1. با سلام و خسته نباشید برای این سایت بسیار مفیدی که درست کرده اید. چند نگته به نظرم رسیده است :
    در بیت اول- چنان بد که ضحاک خود روز و شب…
    —–
    در این بیت:به سال اندکی و به دانش بزرگ
    گوی سر فرازی دلیری سترگ
    - در نسخه ی کلاله ی خاور-
    در این بیت:که دشمن اگر چه بود خوارو خرد
    مر او را به نادان نباید شمرد.
    - نسخه ی کلاله ی خاور-
    در این مصرع :بگردان ز جانش بد جادوان
    ——-

    Comment by سیما یاری — فروردین ۲۴, ۱۳۹۱ @ ۱:۳۶ ب.ظ

  2. به دوستگانی فردوسی بزرگ یک لغت این متن را وانهفت میکنم ( توضیح ) باشد که به کام دوستان خوش بیاید !
    پرگار پایانش گار مانند اموزگار نیست بلکه ،پر یعنی پیرامون مانند پرشهر یعنی کنار شهر (به لری) و نیز گار از کرنیتن یعنی کشیدن و خراشاندن است در جای جای زبانهای و گویش های ایرانی این کرنیتن و کرنیدن به معنی خراشیدن و نیز کشیدن دیده می شود در تالشی در تبری در کردی برای نمونه در لری ته دیگ را بوکران می گویند یعنی انچه که برایش باید ته دیگ را خراشاند پس پر گار یعنی انچه که پیرامون را می کشد و می خراشاند
    به بزرگی نزدیک است که بگویم این را بیشتر از کتاب دکتر ملایری که اخترفیزیکدان بزرگیمان است دید ه ام و از خودم نیست . زهی شکر پاره فارسی به کام دوستان .

    Comment by دکتر امین کیخا — مرداد ۹, ۱۳۹۲ @ ۴:۰۰ ب.ظ

  3. با درود خواستم بر حاشیه ی دکتر کیخا بیافزایم که در کوردی نیز پر به منعی کنار و کر به کسر ک معنی خط کشیدن البته خطی را با خراشیدن کشیدن گویند

    Comment by کامران منصوری جمشیدی — دی ۲۴, ۱۳۹۲ @ ۱:۴۹ ب.ظ

  4. بسیار خوب ولی طولانی بود.

    Comment by کیادرویش — مهر ۱۲, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۱۲ ب.ظ

  5. در بیت توشاهی و گر اژدها پیکری / بباید بدین داستان داوری بیشتر کتاب های کمک آموزشی منظور از این داستان را همان کشته شدن پسران کاوه نوشته اند که کاوه از ضحاک درخواست داوری عادلانه در این مورد را دارد. بنده نظر دیگری را می پسندم. دوستان لطفا نظر دهند.

    Comment by مرتضوی — آبان ۸, ۱۳۹۴ @ ۴:۰۹ ب.ظ

  6. درود

    مصراع دوم از بیت سوم، به جای واژه “ناشکبیم”، واژه “ناشکیبم” رو جایگزین بفرمایید. حروف “ی” و “ب” جا به جا نوشته شدند.

    Comment by پرهون — آبان ۲۴, ۱۳۹۴ @ ۲:۲۶ ب.ظ

  7. با سلام دوستان میخواستم یه نکته ای رو بگم که خالی از لطف نیست. اینکه در این بیت هنی رفت پیش اندرون مرد… نوشته شده مرد گرد در حالی که بسیاری از استادان و تاریخ شناسان معتقد اند که مرد کُرد هست چون هم قافیه مثل تمام شعر حفظ میشه هم اینکه مردم کرد و تمام ایران کاوه را کُرد میدونن و چون کُرد ها قدیمی ترین ساکنان ایران هستند احتمالش خیلی قویه که کُرد درست باشه دوستان هرگونه نظر ی دارین لطفا تو تلگرام پیام بدین ۰۹۳۷۰۸۹۵۰۶۱

    Comment by مازیار — دی ۸, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۴۱ ب.ظ

  8. مازیار عزیز
    همان گرد به معنای قوی و پهلوان به نظر صحیح می آید
    استاد توسی مردم کرد را ، اعقاب جوانانی می داند که آشپزهای ضحاک فراری دادند و آنها در کوه ها مسکن گزیدند تا به دام ضحاک نیافتند
    وقتی که کاوه قیام کرد ، گویا هنوز قبایل کرد شکل نگرفته بودند ، و کاوه از مردم همان شهر و شناخته شده بوده
    واللهُ اعلم

    Comment by س،م — دی ۹, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۴۹ ق.ظ

  9. با سلام. در کتاب چشمه روشن دکتر یوسفی بخش فردوسی ۱۱ بیت اضافه بر متن بالا وجود دارد. نمیدانم جناب دکتر یوسفی از چه نسخه ای استفاده کرده اند ولی برای کامل شدن مطلب ان ۱۱ بیت را همراه با ابیات قبل و بعد اینجا مینویسم:
    خروشید و زد دست بر سر ز شاه
    که شاها منم کاوه دادخواه
    بده داد من که امد دستم دوان
    همی نالم از تو به رنج روان
    اگر داد دادن بود کار تو
    بیفزاید ای شاه مقدار تو
    ز تو امد بر من ستم بیشتر
    زنی هر زمان بر دلم نیشتر
    ستم گر نداری تو بر من روا
    به فرزند من دست بردن چرا
    مرا بود هژده پسر در جهان
    از ایشان یکی مانده است این زمان
    ببخشای و بر من یکی درنگر
    که سوزان شود هر زمانم جگر
    شها من چه کردم یکی بازگوی
    وگر بی گناهم بهانه مجوی
    مرا روزگار این چنین گوژ کرد
    دلی بی امید و سری پر ز درد
    جوانی نمانده ست و فرزند نیست
    به گیتی چو فرزند پیوند نیست
    ستم را میان و کرانه بود
    همیدون ستم را بهانه بود
    بهانه چه داری تو بر من بیار
    که بر من سگالی بد روزگار
    یکی بی زیان مرد اهنگرم
    ز شاه اتش اید همی بر سرم

    Comment by ابتین — مرداد ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۲:۴۵ ب.ظ

  10. لطفا تلفظ صحیح شماریت و مارانت را هرکسی میدونه بزاره!

    Comment by رسول — مهر ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۸:۴۲ ب.ظ

  11. در مصرع دوم بیت ۳۲ گیهان خدیو غلط است و باید بنویسید کیهان خدیو
    به جای ((ک)) حرف((گ))تایپ شده است

    Comment by آری — آبان ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۵:۵۹ ب.ظ

  12. دوستان گرامی آیا مصرع «نبایدت او را به پی بر سپرد» به معنای «نباید دشمن را ناچیز شمرد » است؟
    آیا به پی بر سپردن به معنای ناچیز شمردن است؟

    Comment by خسروساسان — اسفند ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۰۸ ب.ظ

  13. خسرو جان
    نبایدت او را به پی بر سپرد
    پی بر سپردن به مانای رفتن و گذر کردن است.
    اینجا میتوان به { نادیده گرفتن و از از او گذشتن } تعبیر کرد

    Comment by محسن ، ۲ — اسفند ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۱۲ ب.ظ

  14. محسن گرامی درود بر شما. من جدای گنجور چگونه میتوانم با شما در تماس باشم. نشانی رایانامه تان را میتوانید در اختیار من بگذارید؟
    نشانی من:

    KhosroSasanespahani@gmail.com

    Comment by خسروساسان — اسفند ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۸:۱۳ ق.ظ

  15. سلام .. بیت بدان بی بها ناسزاوار پوست … پدید آمد آوای دشمن ز دوست یعنی چه ؟؟ ممنونم

    Comment by رهگذر — فروردین ۱۴, ۱۳۹۸ @ ۵:۱۸ ب.ظ

  16. یعنی وقتی کاوه آن پوست نپرداخته ارزان را بر نیزه زد دوست و دشمن دانسته شد.
    به زبان امروزی دوستان هورا کشیدند.

    Comment by 7 — فروردین ۱۴, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۵۴ ب.ظ

  17. که دشمن اگر چه بود خوار و خرد
    نبایدت او را به پی بر سپرد
    پی به معنی رد و نشان،اثر
    پی بر;رد زن(برای شکار جانور یا انسان)
    یعنی با اینکه دشمن کوچک و ناچیز مینماید ولی نباید برای تمام کردن کار او به رد زن و چند همراه او بسنده کرد و در دو بیت بعد:
    زیرا از بد روزگار میترسم و برای شکار او باید لشکری از آدمی،دیو و پری گسیل کنم.

    Comment by 7 — فروردین ۱۵, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۲۰ ق.ظ

  18. در یکسره کردن کار دشمن نوخاسته شتاب باید کرد.

    Comment by 7 — فروردین ۱۵, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۵۶ ق.ظ

  19. دوستان درای به معنی پتک است، ولی من نمیفهمم این چرم را آهنگران مگر به عنوان پیشبند استفاده نمی کنند؟ پشت پای بعنی چه؟

    Comment by فرزام — بهمن ۱۷, ۱۳۹۸ @ ۱:۳۷ ق.ظ

  20. نام برادران فریدون ، شادکام و دیگری کتایون می باشد
    هرجند بسیاری آن را کیارش چرخاندند اما درست آن کتایون می باشد و در ان زمان نام پسر بوده است.

    Comment by سیپان دولتخواه — فروردین ۲, ۱۳۹۹ @ ۷:۱۴ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره