لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. ببخشید، وقتی هنوز آتش نداشتن، باده شون کجا بوده؟!

    Comment by شازده کوچولو — مرداد ۲۱, ۱۳۹۱ @ ۱:۳۴ ق.ظ

  2. حضرتِ شازده کوچولوک!
    فی‌الواقع،
    ما نفهمیدیم باده چه ربطی به آتش می‌داشته بوده باشد!؟
    می‌شود راهنمویی بفرمویید…

    Comment by م. سهرابی — اسفند ۸, ۱۳۹۱ @ ۶:۰۶ ب.ظ

  3. شب آمد برافروخت آتش چو کوه

    همان شاه در گرد او با گروه

    اینم آتش..البته اگر ربطی با باده داشته باشه

    Comment by دنی — اسفند ۲۵, ۱۳۹۱ @ ۸:۴۶ ق.ظ

  4. سده یا سذه با سوز و سوختن همریشه است

    Comment by امین کیخا — خرداد ۲۶, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۰۱ ب.ظ

  5. آذرنگ به معنی هلاک است و رنج و محنت برای آذرنگ دمار هم داریم و غمی

    Comment by شکوه — خرداد ۲۶, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۳۱ ب.ظ

  6. فروغ به معنی شعاع است و به جای شعاع میتوانیم بگوییم فروغ!

    Comment by شکوه — خرداد ۲۶, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۳۵ ب.ظ

  7. کسانی براین باورند که سده بخاطر این سده نام نهاده شده است که سد شب و روز پیش از بهار است ان جشن یعنی پنجاه شب و پنجاه روز

    Comment by ادروک — خرداد ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۱۶ ق.ظ

  8. فروغمان یعنی خانه فروغ ، بهشت و دروغمان یعنی خانه دروغ یعنی دوزخ

    Comment by ادروک — خرداد ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۱۷ ق.ظ

  9. باده گساران نیک میدانند که از برای فرا هم آوردن باده ناب نیازی به آتش نبوده و نیست (پدران باده گسار ما گویا به روزگار جمشید به باده دست یافته اند!! و آی بسا آنچه هوشنگ می نوشیده آبجو بوده است و الله اعلم !!)

    Comment by دکتر ترابی — بهمن ۸, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۲۰ ب.ظ

  10. آنچه من از سده و سده سوزان به یاد دارم:
    در نخستین ساعات روز دهم بهمن که آغاز چله کوچک بود، جارچی مردم را به سده سوزان میخواند: «سده، سده، ، پنجاه روز به نوروز»
    میدانستیم و همه اهل آبادی می دانستند کی و کجا سده سوزان است،
    به سده گاه می رفتیم به گرد کردن هیمه بزرگان دم دمای غروب می آمدند با آجیل و شیرینی پس آتش در خرمن خاشاک می افکندند، آتش زبانه می کشید و ما دانش آموزان سرود آتش می خواندیم ( دریغا که فراموش کرده ام) .
    آتش که فرو می نشست شب که فرو می ریخت برزگران به خنک کردن و بار کردن خاکستر سر گرم می کردند و خوردن آجیل شیرینی ، خاکستر را به کشتمان میبردند تا زمین را گرم و بارور کند. و ما به خانه بر می گشتیم چشم به راه پدر که شاهنامه بگشاید و داستان هوشنگب بخواند.

    ….بگفتا فروغی است این ایزدی پرستید باید اگر بخردی.
    شب آمدبر افروخت آتش چو کوه
    همان شاه در گرد او با گروه

    یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
    سده نام آن جشن فرخنده کرد

    زهوشنگ ماند این سده یادگار
    بسی باد چون او دگر شهریار

    Comment by دکتر ترابی — بهمن ۹, ۱۳۹۳ @ ۵:۵۵ ب.ظ

  11. بیت ششم و هفتم در لغت نامه دهخدا ذیل توضیح کلمه آذرنگ به معنای روشن و منور این چنین آمده
    بسنگ گران آمد آن سنگ خورد
    مر آن سنگ این سنگ بشکست خرد
    فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
    دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ .

    Comment by حمید — بهمن ۵, ۱۳۹۴ @ ۹:۱۷ ق.ظ

  12. سده ،سد یا صد و ه است، مانند دهه ، هزاره
    خوب است ما صد ننویسیم و ۱۰۰ را سد ، مانند پیشینیان مان بنویسیم
    سوختن و سوز سذ را نمی دانم پیوندی با سد دارد یا نه؟

    Comment by امید ح احمدپور — فروردین ۱, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۱۴ ب.ظ

  13. بسی باد چون او دگر شهریار
    یعنی چی؟

    Comment by هدی — مهر ۱۵, ۱۳۹۵ @ ۵:۱۰ ب.ظ

  14. هدی جان فکر میکنم معنیش تقریبا این شه :
    پادشاهان بسیار دیگری مثل او باید بیایند

    Comment by نیما — فروردین ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۵:۵۲ ب.ظ

  15. با احترام به نظر دوستان
    بسی باد چون او دگر شهریار
    ”باد“ می تواند مانای ” آرزو ی بودن “ باشد : امید که چون او پادشاهان دیگری بیاید ، یا باشند

    Comment by مهناز ، س — فروردین ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۸:۵۹ ب.ظ

  16. بسی باد چون او دگر شهریار
    جمله دعایی هست،مانند او پادشاه زیاد باد،بسیار باد

    Comment by ماهان — دی ۱۸, ۱۳۹۸ @ ۳:۵۹ ب.ظ

  17. این ابیات را خالقی مطلق میگوید بیت هایی است که از فردوسی نیست و بعدها عمدی به شاهنامه و فردوسی نسبت داده اند تا جشن سده را جشن آتش بنامند جشن سده جشن پیروزی بر ضحاک ستمگر بوده است پادشاهان بعد اسلام نمیخواستند یادی از فریدون و قیام کاوه بر ضحاک در اذهان باقی بماند تا مبادا مردم بر علیه ضحاکان زمان قیام کنند همانطور که امروز از عاشورا فقط گریه و ذکر مصیبت باقی گذاشتند ابوریحان در التفهیم و خیام در نوروزنامه و در کتب قبل شاهنامه داستان کشف آتش توسط هوشنگ نیست و جشن سده را به فریدون و پیروزی بر ضحاک نسبت میدهند بنابر روایت بیهقی در تاریخ بیهقی مسعود غزنوی که سنی متعصب بود در جشن سده آتش بزرگ روشن میکرد و حیوانات و کبوتران و پرندگان را در آتش زنده زنده میسوزاند و دور آن شادی میکردند تا این جشن و آتش را در نزد مردم تخریب کند جریان نفوذ به این ها باید گفت که آیین کهن ما را تخریب میکردند .سده جشن آتش نبوده و ایرانیان آتش پرست نبودند و قبل هوشنگ آتش کشف شده بوده و جشن سده هم ربطی به هوشنگ و آتش نداره سده جشن قیام در برابر زورگویان و ضحاکان زمانه است

    Comment by آرش — بهمن ۲, ۱۳۹۸ @ ۸:۳۷ ق.ظ

  18. دوستان فارغ از اینکه این بیت از فردوسی بزرگ است یا خیر، به‌نظر می‌رسد منظور سراینده، در بیت چهاردهم این است که بسیار (سال‌ها) باید [بگذرد] تا دیگرباره شاهی مانند هوشنگ بیاید. در واقع مفهوم زمان در عبارت “بسی باد” پنهان است: بسیار (سال‌ها) باید….

    پس مقصود جایگاه ویژه و ممتاز هوشنگ است.

    اما درباره فرمایش جناب آقای آرش (فارغ از اینکه اصل موضوع در تاریخ چگونه بوده است و چه بسا سخن درست همان است که ایشان می‌گوید)، در این ابیات گفته نمی‌شود که نیاکان ما آتش‌پرست بوده‌اند. صریحاً می‌گوید: هوشنگ، خداوند جهان‌آفرین را می‌ستاید که چنین هدیه‌ای را به او ارزانی داشته است و آن‌گاه آتش را قبله‌گاهی برای پرستش خداوند قرار می‌دهد. یعنی می‌داند که آتش نعمتی از سوی خداست. (و اگر مردم عادی بعدها برای آتش و نور در برابر خداوند اصالت یا شراکت قائل شدند، اشکال از سوی آن‌هاست.)

    Comment by بهروز — اسفند ۱۰, ۱۳۹۸ @ ۲:۵۳ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره