1. کاشی ها رنگ برنگ جفت همند
    بی تکلف همه دل تنگ همند
    هر کدام نعره کشان دم بزنند
    هر کدام نقش مکمل به نقش دگرند
    هر انسانی خودش بهشت و جهنم برای خودش درست میکنه. تصور کن ادمی رو که بد نبینه بدی نکنه وتمام وجودش شور و عشقه .عاشق وجود خودش و دیگران و از سر تا به پا امید به زندگی؟ اگه به جای خود خواهی عاشق خودمون باشیم همیشه تو بهشتیم .چه فرقی میکنه چی مال کیه ما چی از اون میفهمیم؟ این مهمه

    Comment by حمید — اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۲ @ ۹:۱۵ ب.ظ

  2. سلام
    بنده تحصیلات و مطالعلتم در زمینه شعر نیست. اما فکر میکنم بیت دوم به صورت زیر صحیح باشد:

    خیام! که گفت دوزخی خواهد بود؟
    که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟

    Comment by داود — اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۹:۲۴ ق.ظ

  3. در آخر مصرع های یک و سه و چهار باید علامت سوال گذاشته شود.

    Comment by هومن — مهر ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۸:۱۹ ب.ظ

  4. خشت بر دریا زدن . کنایه از کار بیهوده کردن است

    نیکخواهانم نصیحت می‌کنند
    خشت بر دریا زدن بی‌حاصلست

    Comment by ATA — مهر ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۳:۳۸ ب.ظ

  5. که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
    افرادی چنان برای مردم از بهشت و جهنم میگویند که گویی همین الان از آنجا آمده اند و همه چیز را به چشم خود دیده اند.

    Comment by ATA — مهر ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۳:۴۱ ب.ظ

  6. مصرع دوم هیچ پیوندی با این رباعی نداره خیام در جایی بوده که دین اسلام چیره بوده و اگر هم انتقادی داشته به اسلام داشته. نه بت پرستان و آتشکده و یهود!!! کاملن آشکاره که نسخه نویسای اسلامی مصرع دوم رو عوض کردن وگرنه مصرع دوم هم باید با مصرع های دیگه هماهنگ باشه چیزی همانند:
    تاچند زنم بروی دریاها خشت?/افسانه دین و آخرت را که نوشت؟/خیام!! که گفت دوزخی خواهد بود؟ /که رفت به دوزخ؟ و که آمد ز بهشت؟

    Comment by سمراد — آذر ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۸:۳۴ ب.ظ

  7. به نظر میاد که وزن شعر مفعول مفاعلن مفاعیلن فاع است یعنی بحر هزج مثمن اخرب مقبوض ازل

    Comment by مریم — آذر ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۹ ق.ظ

  8. چند زنی یعنی چیدن.
    لذا چیدن آجر بر روی دریا کنایه از بیهوده کار کردنه.

    Comment by ... — دی ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۹:۱۶ ب.ظ

  9. تا آنجایی که در کتابها خوانده و یادم هست ، صورت درست رباعی اینگونه است :
    تا چند زنم بروی دریاها خشت

    بیزار شدم ز بت‌پرستان و کنشت

    خیام !که گفت دوزخی خواهد بود ؟

    که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت

    Comment by بهرام مشهور — اسفند ۶, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۴۰ ب.ظ

  10. در بیت اول خیام مظورش تنها بت پرستانی که چوب و سنگ می پرستند نیست، بلکه افرادی را می گوید که از خدا برای خود بت ساخته اند و با توصیفات و تصاویری که از خدا و بهشت و جهنم و… برای خود می سازند در واقع بر روی دریاها خشت می چینند.

    Comment by Khayyamist — خرداد ۹, ۱۳۹۸ @ ۸:۰۰ ق.ظ

  11. خوانش بیت دوم ایراد دارد. همانطور که دوستان هم ذکر کرده اند خیام مورد خطاب قرار می دهد خودش را. ای خیام، چه کسی گفت که دوزخی وجود خواهد داشت؟

    Comment by محمد — مهر ۵, ۱۳۹۸ @ ۴:۵۸ ب.ظ

  12. آنچه به تردید ما در انتساب این رباعی به خیام دامن میزند مضامین سطحی به کار رفته در مصرعهای آن است که با هیچ یک از مختصات رباعیات اصیل خیام از جمله حیرت و پرسش از آغاز و انجام جهان یا شادی طلبی و اغتنام فرصت ارتباط ندارد و جز تضرع و زاری و سرزنش و تشبیه مسلمانان به بت پرست در بیت اول و انکار دوزخ و بهشت تنها به این دلیل که کسی به آنجا نرفته یا از آنجا بازنگشته است در بیت دوم، حرف و حکمت نو و عمیقی در این رباعی دیده نمیشود. ضمن این که کنشت در اصل محل عبادت یهودیان و نه بت پرستان است، هر چند که گاهی مترادف با دیر و صومعه نیز به کار برده شده است.

    Comment by ساکت — مهر ۱۵, ۱۳۹۸ @ ۸:۱۸ ق.ظ

  13. تا چند زنم به روی دریاها خشت :
    منظور کار بیهوده کردن است که با توجه به ادامه ی شعر مشخص می شود که شاعر از برخی کارهای باطل در تفکرات دینی انتقاد کرده است.
    بیزار شدم ز بت پرستان کنشت:
    در اینجا شاعر از ظاهر پرستان دینی - که با مطالعه ی سایر اشعار این شاعر ، به مخالفت ایشان با بزرگ منسبان ظاهر گرای ادیان می توان پی برد - بیزاری جسته است .
    خیام که گفت دوزخی خواهد بود
    در این مصرع جایگاه ” علامت گذاری دستوری” گذاری بسیار حائز اهمیت است :
    ۱- خیام که گفت دوزخی خواهد بود .
    یعنی : خیام خودش را دوزخی می داند
    ۲- خیام ! که گفت دوزخی خواهد بود ؟
    اگر ” که ” در این مصرع به ” چه کسی ” تعبیر شود ، گویی شاعر تفکرات خیام را قبول دارد و در مقام دفاع برآمده و کسانی را که خیام را دوزخی دانسته اند مورد عتاب قرار می دهد.
    ۳- خیام ! که گفت : دوزخی خواهد بود ؟
    معنی می شود که شاعر از خیام می پرسد - پرسش و پاسخ درونی - چه کسی گفته است که دوزخی هم هست و وجود بهشت و دوزخ را - آنچنان که در مصرع آخر به صراحت می گوید - نفی می کند

    Comment by جمشید — آبان ۲, ۱۳۹۸ @ ۹:۰۵ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره