1. حبه ی خضرا؟ :حافظ اشاره دارد به گیاه شاهدانه و ایجاد اشتهای کاذب آن(بخورد یک جو بر سیخ زند سی مرغ) و کاری که با انسان میکند(ذهن درگیر است انسان به هر چه فکر میکند ) و همچنین قدرت این گیاه که ذره ای از آن اینگونه دگرگون کننده است و پرندگان که با خوردن دانه ی کوچک این گیاه چنان مستی میکنند که گویی صد سیمرغ

    Comment by میلاد آزرده — اسفند ۷, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۳۳ ب.ظ

  2. خوردند همه رندان هر چیز که بود اینجا …….بر روی نیاوردن کین حاصل یک عمر است.

    Comment by مرتضی — دی ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۲:۲۵ ب.ظ

  3. من عجیب می‌دانم انتساب این قطعه را به حافظ. نه که تعصب خاصی داشته باشم که بله حافظ اهل این حرف‌ها نبوده و… منتها در مضامین قریب به پانصد غزل حافظ، هرگز اشاره به حبه خضرا و… نشده. چه طور است که در یک قطعه چنین مضمونی بگوید؟ وانگهی… حافظ در اشعارش از می گفته. و می با حبه خضرا سازگاری ندارد…

    Comment by سهیل قاسمی — اسفند ۲۳, ۱۳۹۷ @ ۱:۱۵ ق.ظ

  4. واژه سیخ تنها در این اثر استفاده گردیده است

    Comment by علی — بهمن ۵, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۵۱ ب.ظ

  5. حبه ٔ خضرا
    لغت‌نامه دهخدا
    حبه ٔ خضرا. [ ح َب ْ ب َ ی ِ خ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بنگ . چاتلانقوش . گیاه بنگ . (شرفنامه ٔ منیری ). حبةالخضراء. کسبور. رجوع به حبةالخضراء و بنگ شود

    اطلاعات بیشتر واژه
    واژه حبه ٔ خضرا
    معادل ابجد ۱۶۱۶
    تعداد حروف ۸
    نمایش تصویر حبه ٔ خضرا
    حبه ٔ خضرا. [ ح َب ْ ب َ ی ِ خ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بنگ . چاتلانقوش . گیاه بنگ . (شرفنامه ٔ منیری ). حبةالخضراء. کسبور. رجوع به حبةالخضراء و بنگ شود :
    زان حبه ٔ خضرا خور کز روی سبک روحی
    هر کو بخورد یک جو بر سیخ زند سیمرغ .
    (منسوب به حافظ).

    مطالب مرتبط

    چرخ خضرا
    چرخ خضرا. [ چ َ خ ِ خ َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) چرخ . فلک . آسمان . سپهر : میر تو خدای

    گنج خضرا
    گنج خضرا. [ گ َ ج ِ خ َ ] (اِخ ) نام گنج ششم است از جمله ٔ هشت گنج خسروپرویز.

    هفت خضرا
    هفت خضرا. [ هََ خ َ ] (اِ مرکب ) به معنی دوم ِ هفت خزینه است که هفت آسمان باشد. (برهان ). هفت

    خضرا شدن
    خضرا شدن . [ خ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) سبز شدن . سبزه شدن : آب چو نیل برکه

    خضرا
    خضرا. [ خ َ ] (اِخ ) نام یکی از گنجهای هفتگانه ٔ پرویز. (یادداشت بخط مؤلف ) : دگر گنج کز در

    خضرا
    خضرا. [ خ َ ] (اِ) چمن کاری . جایی که چمن در آن کاشته اند : چون کولکی چنان دید

    منبع:

    https://lamtakam.com/dictionaries/dehkhoda/248019/%D8%AD%D8%A8%D9%87+%D9%94+%D8%AE%

    Comment by علی — بهمن ۶, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۰۸ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره