِ راه به دنبالش بیافتم چونان باد بگریزد تا مبادا که به دامنش بیاویزم.
    ندارم دستت ازدامن مگردر خاک وآن دَم هم
    چوبرخاکم روانگردی بگیرد دامنت گردم
    و گر کنم طلبِ نیم بوسه صد افسوس
    ز حُقّه ی دهنش چون شکر فروریزد
    افسوس: سرزنش، اظهار تأسف از ناکامی.
    حُقّه: ایهام دارد: ۱- جعبه ی کوچک مخصوص نگهداری جواهرات گرانبها،۲- حیله و نیرنگ.
    ۱-دهان معشوق به سبب اینکه دندانهای سپید ومروارید گونه ی اورا درخودجای داده به حُقّه تشبیه شده است.
    ۲- ازطرف دیگر چون معشوق درمقابل درخواست بوسه ی عاشق،باجمع کردن لبهاافسوس می گویددرظاهر بنظرمی رسد که قصد بوسه دادن دارد درحالی که اینگونه نیست ودرحقیقت این نیرنگ وحیله ی معشوق است. امّا همین افسوس گفتن معشوق نیزبرای عاشق که ازدهانش فرومی ریزد همچون شکرشیرین است.
    معنی بیت: من اگرازمعشوق درخواست نیم بوسه بکنم اوازحُقّه ی دهانش صدها افسوس درمخالفت بامن بیرون می ریزد که آن هم برای من همچون شکرشیرین است.
    بوسه بردُرج عقیق توحلال است مرا
    که به افسوس وجفا مُهروفانشکستم
    من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم
    بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
    “نرگس” استعاره ازچشم معشوق است.
    معنی بیت: من آن فتنه ونیرنگی که درچشمان تومی بینم آنقدراثربخش وویران کننده هست که می تواند آبروی خیلی ازعشّاق رابه خاک بریزد ودین ودل خیلی هارابرباددهد.
    مراچشمیست خوان افشان زچشم آن کمان ابرو
    جهان بس فتنه خواهددیدازآن چشم وازآن ابرو
    فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
    کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
    فراز وشیب: پستی وبلندی
    معنی بیت: تمام پستی وبلندی های طریق عشق،پُرازخطر ودام وبلاست. کجاست آن بیباک وشجاعی که ازبه دام افتادن وگرفتارشدن دربلا ومصیبت نهراسد وگام دراین طریق پُرآشوب گذارد؟
    طریق عشق پُرآشوب وفتنه است ای دل
    بیافتدآنکه دراین راه باشتاب رود
    تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
    هزاربازی ازاین طُرفه‌تر برانگیزد
    شعبده باز: تردستی، نیرنگ باز.
    طرفه تر: شگفت انگیزتر.
    معنی بیت: ای دل، توآرزوی سلامتی وطول عم وشکیبایی داشته باش وازاین اتّفاقات(کم لطفی ونامهربانی معشوق) ناامید وسرخورده مباش چرخ شعبده باز ازاین بازیهازیادارد. اندوه به دل راه مده، هرلحظه اززندگانی آبستنِ حوادثی شگفت انگیزتراست. چه بسا در روزهای آینده ورق برگردد واوضاع وفق مراد تو رقم بخورد.
    دورگردون گر دو روزی بر مُراد مانرفت
    دائماً یکسان نباشدحال دوران غم مخور
    بر آستانه ی تسلیم سر بنه حافظ
    که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
    ستیزه: مقابله ونافرمانی، لج کردن وناسازگاری.
    این بیت نیزدارای نکته ای نغزوحافظانه ودرادامه ی بیت قبلی، تاکیدی دیگربر داشتن رضایت وهماهنگ بودن با اتّفاقات وحوادثِ پیرامونیست که آدمی رابه سعادت ورستگاری رهنمون می گردد.
    معنی بیت: ای حافظ سر برآستانه ی تسلیم بنه وراضی باش اگربرخلاف جریان وحوادثِ پیرامونی حرکت کنی وستیزه جویی پیشه سازی روزگارنیزباتوبه ستیز برمی خیزد وبی تردیدخوراک توجز خون دل چیزی بیشترنخواهدبود.
    بیا که هاتف میخانه دوش بامن گفت
    که درمقام رضاباش وازقضامگریز

    Comment by رضا — خرداد ۱۶, ۱۳۹۷ @ ۴:۳۶ ق.ظ

  15. مثل همیشه دوست همنام من آقا رضا بهترین و روان ترین تفسیر رو ارائه داد. فقط در مورد بیت “من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم
    بس آب روی که با خاک ره برآمیزد” با توجه به اینکه کلمه نرگس به معنی چشم هم در بیت وجود داره میشه از آب رو معنی اشک هم برداشت کنیم و اینطور هم معنی کنیم: من این افسون و عشوه ای که از چشم تو میبینم، اشکهای زیادی رو از گونه ها جاری خواهد کرد و بر زمین خواهد ریخت.

    Comment by رضا — مرداد ۳, ۱۳۹۷ @ ۳:۲۶ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره