لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. بیت ۲۹: “اهتو خوشی” در اوستا به شکل “هوتُخشان” آمده که به معنای صنعتگر است.
    هو=خوب ، تخش= فعال. امروز در زبان پارسی ما تنها واژۀ “تُخس” را از همین ریشه به کار می بریم که دربارۀ بچه ها و افراد پر جنب و جوش سرسخت به کار می رود. در زمان رضاشاه پهلوی یکی از ادارات ارتش ” ادارۀ تُخشایی” نام داشت.
    بیت ۳۶: به جا “گج” ، “گچ” درست است.
    بیت ۳۹ : به جای “ایران” ، “ایوان” درست است.

    Comment by بزرگمهر وزیری — شهریور ۱۲, ۱۳۸۷ @ ۸:۲۴ ق.ظ

  2. یادداشت خودم تصحیح می شود
    بیت ۳۷ و نه بیت ۳۹ : به جای “ایران” ، “ایوان”

    پاسخ: با تشکر از توضیحات جالبتان، تصحیحات پیشنهادی اعمال شد.

    Comment by بزرگمهر وزیری — شهریور ۱۲, ۱۳۸۷ @ ۸:۲۷ ق.ظ

  3. در بیت زیر
    هرانچ از گل آمد چو بشناختند
    سبک خشک را کالبد ساختند

    به جای “خشک” من “خشت” شنیده‌ام که درست‌تر به نظر می‌آید.

    Comment by حمید — فروردین ۸, ۱۳۸۸ @ ۶:۲۴ ق.ظ

  4. با سلام و احترام، برای نوشتن مقاله ای ناچار از ترجمه ی این بیت «کمر بست با فر شاهنشهی/ جهان گشت سرتاسر او را رهی» به زبان انگلیسی هستم. اگر در مورد مصرع دوم آن توضیحات تکمیلی ارائه کنید سپاسگزار خواهم بود.
    با تشکر.

    Comment by اردستانی — فروردین ۲۶, ۱۳۹۲ @ ۴:۴۹ ب.ظ

  5. با سلام ، جناب آقای اردستانی ، مصرع ( جهان گشت سرتاسر او را رهی ) یعنی اینکه : تمام مردم جهان به پادشاهی او گردن نهاده و اوامر ایشان را تمکین نمودند .

    Comment by مهدی رفیعی — فروردین ۲۸, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۴۴ ق.ظ

  6. ناب اوستایی است از اناپا که اپا همان اب است و ان منفی أش کرده است به گفته دوستی ناییده شده است و ناب یعنی بی اب و برای بسیاری چیز ها بی أبشان سارا و خالص تر است

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۲:۳۴ ق.ظ

  7. اقای اردستانی رهی یعنی رونده و نیز بنده و رهیگی یعنی بندگی

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۲:۴۷ ق.ظ

  8. از شتاب واژه شتابگام را هم ساخته اند ، برای نمونه rapid sequence intubation می شود لوله گذاری درون نای شتابگام ، از رایانگار دکتر عموشاهی سود جسته ام .

    Comment by امین کیخا — تیر ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۳:۵۰ ب.ظ

  9. نخستین نمونه خود که سرپوش جنگ است در ایران در مارلیک یافته شده است ، که تپه ای است در شمال در نزدیکی سپید رود ،

    Comment by امین کیخا — تیر ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۹:۲۶ ب.ظ

  10. در بیت ۷۰ “از وی” فاصله اشتباها تایپ شده برای اینکه “ازوی”(از اوی) با گفت و گوی میخونه.

    Comment by مجید — مهر ۲۸, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۱۶ ق.ظ

  11. چه گفت آن سخن‌گوی با فر و هوش
    چو خسرو شوی بندگی را بکوش

    بنده این پاره بند را چنین خوانده ام:

    چه گفت آن سخنگوی با فر و هوش
    چو خسرو شدی بندگی را بکوش

    Comment by رهروی اشو زرتشت — اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۳ @ ۸:۱۲ ق.ظ

  12. ممنون از اطلاعات خوبتون. در رابطه با افزایش اطلاعاتتون اسم همسر و معشوقه ی جمشید پریچهر بود

    Comment by راشین — شهریور ۲۵, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۵۰ ق.ظ

  13. آنچه از خلاصه اشعار برداشت شده توچه جمشید به امنیت عمومی و امنیت ملی نگاه لازم توسط جمشید شده است.ضمن ایجاد اشتغال و استفاده از تولید ملی،ینح مورد طرح های ۵۰ ساله ای نیز برای اداره امور وکشورداری اجرا کرده و از مقبولیت بالا و مشروعیت نسبی برخوردار بود. هرچند که در پایان ۳۰۰ سال اول به فن آوری ( تصمیم به پرواز)نگاهی نو داردولی خود بزرگ بین اش منجر به از دست دادن مقبولیت و مشروعیت او شده است. در واقع نتوانسته افکار عمومی را با فن آوری جدید توجیه یا افکار خود را با افکار عمومی همزمان سازی کند.

    Comment by بیک بابا — بهمن ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۳۵ ق.ظ

  14. مصراع دوم در بیت:
    جهان را به خوبی من آراستم
    چنانست گیتی کجا خواستم

    اشتباه نوشته شده و معنی هم ندارد. صحیح آن این است:
    جهان را به خوبی من آراستم
    چنانست گیتی که من خواستم

    Comment by نیما — تیر ۱۰, ۱۳۹۴ @ ۷:۰۵ ق.ظ

  15. بعد از بیت
    بزرگی و دیهیم شاهی مراست
    که گوید که جز من کسی پادشاست

    حدود ۸ بیت جا افتاده و ثبت نشده که به قرار زیر است:
    به دارو و درمان جهان گشت راست
    که بیماری و مرگ کس را نخواست

    جز از من که برداشت مرگ از کسی
    وگرنه در زمین شاه باشد بسی

    شما را ز من هوش و جان در تن است
    به من نگرود هرکه آهرمن است

    گریدون که دانی که من کردم این
    مرا خواند باید جهان آفرین

    همه موبدان سرفکنده نگون
    چرا کس نیارست گفتن نه چون

    چو این گفته شد فر یزدان از وی
    بگشت و جهان شد پر از گفت‌وگوی

    هر آنکس ز درگاه برداشت روی
    نماند به پیشش یکی نام جوی

    سه و بیست سال از در بارگاه
    پراکنده گشتند یک سر سپاه

    منی چون بپیوست با کردگار
    شکست اندر آورد و برگشت کار

    چه گفت آن سخن‌گوی با فر و هوش
    چو خسرو شوی بندگی را بکوش

    به یزدان هر آنکس که شد ناسپاس
    به دلش اندر آید ز هر سو هراس

    به جمشید بر تیره‌گون گشت روز
    همی کاست آن فر گیتی‌فروز

    که بعد از این هم حدود ۶ بیت دیگه هست که من نمیدونم این صفحه چطوری بخش بندی شده در ادامه میاد یا نه.

    Comment by نیما — تیر ۱۰, ۱۳۹۴ @ ۷:۲۲ ق.ظ

  16. این ابیاتی که اضافه کردم از نسخه مول است.

    Comment by نیما — تیر ۱۰, ۱۳۹۴ @ ۷:۲۳ ق.ظ

  17. در بیت زیر کتان را برای وزن درست با تشدید حرف ت بخوانید:
    .

    ز کتان و ابریشم و موی قز
    قصب کرد پرمایه دیبا و خز

    Comment by داریوش ابونصری — شهریور ۲۲, ۱۳۹۴ @ ۹:۳۳ ب.ظ

  18. چو خورشید تابان میان هوا نشسته بر او شاه فرمانروا

    Comment by Anonymous — آذر ۳, ۱۳۹۴ @ ۹:۱۰ ب.ظ

  19. حاشیه ای بر بیت ۱۸:یعنی :
    گروهی که کاتوزیان خوانی‌اش
    به رسم پرستندگان دانی‌اش
    کاتوزیان جمع «کاتوزی » است و «کاتوز»یا «کاتوزی » بهیچوجه در ریشه ٔ زبانهای ایرانی دیده نمیشود و قطعاً در اصل کلمه ٔ دیگری بوده است که کاتبان بدین صورت درآورده اند، با امعان نظر در سه اصطلاح دیگر که فردوسی در ابیات بعد آورده (نیساریان ، بسودی ، اهنوخوشی ) تصور میرود که فردوسی کلمه ٔ مورد بحث رابشکل پهلوی آن یعنی «آتوریان » استعمال کرده باشد که بمعنی آتوربانان و آذربانان است یعنی نگاهبانان آتش و آتشکده ، به عبارت دیگر موبدان ، بنابراین مصراع فردوسی را چنین باید خواند: گروهی که آتوریان خوانیش -همچنین میتوان کلمه ٔ «آتوربان » را - که به همین معنی و مفرد است در مصراع فردوسی جای داد.

    Comment by حمید- م — بهمن ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۹:۱۸ ب.ظ

  20. جناب حمید،
    کاش مرجع گرده برداری تان را هم ذکر میفرمودید.
    برهان قاطع به تصحَیح زنده یاد استاددکتر معین حاشیه واژه کاتوزیان.

    Comment by دوستدار — بهمن ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۹:۵۱ ب.ظ

  21. سپاس جناب دوستدار همین طور است که فرمودید از تذکر بجای شما سپاسگزارم ذکر منبع سهوا فراموش شده

    Comment by حمید- م — بهمن ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۳۰ ب.ظ

  22. توضیحات جناب بزرگمهر در مورد کلمه اهتو خوشی که در اوستا به شکل “هوتُخشان” آمده و به معنای صنعتگر است. با توجه به کلمه دست ورز در همین بیت و لفظ پیشه در بیت بعد که اولی به معنای آنکه با دست کار کند و دومی به معنای صنعت و حرفه می باشد درست به نظر میرسد .سپاس از مظلب سودمند ایشان

    Comment by حمید- م — بهمن ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۴۹ ب.ظ

  23. سلام خواستم بدونم دوستان خصوصا آقای بزرگمهر وزیری که مطالب جالبی مینویسند از کدوم منابع و چه مطالعاتی انجام میدن؟! من علاقه زیادی به این موضوعات دارم ولی منبع و مرجعی سراغ ندارم خوشحال میشم کمکم کنید

    Comment by خسرو اکبری — اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۳۵ ب.ظ

  24. با تشکر از گنجور
    در بیت :
    بسودی سه دیگر گره را شناس

    کجا نیست از کس بریشان سپاس

    کلمه « بسودی » صحیح نیست.

    نسودی درست است به معنای کشاورز.

    در ضمن در شاهنامه تصحیح ژول مل صفحه ۱۰
    این کلمه نسودی نوشته شده است .
    و جالب اینکه نسل اندر نسل نام خانوادگی ما
    «نسودی » بوده و هست .
    تا نظر استادان چه باشد .

    Comment by قادر نسودی - فرهنگی - لیسانس زبان و ادبیات فارسی — خرداد ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۹:۰۹ ق.ظ

  25. بسودی یعنی کسی که کارش سودن است.
    سودن یا بسودن: مالیدن و آرد کردن
    ساییدن-کوبیدن-نرم کردن
    نسودی را باید از مأمور شناسنامه زمان رضاشاه پرسید که خود داستان دیگر است.
    کسی که کلاهش کج بود کلاهکج
    کسی که دست ورزیده داشت دستمردی
    کسی که شالی پیچیده بود جناب پیچیده
    کسی که سوار خر لنگی بود مرکبی
    کسی که شال میبافت شالباف
    کسی که پشم میفروخت پشم فروش
    و …

    Comment by 7 — خرداد ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۱:۵۷ ب.ظ

  26. جای خالی یک فیلم مستند درست درباره تاریخچه نامهای خانوادگی و شناسنامه دار شدن ملت در زمان رضاشاه به شدت به چشم میخورد.وحشی ترین اروپاییان هم نام خانوادگی داشتند ولی ما تا زمان رضاشاه نداشتیم.البته به صورت غیر رسمی هر کسی را به نام پدر و برخی را به نام مادرشان میشناختند.تنها گروه شاید آخوندها بودند که نام شهری که از آن آمده بودند را به نام کوچک گره میزدند و یا سیاست پیشگان مانند فراهانی ها و نوری ها
    هنوز هم نام خانوادگی عجیب داریم مثلا بندری نان در بازار و زهر مار

    Comment by 7 — خرداد ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۲:۳۰ ب.ظ

  27. مثلا وقتی جد ما تو چله تابستون از راه رسیده و گفته بهروز آب و مأمور شناسنامه که خانه همسایه برادر کشته خون چشم بوده و میشنود پس از اینکه او را به نام افروخته مفتخر گردانیده یاالله یاالله کنان وارد میشود: به به آقای آبخواه عزیز
    بهروز جان آبخواه خوبی عمو
    خلاصه جناب مأمور با هزار بدبختی آبخواه را بی خیال میشود.

    Comment by 7 — خرداد ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۳:۴۶ ب.ظ

  28. fa.wikipedia.org/wiki/نسودی
    نسودی (بسودی) برابر شاهنامه طبقهٔ کشاورزان را می‌گفتند. یکی از طبقات چهارگانهٔ ایران بوده که کاتوزیان، نیساریان، نسودی و اهنوخوشی باشند. گویند جمشید طوایف را بر چهار قسم کرد اول را کاتوزی نامید و گفت که در کوه‌ها و غارها مکان کنند و به عبادت خدا و کسب علوم مشغول باشند. دوم را نیساری خواند و گفت سپاهیگری بیاموزند و سوم را نسودی نام کرد و حکم کرد که کشت و زرع کنند و چهارم را اهنوخوشی لقب داد و گفت به انواع حرفه‌ها بپردازند. .

    Comment by قادر نسودی — خرداد ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۱۳ ق.ظ

  29. ۸۳ سال از زمان اجبار بکارگیری نام خانوادگی برای اتباع ایرانی به دستور رضاشاه می‌گذرد و از آن زمان تاکنون، اسناد هویتی ایرانیان، تحولات بسیاری را پشت سر گذاشته است و امروز در حالی سالانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار شناسنامه تعویض می‌شود که ایرانیان در حال دریافت کارت هوشمند ملی با بهره‌گیری از آخرین فناوری‌های روز دنیا هستند.

    نام خانوادگی ، شهرت و یا فامیلی، بخشی از نام یک فرد است که نشان‌دهنده تعلق وی به یک خانواده است. پیدایش نام خانوادگی به حدود ۲۸۵۰ سال پیش از میلاد مسیح و برای خاندان‌های مهم و سرشناس چین باستان بازمی‌گردد.

    در ایران، نخستین مجموعه رسمی ثبت‌احوال در سوم دی ماه ۱۲۹۷ به عنوان بخشی از بلدیه تاسیس شد و نخستین سند ولایت یا همان شناسنامه هم در همین تاریخ برای فردی به نام «فاطمه ایرانی» در تهران به ثبت رسید.

    نخستین سند هویتی ایرانیان خارج از کشور در اسفند ‌ماه ۱۳۰۸ در شهر بمبئی به نام «عبدالحسین سپنتا» صادر شد. سپنتا همان کسی است که بعد‌ها نخستین فیلم صامت ایرانی با عنوان «دختر لر» را ساخت.

    اگر چه در ایران انتخاب نام خانوادگی از سال‌های انقلاب مشروطه در میان قشر روشنفکر جامعه رواج یافته بود، اما با پایان یافتن جنگ جهانی اول و در سال ۱۳۰۴، واحد زیرمجموعه بلدیه به «اداره» ارتقا یافت و عنوان «احصائیه» برای آن انتخاب شد. پس از آن و در زمان سلطنت رضاشاه، در سال ۱۳۱۳ با تصویب قانون مدنی، استفاده از القاب گذشته منسوخ و انتخاب نام خانوادگی برای کلیه اتباع ایران اجباری شد.

    در این دوران، افرادی به عنوان مامور ثبت به مناطق مختلف فرستاده می‌شدند تا نام خانوادگی برای هر طایفه مرجع قانونی داشته باشد.

    گزینش نام خانوادگی نیز، معمولا از چند روش پیروی می‌کرد که یکی از آنها پیشه نیاکان در یک قوم است. محل اسکان قوم و نام یا شهرت بزرگ خاندان (پدر، پدربزرگ، جد)، از دیگر شیوه‌های متداول انتخاب نام خانوادگی بوده است. گاهی هم یک نام خانوادگی بر اساس شغل یا حرفه (همچون صراف، جواهریان، پزشکزاد) یا یک ویژگی بدنی یا فیزیکی (خوش‌چهره، قهرمان) بازمی‌گشت.

    در نهایت و با تصویب قانون مدنی کشور در سال ۱۳۱۳ ثبت نام خانوادگی نیز، اجباری شد. بر اساس قانون، سرپرست خانواده باید برای خانواده خود نام‌خانوادگی انتخاب می‌کرد و نام خانوادگی تخصیص یافته از سوی وی به سایر افراد خانواده‌اش هم اطلاق می‌شد. و از آن زمان تاکنون بیش از چهار نسل از ایرانیان به این نام‌های خانوادگی خوانده می‌شوند.

    Comment by قادر نسودی - تبریز — خرداد ۱۶, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۵۷ ب.ظ

  30. درپاسخ نیمای عزیز
    در شاهنامه کجا در بسیاری از مواقع معنای که میدهد لذا در بیت
    جهان را بخوبی من آراستم
    چنانست گیتی که من خواستم

    کجا معنای که میدهد مانند
    کجا شیرمردان جنگاورند فرونده لشکر وکشورند

    Comment by بیح اله — شهریور ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۷:۳۶ ب.ظ

  31. در شاهنامه کجا در بسیاری از مواقع معنای( که )میدهد لذا در بیت
    جهان را بخوبی من آراستم
    چنانست گیتی کجا خواستم
    کجا معنای که میدهد مانند
    کجا شیرمردان جنگاورند فرونده لشکر وکشورند

    Comment by ذبیح اله — شهریور ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۷:۴۷ ب.ظ

  32. بسیاری از کسانیکه به معناکردن شعرحکیم طوس اقدام کرده اند براین باورندکه جمشیدبعدازهمه این کارها منحرف شدو به خودبینی وخودخواهی روی آورد.معنای بیت زیر نیز این معنا را تائیدمیکند.
    منی کردآن شاه یزدان شناس / زیزدان بپیچیدوشد ناسپاس
    اما دقت درکل داستان وابیات بعدازبیت فوق نشان ازآن داردکه برنامه های جمشیدودر راس آنها تجمیع قدرت در دست شاه ازجمله تمرکزدو نهادقدرتمند سیاست ومذهب دریک فرد نهایتا به اینجا می انجامید.بعبارتی تمایل به تمرکز قدرت و خود رایی علاوه برمنافع سیستم استبداد زائیده خودبینی وخودپرستی است ودرمراحل بعدوپس ازکسب چنین قدرتی تشدیدکننده این روحیه است.بلافاصله پس از بیت فوق میگویددرجهان کسی همتای من نیست روشهای جدید ونوآوریها(هنر درجهان ازمن آمدپدید) حاصل برنامه های من است.واشاره میکند کشور را همانگونه که از ابتدا میخواستم سازماندهی کردم.
    جهان را به خوبی من آراستم / چنانست گیتی کجاخواستم
    هنردرجهان ازمن آمدپدید / چومن نامورتخت شاهی ندید
    خور وخواب وآرامتان از من است / همان کوشش وکامتان ازمن است
    بزرگی ودیهیم وشاهی مراست / که گوید که جزمن کسی پادشاست
    پس از سرودن این ابیات از زبان جمشید.حکیم خود وارد میشود وچنین نتیجه گیری میکند.وقتی جمشید به این منتها رسید.فره ایزدی از او دور شد.درجای جای شاهنامه میتوان فره ایزدی را معادل مقبولیت ومشروعیت اجتماعی معنا کرد.درادامه داستان نیز همین مفهوم از این کلمه برداشت میشود.بعبارتی مقبولیت اجتماعی جمشیدعلی رغم انجام انبوهی کارپسندیده ازبین رفت وزمانیکه مدعیان قدرت با هماهنگی ضحاک تازی علیه او میشورند جامعه از اوحمایت نمیکند.

    Comment by ذبیح اله — شهریور ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۷:۵۱ ب.ظ

  33. قبل از ورود به داستان ضحاک ذکرچندنکته درخصوص دوران حاکمیت به شیوه جمشیدضروری است.گفتیم جامعه درپی انقلاب برعلیه جمشیدنبودچون استانداردهای زندگی مادی فراهم بود وهیچ نشانه ای ازخشونت ودار ودرفش دیده نمیشود.همچنین بیان شد جامعه به حمایت از اوبرنخواست چون از تکرارجمشیدخسته بود وانجام تغییرات بعنوان یک ضرورت یا نیازاجتماعی دربطن جامعه شکل گرفته بود.چرا؟ اولا جامعه ای که نیازهای مادیش تامین شده است به نیازهای اجتماعی سطح بالاتر گرایش میابد وسکوت وحشتناک دوران جمشیدبا این گرایش درتضاد بود چون راههای ارتباط با جامعه که درزمان کیومرث و دیگران تحت عنوان دستور یا مشاوروجود داشت ونظرات جامعه رابنوعی منعکس می کرد را مسدود کرد.وقتی سیامک بدست خزروان دیو کشته شد.
    خجسته سیامک یکی پور داشت / که نزد نیا جاه دستور داشت
    یعنی جایگاه مشاوره وجود داشته است.هوشنگ نیز تقریبا ادامه کارکیومرث بوده و درزمان طهمورث تکامل این جایگاه به اوج خود رسیده و شهرسپ مشاور اودرجایگاه بلندی قرارگرفته وستوده میشود.
    مر اورایکی پاک دستوربود / که رایش ز کرداربد دور بود
    خنیده به هرجای شهرسپ نام / نزد جز به نیکی به هرجای گام
    سرمایه بود اخترشاه را / دربسته بودجان بدخواه را
    همه راه نیکی نمودی به شاه / همه راستی خواستی پایگاه
    این شیوه مشورت راهی است که امکان ورود نظر ونیاز مردم والیت جامعه در دربارشاهان را فراهم میکرد درزمان جمشید به کلی برچیده شد.ودر همه عرصه ها فقط جمشیدرا میبینی وحکیم طوس نیز آنگونه داستان راسروده که این سکوت وحشتناک ازآن حس میشود.جمشید فقط یک بار درانتهای حکومت خود بزرگان راجمع میکند.آنهم متکلم وحده است وبرای تعریف ازخود وبرشمردن کارهایش وهیچ نشانه ای نیست که سخنی ازآنها شنیده باشد یا آنها چیزی گفته باشندد.نتیجه ای که حکیم طوس میگیرد نیز منطبق برهمین روش کاراست.جامعه انتظار دارد پس از انجام امورمختلف امکان ارزیابی سالها فعالیت به بزرگان وخردمندان داده شود اما وقتی اجازه سخن گفتن به جامعه نمیدهد. اعتباراجتماعی اش خدشه دارمیشود و علی رغم تمام دستاوردهای مادی حمایت جامعه را ازدست میدهد.جامعه نسبت به او بی تفاوت میشود.
    گرانمایگان را زلشکربخواند / چه مایه سخن پیش ایشان براند
    چنین گفت باسالخورده مهان / که جز خویشتن را ندانم جهان
    همه موبدان سرفکنده نگون / چراکس نیارست گفتن نه چون
    چواین گفته شد فریزدان از او / بگشت و جهان شد پرازگفتگو
    این سکوت و خود بینی تا جایی بود که جمشید خود را معیار حق وباطل یا درست ونادرست میدانست.یعنی امر صحیح آن است که جمشید میگوید وانجام میدهد.هرکس به جمشید نگرود جزء نیروهای شر است.
    شما را زمن هوش وجان در تن است به من نگرود هرکه آهرمنست

    Comment by ذبیح اله — شهریور ۲۸, ۱۳۹۷ @ ۸:۱۱ ب.ظ

  34. دوستان، پرسشی دارم و دوست دارم نظر شما درباره آن بدانم: ریشه یکسان پنداشتن جمشید پیشدادی و سلیمان نبی چگونه بود؟ درنمی یابم چگونه جمشید را که چنین دچار غرور شد با او مطابقت داده اند. اگر کسی بیشتر روشن کند سپاسگزار می شوم.

    Comment by سـینا --- — تیر ۲۱, ۱۳۹۹ @ ۱۲:۰۲ ق.ظ

  35. گونه‌ی بسودی که در شاهنامه آمده گونه‌ی درست این وازه است. به چت کشت ورز… این نام را در پاره ای واژه‌نامه ها و کتاب‌ها نسودی و پسودی نوشته اند. دهخدا بسودی را برگرفته از «فـَشو [فَ شُ]» اوستایی به چم پرورانیدن چهارپایان دانسته و دبیره های دیگر را نادرست می داند. در پارسی امروزی از این واژه گونه‌ی «غشو [در تیمار چهارپایان]» به کار می رود .

    Comment by منصور شکرایی — مرداد ۱۸, ۱۳۹۹ @ ۲:۵۳ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره