1. برای مصراع آخر فکر می کنم کلمه ی “چو” در شعر سکته ایجاد کرده برای وزن شعر باید بشود “چون”.
    من چون تو بدم تو نیز چون من باشی.

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by آیدین — خرداد ۸, ۱۳۸۹ @ ۳:۴۵ ب.ظ

  2. بر سنگ زدم چو کردم این کلاّشی

    پاسخ:؟

    Comment by Anonymous — مهر ۱۶, ۱۳۸۹ @ ۹:۱۲ ق.ظ

  3. در نسخه ای که ادوارد فیتزجرالد از روی آن اشعار خیّام را به انگلیسی ترجمه کرده و مورد اقبال اروپائی ها قرارگرفته ، مصرع دوّم اینگونه است :سرمست بدم چو کردم این اوباشی . از نظر منطق شعر نیز سنگ بر سبو زدن عیاشی نیست بلکه اوباشی است

    Comment by بهرام مشهور — خرداد ۱, ۱۳۹۱ @ ۸:۴۷ ق.ظ

  4. سرمست بدم که کردم این اوباشی
    در ضمن معتبرترین تصحیح مربوط به صادق هدایت است. مرحوم دکتر غنی در رابطه با دیوان حافظ نیز مشکلات زیادی داشته اند. هرچند از ارزش کار ایشان و قزوینی کم نمیکند.

    Comment by علی — شهریور ۲۰, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۱۸ ق.ظ

  5. با درود به گنجوری های پر تلاش و حاشیه نویسان گرامی
    نخست این که نسخه ای که فیتزجرالد سروده هایش را از آن برگرفته، معتبر نیست، که این نا معتبری آن مجموعه، از ارزش والای سروده های فیتزجرالد نمی کاهد.
    نسخه بودلیان( ۱۵۸ رباعی، کاتب شیخ محمود یربوداغی،۸۶۵ هجری قمری،کتابخانه اکسفورد، شماه ۵۹۵ مجموعه اوزلی) که کهن ترین مجموعه رباعیات خیام است، و سرشار از رباعیات جعلی است، پاره دوم را چنین آورده:
    سرخوش بودم که کردم این اوباشی
    سخن آقای علی در باره غنی درست است که پژوهش های غنی کم خطا نیستند، گرچه کار هدایت نیز ناسرگی های بسیار دارد و نسخه هدایت معتبرترین نیست.

    Comment by غلامحسین مراقبی — اسفند ۱۹, ۱۳۹۱ @ ۲:۴۱ ب.ظ

  6. در مصرع اول صحبت از مستی وجوانی دارد ودر مصرع دوم با تجربه که حاصل کرده است که بعد از ر مستی و شادابی خزان وشکستی آمدنیست.

    Comment by Anonymous — مهر ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۱:۵۹ ب.ظ

  7. طبق تصحیح محمد علی فروغی مصراع دوم “سرمست بدم چو کردم این اوباشی” است.

    Comment by ولگرد — بهمن ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۴:۲۹ ق.ظ

  8. در بیت نخست مصرع دوم لغت «عیاشی» از خانواده ی عیش به معنی «زندگی» درست است.
    از آنجایی که سبو در این شعر نماد درگذشتگانی است که کاری از ایشان ساخته نیست و گوینده ی مست نشان گر مردمانی که در حال عیش یا زندگی هستند. بنا بر این گوینده در این جا کارهایی را که می تواند انجام دهد به رخ در گذشتگانی که دستشان از دنیا کوتاه است می کشد. انجام فعل نماد زنده بودن است در مقابل خاک شدگان که نماد درگذشتگان هستند.

    Comment by علی محمد — اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۷:۲۰ ق.ظ

  9. از ویژگی های بارز اشعار خیام حضور مرگ است،
    این مرگ اندیشی براستی کیفیت زندگی آدمی را دگرگون می کند،
    مثل این است که شما نویسنده داستانی هستید که میدانید چطور باید تمام شود،
    و عدم حضور مرگ در زندگی مثل این است که شما نویسنده داستانی باشید که نمی توانید پایان آن را بپذیرید!
    البته نویسنده اولی بهتر میداند چگونه ماجراهای داستانش را بسامان کند در حالیکه نویسنده دوم دایما صفحاتش را پاره میکند…

    Comment by روفیا — اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۸:۲۳ ق.ظ

  10. یه مصرع شنیدم : من بدم نه آنچنان بد که تو می پنداری آیا می دانید از چه کسی است یا اصلا مصرع یک شعر هست؟

    Comment by بابک — اسفند ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۱۸ ب.ظ

  11. گفتاورد:
    ” انکار مرگ ، همان بخش تاریک جان آدمی است،
    که بی آنکه بدانیم می فرسایدمان “

    Comment by پریشان روزگار — اسفند ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۴۹ ب.ظ

  12. خوب است که می دانیم مرگ سرنوشت محتوم همگان است،
    و جذاب و هیجان انگیز است که نمی دانیم دقیقا چه کیفیتی دارد،
    هیجان انگیز است!

    Comment by روفیا — اسفند ۲۲, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۰۹ ب.ظ

  13. درود بر دوستان
    .. شاید بهتر باشد بگوئیم “زندگی” سرنوشت محتوم همگان است..
    آیا به راستی میدانیم که “زندگی” چه کیفیتی دارد؟
    به نظرم این یکی که به نظر نقد هم می رسد هیجانش بی نهایت بیشتر است دوست من!!

    Comment by نادر.. — اسفند ۲۲, ۱۳۹۵ @ ۷:۳۸ ب.ظ

  14. سخن دوستان درباره مرگ اندیشی کاملا درست است. اینکه آدمی در برابر خودش یک چشم انداز روشن داشته باشد، ولو آنکه در آن چشم انداز مرگ وجود داشته باشد، بسی بهتر از آن است که در برابر خود پرده ای از یک مه غلیط بی خبری کشیده باشد. اگر دقت کنیم آن بی خبری و غفلت و مستی ای که خیام در رباعیات خود از آن سخن می گوید با آگاهی از سرنوشت بشر حاصل می شود نه ناآگاهی از سرنوشت و سرشت آدمی. تنها آنها که کاملا به سرشت و سرنوشت بشری خود آگاهند می توانند با خیال راحت دم را غنیمت بدارند و از آینده غمی به دل راه ندهند.

    Comment by مهرداد پارسا — آذر ۲۰, ۱۳۹۷ @ ۹:۴۴ ق.ظ

  15. واقعا بسیار خوشم آمد

    Comment by ömer hayyam sözleri — آبان ۱۷, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۵۲ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره