لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. در این مصرع: “این قصه مرا کشت که هنگام وداع”
    به نظر من “قصه” باید در اصل “غصه” بوده باشد، زیرا چیزی که شاعر را می کشد قصه نیست بلکه غصه است و محروم شدن از دیدار دوست قصه نیست!

    Comment by آرش — اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۵۸ ق.ظ

  2. بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از ۷۳۸۶

    Comment by khayatikamal@ — اسفند ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۲۸ ب.ظ

  3. بی شک که در مصرع سوم قصه اشتباه تایپی است
    صحیح آن
    این غصه مرا کشت که هنگام وداع…

    زیبااا بود

    Comment by علی — دی ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۷:۰۴ ب.ظ

  4. من از شعر اطلاع زیادی ندارم. ولی قصه هم می‌تواند درست باشد. اگر جدایی از یار است که مهاجر قصه خوشی قبلا ٔشته و الان که وقت جدایی است همان قصه داره به آخرش می‌رسد ولی اگر مجزا به مصرع آخر بنگریم حرفتان درست. غصه است که آدم را از پا در میارد.

    Comment by محمد — مهر ۱۱, ۱۳۹۷ @ ۹:۰۰ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره