لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. مصرع دوم بیت ۱۹ ظاهرا غلط است
    درست آن قاعدتا باید مطابق نسخه ی چاپ مسکو چنین باشد:
    چو دیدار یابی به شاخ سخن
    بدانی که دانش نیاید به بُن

    در تمام متن شاهنامه واژه ای را که امروزه ” سخَن” تلفظ می کنیم ، سخُن ( خ مضموم) تلفظ می شده است و نمی توان آن را با من قافیه کرد، چند نمونه را در همین جا از همین متن آورده ام.

    ganjoor.net/ferdo…ooye/sh5/#
    ۲۳
    بدو گفت روگر توانی بکُن
    وزین بیش مگشای لب بر سخُن
    ganjoor.net/ferdo…ooye/sh6/#

    ۱
    چو آوردم این روز خسرو به بُن
    ز شیروی و شیرین گشایم سخن

    ganjoor.net/ferdo…viz/sh71/#

    ۵
    چواین نامور نامه آید به بُن
    زمن روی کشور شود پر سخن

    ganjoor.net/ferdo…viz/sh13/#

    ۱۲
    شنیدند گردنکشان این سخن
    که آن نامور مهتر افکند بُن

    معنی بیت ۱۹ به آن صورت که در متن آمده است بسیار غریب می نماید.
    متاسفانه همین متن از وب سایت ری را در همه جا در دسترس است و دایم دانلود می شود .
    متاسفانه مین بی اعتبار و پر از غلط ها ی فاحش می تواند باشد.

    پاسخ: متن مطابق فرموده (با جایگزینی «نیابد به من» با «نیاید به بن») تصحیح شد.

    Comment by رسته — خرداد ۱۳, ۱۳۸۷ @ ۱:۴۷ ق.ظ

  2. بیت هفتم وزنش لنگ می زند. به گمانم مصراع دوم یک هجای بلند کم دارد.
    چیزی شبیه این باید بشود:

    چه گفت آن خردمند مرد خرد
    که دانا ز گفتار ازو برخورد
    بعد از “از” یک “و” به نظر کم دارد.

    Comment by علی رضا — دی ۲۶, ۱۳۸۷ @ ۱:۱۹ ق.ظ

  3. بیت هفتم به ایین گونه است

    چه گفت ان خردمندمرد از خرد

    که دانا ز گفتار او برخورد

    خردمند مرد د خردمند ساکن است که معنی ان میشود مرد خردمند

    Comment by کارن — اسفند ۲۱, ۱۳۸۹ @ ۲:۱۶ ب.ظ

  4. با سلام
    تلفظ و معنی “وزویت” در بیت ۵ چیست؟

    Comment by صهبا — تیر ۲۲, ۱۳۹۱ @ ۲:۰۴ ب.ظ

  5. در مصراع ” نخست آفرینش خرد را شناس / نگهبان جانست و آن سه پاس” ، فکر کنم باید بعد از ” آن ” ، یک ” را ” داشته باشیم تا معنی و وزن درست شه. :)

    Comment by مهدیه — شهریور ۶, ۱۳۹۱ @ ۳:۱۰ ب.ظ

  6. باسلام و تشکر از تهیه ودراختیار گذاردن این مجموعه نفیس درپاسخ به صهبای عزیز ٌوزویت ٌ مخفف واز اویت یعنی ازو برای تو شادمانی و از او برای تو غم است .

    Comment by ملک تاج شعلا — مهر ۲۳, ۱۳۹۱ @ ۸:۲۶ ق.ظ

  7. man fekr mikonam ke jaygahe beyte 19 bayad dar bakhshe nokhostin shahnameh bashe chonke ba bakhsh nokhstin ertebate dare ke dar morde natavaniye andishe dar residan be konhe hasti va vojod khoda bahs mishe na dar bakhshe setayeshe kherd /mamnoon misham age mano rahnama’ i konid

    Comment by Anonymous — آذر ۳, ۱۳۹۱ @ ۱:۴۹ ب.ظ

  8. صهبای گرامی : در بیت پنجم می فرماید
    وزویت ( و از او ترا) شادی و انده و کم وکاست است ، از خرد است، بیهوده نیست که شاهنامه را خرد نامه می خوانند.

    و اما ، سخن با صدای پیش (ضمه) بر روی حروف اول ودوم تلفظ درست آن در پارسی روزگار حکیم توس است ( واژه پاسخ = پاد سخن ، یادگار آن تلفظ است.)

    Comment by دکتر ترابی — فروردین ۱۳, ۱۳۹۳ @ ۷:۵۳ ق.ظ

  9. نخست آفرینش، خرد را شناس
    نگهبان جان تو و آن سه پاس.( نگهبان جانت بود وآن سه پاس)

    مشکل وزنی را از میان بر می دارد ، و ای بسا که چنین نیزبوده است و الله اعلم.

    Comment by دکتر ترابی — فروردین ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۲۳ ب.ظ

  10. جناب دکتر ترابی حقیر مایلست نظر حضرتعالی را در خصوص درست خواندن بیت اول شاهنامه بداند ، بنظر من آن بیت مشهور را باید اینگونه بخوانند :
    ” بنام خداوند جان و خرد
    کزین برتر [اندیشه بَر] نگذرد ”
    [اندیشه بَر] به معنی بَرِ اندیشه به معنی حاصلِ اندیشه یا نتیجۀ اندیشه است .
    بنظر حقیر صورت فعلی خواندن مصرع دوم این بیت که معمولاً به این شکل خوانده میشود غلطست : کزین برتر اندیشه [برنگذرد]
    دراین مصرع دو بار کلمۀ [ بر ] آمده است ، [بر] اول به معنی بالا و [بر] دوم به معنی ثمر، نتیجه ، حاصل و میوه است .
    صورت معمول خواندن این مصرع معنی آن را اینگونه میکند :
    که از این بالا تر اندیشه بالا نرود
    این کار از فردوسی بعید است که در یک مصرع دو بار یک کلمه را با یک معنی بیاورد ، خصوصاً در چنین مکانی . صورت صحیح خواندن این مصرع که عرض شد یعنی :
    کزین برتر ، اندیشه بر ، نگذرد
    این معنی را افاده میکند :
    که ازاین بالاتر حاصل اندیشه نرود
    یا
    حاصل و نتیجۀ اندیشه از این بالا تر نرود
    نظرشما چیست ؟
    مشابه این مصرع را حافظ در غزل معروف سمن بویان دارد ، آنجا که میگوید :
    چو منصور از مراد آنانکه بر دارند بر دارند
    اینجا هم [بر] اول به معنی حاصل و میوه و نتیجه است و [بر] دوم به معنی بالا .
    و این معنی را میدهد که مثل منصور حلاج آنانکه از مرادشان بر یا حاصل و نتیجه میگیرند بالای دارند .
    نظر شما چیست ؟

    Comment by شمس الحق — فروردین ۱۹, ۱۳۹۳ @ ۱:۴۵ ق.ظ

  11. “کنون ای خردمند ارج خرد” درست هستش.از آنجاییکه نسخ دستنویسی که به جای مانده برخی بخش هایش از میان رفته یا ناخواناست ، سپس تر واژگانی تازی در آن بخش ها افزوده گشته است که چیز شگرفی نیست همچون مصراع هایی که شوربختانه به شاهنامه دانسته افزوده و یا از آن کاسته شده است و ای کاش روزی ویرایش دوباره یابد.
    در پایان از همه دوستان خواهشمندم که پارسی را سپاسدار و نگهبانی نیک باشید و دست کم در نگرش هایی که بر سروده های فردوسی می نویسید پارسی باشد نه تازی.

    Comment by مهیار — فروردین ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۳:۱۰ ب.ظ

  12. حقیر شاهنامه پژوه نیست اما ، در میان نسخ شاهنامه که تاکنون دیده است ، نسخه مسکو را پرغلط ترین نسخه یافته است . مصرع اول بیت اول بر اساس نسخه بایسنغری با گنجور مطابقت دارد و چنین است :
    کنون ای خردمند وصف خرد

    Comment by شمس الحق — فروردین ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۵۱ ب.ظ

  13. دوستان نادیده، استاد شمس نظر این کمترین را در خوانش مصرع دوم از بیت آغازین خواسته اند ؛
    زحمت افزا میشوم : افعال پیشوندی فراوانی زنده یاداستاد خانلری در جلد دوم تاریخ زبان فارسی ذکر فرموده است از آن جمله بر گذشتن به مانای رد شدن، سپری شدن ، برتر و بالا تر رفتن، بر افراشتن و……حکیم توس خود از جمله می فرماید : بیامد شهنشاه ازین سان به دشت
    همی تاجش از مشتری بر گذشت و جایی دیگر
    خروشیدن تازی اسبان به دشت
    زبانگ تبیره همی بر گذشت.
    و شیخ شیراز :
    محل و قیمت خویش آن زمان بدانستم
    که بر گذشتی و مارا به هیچ نخریدی
    گمان می برم با این شواهد و ابیات پس از نخستین بیت در آغاز خرد نامه باید اندیشه را فاعل فعل بر نگذرد بدانیم. وبا پوزش از گستاخی و همراه بهترین درودها.

    Comment by دکتر ترابی — خرداد ۲۴, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۴۴ ب.ظ

  14. کنون ای خردمند، وصف خرد؟ یا ارج خرد؟
    وصف گرچه معنای ستایش نیز دارد ، اما روی سخن استاد با خردمندان است، آنان بی گمان میدانند خرد چیست ارج خرد را شاید جملگی ندانند ازین روست که به یادشان می آورد و تابدانجا که از فراوانی بی خردان دست از ستایش بر میدارد ، همه از ارج خرد و وصف خرد است که سخن میگوید چشم جانست ، رهنمای است، بهترین نعمت خداست و ارجمندی تو ازوست هر دو ثبت دیده شده است و هردو درست مینمایند. آنجا که می فرماید حکیما، چو کس نیست گفتن چه سود،
    مرا به یاد حدیث :

    کلم الناس علی قدر عقولهم می اندازد
    ( عربی دان نیستم امید که درست نوشته باشم )

    Comment by دکتر ترابی — خرداد ۲۸, ۱۳۹۳ @ ۷:۳۷ ب.ظ

  15. نخست آفرینش خرد را شناس نگهبان جان است و آنِ سه یاس
    فکر می کنم باید در واژه ی (آن) (ن) را با کسره خواند تا وزن شعر درست شود .

    Comment by خرد — اسفند ۹, ۱۳۹۳ @ ۶:۵۳ ب.ظ

  16. نخست آفرینش خرد را شناس
    نگهبان جانست و آن سه پاس
    سه پاس تو چشم است وگوش و زبان
    کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان
    با سلام
    پاس در مصرع دوم بیت اول یعنی نگاهبان ؟؟
    معنای مصرع چیست ؟
    خرد نگهبان جان است و همینطور نگهبان سه نگهبان ؟!
    در بیت دوم فردوسی کلیه واردات و صادرات را منحصر به سه حس بینایی و شنوایی و چشایی می داند ؟
    پس حس بویایی و لامسه چه ؟
    چه کارها که نمی شود با این دو حس کرد !!

    Comment by روفیا — فروردین ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۴۲ ق.ظ

  17. روفیای گرامی،
    خرد نگهبان جان و هستی است ، پاس جدا از نگهبابی هم مانای نوبت نگهبانی دارد،
    هر یک ازین سه پاس به گونه ای نگهبان اند به سهم خویش و زمان خویش و نیز ای بسا شاعر از ان سه پاس پنداشت، گفتارو کردار نیک منظور داشته است و رنه وی از دو نگهبان دیگر خشایی و پرماس ( پرماسیدن، بسودن) نیک آگاه بوده است

    Comment by سیاوش بابکان — فروردین ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۴:۲۳ ب.ظ

  18. با سلام
    این لینکی که گذاشتم لینک قدیمی ترین نسخه شاهنامه موجوده که در موزه ایتالیاست.

    طبق این لینک در صفحه ۱۰ اون نوشته :
    کنون ای خردمند مرد خرد

    Comment by مهرداد — اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۰۷ ق.ظ

  19. هلا ای بزرگ خردمند راد

    درودم زجان بر روان تو باد

    خرد مند دانا دل ای پیر توس

    خداوند بس رستم و اشکبوس

    خرد چون چکیده‌ست از خامه‌ات

    شه نامه‌ها گشته شهنامه‌ات

    از آن جاودان در جهان زنده‌ای

    که تخم سخن را پراکنده‌ای

    همه روزگار وطن تیره شد

    چو تازی به خاک وطن چیره شد

    موالی چو نامید مارا عرب

    غم و درد آمد به جای طرب

    چو دیدی که زخمی‌ست قلب وطن

    و خون بارد از دیده‌ی مرد و زن

    قلم در کفت خنجر تیز شد

    ستم را نشان رفت و خونریز شد

    برون آمد از جان تو این سرود

    تو گویی که ایران چنین گفته بود

    ز شیر شتر خوردن و سوسمار

    عرب را به جایی رسیده‌ست کار

    که تاج کیانی کند آرزو

    تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

    Comment by فرزاد شهزاد — خرداد ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۴۵ ب.ظ

  20. با درودی عاشقانه به نسل اندیش مندان
    عزیزان من دو ستان گل من به چند نکته اشاره می کنم با امید به این که در گفت و شنود با سایر فرهیخته گان مورد توجه قرار گیرد.
    یک : بعضی از حاشیه ها چنان اندیش مندانه است که من چندین بار آن را خوانده وسیر نشدم .
    دو : بعضی دیگر نشان از آن دارد که نگارنده حاشیه
    عاشق ادبیات گران سنگ پارسی است ولی در خواندن اشکال داشته و برای رفع ایراد در واقع به استاد مراجعه نموده است .
    سه : در هر شرایط باید ضمن پاس بانی از این پدیده زیبا در گسترده تر کردن آ ن به ویژه در نسل جوان
    همانند دانشمند توس ویا مولانا تلاش کرد .
    توجه کنید :
    ۱- حکیما چو کس نیست کفتن چه سود
    در تناقضی آ شکار پس از آن است که گوهر تابناک ادبیات جهان ۹ دفتر شاهنامه را می سراید ( تا کس
    پیدا شود )
    ۲- در نیابد حال پخته هیچ خام
    پس سخن کوتاه باید والسلام
    وباز میبینید که در چار چوب همان تناقض است که مولانا شش دفتر مثنوی دیوان شمس فیه ما فیه
    مجالس سبعه و… را تقدیم بشریت میکند (همان حامعه ای که رینولد الین نیکلسون و آنه ماری شیمل و… را در بطن خود دارد / تا هر شرحی با استنساخ از شرح نیکلسون اعتبار یافته و شرح زنده یاد فروزان فر و استاد کریم زمانی در سایه قرار گیرذ .)
    در هر شکل به ظن من این شعر مانیفست بشریت است و قابلیت اعتنای آن تا حدی است که اگر استادان گران قدر روزی یک بار آن را در ابتدای هر جلسه به دانش پژوهان گوش زد کرذه (حد اقل سه بیت آخر را) وسپس ادامه دهند راهی بی هوده نرفته اند .
    با سپاس از این که با وقت گذاشتن برای خواندن این حاشیه عملا مرا مورد عنایت فرار داده به اید آن که روزی در هر خانه ای ترنم شاه کار های ادب پازسی
    جای گزین سریال های چندین صد ایپزودی عثمانیان گردد .

    Comment by سعید — تیر ۳۱, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۶ ق.ظ

  21. درود
    کانال شاهنامه خوانی در راستای آشنایی با داستانهای شاهنامه در تلگرام ، راه اندازی شد:
    Shahnamekhani@

    Comment by هو — آذر ۳, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۴۲ ب.ظ

  22. درود به حاشیه نویسان و فرهینختگان گران قدر، نظریات و باز گشایی شما در راستایی واژه های این اثر گران سنگ فارسی راه را برای درک بیشتر جوانان نسل بعدی که آشنایی شان به واژه قدیم( در ناب) کمتر است کمک میکند و قابل ستایش است. در راستای معنی سوم(بَر) به مصرع شعر حافظ شیرازی اشاره میکنم :
    قرآن ز بر بخوانم با چارده روایت
    دراینجا به معنی حفظ کردن، یاد گرفتن ویا از یاد معنی میدهد. سپاس

    Comment by محمد الله کوشانی — آذر ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۶:۱۲ ق.ظ

  23. سلام و درود
    بزرگ مرد ادب فارسی ایران، روحت شاد باشد!
    ازین شعر زیبای فردوسی در ترجمه و برگردان سوره طور بهره گرفتم.

    ازویی به هر دو سرای ارجمند
    گسسته خرد پای دارد ببند

    Comment by محمدامین احمدی فقیه — بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۹:۰۸ ق.ظ

  24. البته با هم فکری دوست عزیز و ارجمندم
    ادیب فرزانه جناب آقای سعید تحریری

    Comment by محمدامین احمدی فقیه — بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۹:۱۱ ق.ظ

  25. درود، کاملا واضح است که این بخش از شاهنامه اشاره داد به تاکید همیشگی زرتشت بر خرد. بیت های ۱۲ و ۱۳ هم آشکارا به گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک اشاره می کند.

    Comment by مسعود — اسفند ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۴:۴۳ ب.ظ

  26. در این جا در مصرع دوم در این جا نیوشنده به معنی شنونده است
    وبیت های زیبا و دلنشین است

    Comment by کمال داودوند — دی ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۶:۲۵ ق.ظ

  27. با سلام٬من فکر میکنم که یک بیت از این بخش جا افتاده.بعد از بیت شانزدهم این بیت میاد:
    همیشه خرد را تو دستوردار بدو جانت از ناسزا دور دار

    Comment by مهدی — بهمن ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۱:۲۵ ق.ظ

  28. مصرع دوم بیت هفتم به صورت زیر صحیح است.
    که دانا ز گفتار او برخورد

    Comment by حسن امین لو — اردیبهشت ۱, ۱۳۹۷ @ ۲:۵۰ ب.ظ

  29. با سلام
    دوستان تو روخدا بس کنید این غلط املایی گرفتنارو…بس کنید از گفتن جابجایی بیت ها…شما رو به خدا راز درون شعر و به بحث بذارید…جناب فردوسی داره میگه خرد بهتر از هرچه ایزد بداد اونوقت شما به جای بحت روی این بیت بسیار مهم دارید میگید این علظه اون بیت جابجائه…
    مغز رو بردارید وگرنه همونجوری که جناب مولانا میگه پوست بهر خر است لطفا خر نباشیم لطفا
    معذرت میخوام بابت ادبیات اما مجبورم

    Comment by محمد — تیر ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۲۱ ب.ظ

  30. نغنوی به چه معنی است؟ تلفظ آن چگونه است؟
    با تشکر

    Comment by رضا — آذر ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۳:۴۷ ب.ظ

  31. نَ غ نَ وی
    باسکون غ
    از غنودن به مانای آسودن است
    نَغنَوی = نیاسایی
    از آموختن یک زمان نغنوی=هیچگاه از یادگرفتن غافل مشو

    Comment by محسن.۲ — آذر ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۹:۳۴ ب.ظ

  32. حکیم طوس در دو بیت به خوبی تنها ابزار تفسیر و توضییح جهان را بر شمرده است. خرد؟
    خرد رهنمای و خرد دلگشای
    خرد دست گیرد به هر دو سرای
    ازو شادمانی وزویت غمیست
    وزویت فزونی وزویت کمیست
    بسیار زیبا است.معتقد است جهان فعلی و جهان مادی را باید با خرد تفسیر کرد.و در جهان دیگر نیز حتما آفریننده ای خردمند رفتار خردمحور دراین جهان را می پسندد

    Comment by ذبیح اله — اسفند ۲, ۱۳۹۷ @ ۶:۵۲ ب.ظ

  33. این ابیات به خوبی، نخستین مخلوق در آفرینش یعنی عقل یا خرد را معرفی می کند. همانطور که در ابتدای کتاب الکافی آمده است که »اولُ ما خلق الله، العقل».

    Comment by امیر اهوارکی — مرداد ۵, ۱۳۹۸ @ ۳:۱۰ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره