1. جانا، حدیث حسنت، در داستان نگنجد رمزی ز راز عشقت، در صد زبان نگنجد
    سودای زلف و خالت، در هر خیال ناید اندیشهٔ وصالت، جز در گمان نگنجد
    هرگز نشان ندادند، از کوی تو کسی را زیرا که راه کویت، اندر نشان نگنجد
    آهی که عاشقانت، از حلق جان برآرند هم در زمان نیاید، هم در مکان نگنجد
    آنجا که عاشقانت، یک دم حضور یابند دل در حساب ناید، جان در میان نگنجد
    اندر ضمیر دلها، گنجی نهان نهادی از دل اگر برآید، در آسمان نگنجد
    عطّار وصف عشقت، چون در عبارت آرد زیرا که وصف عشقت، اندر بیان نگنجد
    بیت آغاز منطق الطیر

    پس این چیه …. ؟ چرا قاطیش کردین؟؟؟

    Comment by کوروش — تیر ۵, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۱۴ ب.ظ

  2. دوستمان عصبانی شدند !

    Comment by شمس الحق — شهریور ۳۱, ۱۳۹۴ @ ۴:۴۸ ق.ظ

  3. کدام شعر درست است؟

    Comment by ناصر — مهر ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۵۰ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره