1. با تشکر از شما، در browser من مصراع دوم بیت اول تماما در یک سطر جا نگرفته و در نتیجه مصراعهای سایر ابیات به درستی کنار هم قرار نمی گیرند.

    اگر فاصله ما بین “افسار” و “نیست” حذف شود این مشکل برطرف خواهد شد.

    پاسخ: مشکل موقتاً حل شد (در صورتی که شما هنوز شعر را به همان صورت می‌بینید کلید Ctrl+F5 را بزنید تا تمامی اجزای صفحه از میزبان دوباره آورده شوند)، در هر صورت مشکلاتی شبیه به این هنوز وجود دارند و نیازمند یک راه حل بهتر برای نمایش متقارن ابیات هستند که تلاش می‌شود در فرصت مناسب مشکل حل شود.

    Comment by حسین جلالی — اسفند ۱۳, ۱۳۸۶ @ ۵:۰۵ ب.ظ

  2. با احترام و تقدیر از دست اندر کاران گنجور برای تهیه چنین گنجینه ارزشمند، لطفاً توجه فرمائید:
    در مصرع اول، یک بیت بآخر مانده کلمه بخود صحیح نمیباشد و درست آن بیخود است.
    بامید روزیکه هیچ غلط املائی در هیچکدام از اشعار شعرا دیده نشود.

    پاسخ: با تشکر از شما، تصحیح شد.

    Comment by عنایت الفت — اسفند ۲۸, ۱۳۸۶ @ ۱۰:۱۰ ب.ظ

  3. هو
    در مصرع آخر میخوانیم “گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست”درعرف مامعنی روشنی ندارد حال بد نیست به کلامی از پیامبر توجه کنیم که ترجمه اش اینست: مردم در خوابند وپس از مرگ بیدار میشوند این ابیات مولوی هم شاید توضیحی بر آن باشد
    هوش را بگذار آنگه هوشدار
    گوش را بربند آنگه گوشدار جای دیگر گوید:
    وهم وفکر وحس و ادراکات ما
    همچو نی دان مرکب کودک هلا
    نتیجه میگیریم که ورای بیداری معمولی بیداری دیگری وجود دارد وورای هشیاری معمولی هشیاری دیگری ودر بیت مذکورهشیاری دوم باید مورد نظر باشد
    فکر عارفانه وزرف اندیشی پروین در این منظومه ودیگر منظوماتش که در سن جوانی سروده شده ویادآور سخنان پیران مجرب است فوقالعاده به نظر میرسد

    Comment by ف-ش — اردیبهشت ۲۰, ۱۳۸۷ @ ۲:۵۵ ب.ظ

  4. در مصراع دوم بیت اخر بجای هوشیاری باید هشیاری نوشته شود

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by دوست — شهریور ۱۹, ۱۳۸۸ @ ۵:۴۰ ق.ظ

  5. ایا این شعر چند وزن ندارد؟
    و فقط وزنش(فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن)است؟

    Comment by علی — بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۹:۱۸ ب.ظ

  6. @علی:
    نه، این شعر تک‌وزن است.

    Comment by حمیدرضا — بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ @ ۸:۳۲ ب.ظ

  7. من این شعر را از هر شعری بیشتر دوست دارم به خاطر آهنگ مناظره گونه بودنش و بخصوص به خاطر داستان زیبایش.

    Comment by هاتف — بهمن ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۱:۴۲ ب.ظ

  8. در مصراع اول بیت آخر کاما باید به بین کلمه های هشیار و مردم منتقل شود.. با تشکر فراوان از سایت بی نظیرتان و آرزوی موفقیت در ادامه کارتان

    Comment by آرمان — آذر ۱۱, ۱۳۹۰ @ ۷:۵۲ ب.ظ

  9. ببخشید معنی این مصراع چیست؟
    گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست

    Comment by atash — آذر ۱۱, ۱۳۹۰ @ ۸:۱۳ ب.ظ

  10. در جواب atash جان:معنی مصرع گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست یعنی از کجا بدانیم که والی خودش به خانه ی می فروش نرفته باشد

    Comment by رامین — آذر ۱۱, ۱۳۹۰ @ ۹:۲۴ ب.ظ

  11. در جواب آقای آرمان؛

    در مصرع اوّل بیت آخر، کاما (ویرگول) در جای درستی آمده است. “هشیار” صفتی است برای “مردم”، یعنی “مردم هشیار”. این مصرع به زبان روان این گونه معنی می دهد: “گفت: مردم هوشیار باید [مردم] مست را حد (=تازیانه، شلاق) بزنند”.

    Comment by سیامک — بهمن ۲۱, ۱۳۹۰ @ ۱:۳۷ ق.ظ

  12. با سلام و خدا قوت به تمامی عزیزان گردآورنده این سایت ارزشمند
    من در جایی مصرع اول بیت هشتم
    ((گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه))

    را اینطوری دیدم خواهشمندم راهنمایی کنید
    نقل قول:((آنقدر مستی زهی از سر در افتادت کلاه))

    باسپاس

    Comment by siamak — شهریور ۲۵, ۱۳۹۱ @ ۲:۴۱ ق.ظ

  13. من از پروین اعتصامی ملقب به خانوم کوچیک خیلی خوشم میاد

    Comment by Anonymous — بهمن ۲۲, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۳۲ ق.ظ

  14. برای مست راه رفتن شادروان صادق هدایت پیل پیلی را بکار برده است

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۸, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۲۲ ق.ظ

  15. درود
    مصرع دوم از بیت دوم نباید « جرم از راه رفتن … » باشد ؟ کلمه ی « از » باید نوشته شود .
    با سپاس از شما

    Comment by پدرام — مرداد ۴, ۱۳۹۲ @ ۴:۱۵ ب.ظ

  16. “حکایت کراوات”

    گشت شب مردی به ره دید و کراواتش گرفت
    گفت: قربان این کراوات من است افسار نیست!

    گفت : می باید تو را با خود به آگاهی برم
    گفت: آگاهی سرایِ مردم هشیار نیست!

    گفت: نرم افزار غرب افکنده ای بر گردنت
    گفت: غربی تر ز رختِ رزمی سرکار نیست!

    گفت: این نقش صلیبی هاست در مشرق زمین
    گفت: این مارک مسلمانان آن عهد است از کفّار نیست!

    گفت: تا کی می زنی بر سینه سنگ اجنبی
    گفت: این میراث زرتشت است و از اعراب میگوخوار نیست!

    گفت: کمتر در نما قُمپُز تو از عصر حجر
    گفت: این طرح مهاجر های ایران، پیک استعمار نیست!

    گفت: یعنی عامل بیگانه و فسق و قرو اطوار نیست؟
    گفت: سنگین تر از آن در قوطی عطار نیست!

    گفت: جداً عضو ام.پی.تی و اف.بی.آی و ام.آی.آر نیست؟!
    گفت: مظنون طبق تحقیقات مشکل دار نیست!

    گفت: آیا آرمِ آدم های شاه ِخائن ودربار نیست؟
    گفت: فرقی بین شاه و سایر اقشار نیست!

    گفت: آیا در جهان پوشیدن آن عار نیست
    گفت: جز در مامِ میهن حال و روزش زار نیست!

    گفت: آیا جانشین چفیه و دستار نیست؟
    گفت: حتی همنشین خرقه و زُنّار نیست!

    گفت: پس امشب بخشکی شانس با ما یار نیست!
    گفت: آویزی از این ارزنده تر بر گردن احرار نیست!

    گفت: با آن شیک و خوش تیپ و مرتب می شوم؟
    گفت: بردار و بزن البته قابل دار نیست!

    “کیشو”

    http://pgnews.ir/showpage.aspx?id=47968
    کروات؛ این پارچه درازِ دردسر ساز!
    _زیبا کلام در ادامه با انتقاد از این استدلال که “کراوات نمادی غربی است و سمبل صلیب و مسیحیت است”، نوشت: «اگر قرار شود که ما کراوات را به این اعتبار که غربی است و از غرب آمده، کنار بگذاریم در آن صورت یونیفرم نیروی انتظامی را هم براساس همان استدلال باید بگذاریم کنار، چون یونیفرم و پوشیدن آن هم غربی است.»

    http://www.asriran.com/fa/news/166866
    _بهمن کشاورز رییس اتحادیه‌ی سراسری کانو‌ن‌های وکلای دادگستری : براساس تحقیقات کراوات نمادی اسلامی است
    ,وی به تحقیقی که دکتر نوربها در مورد تاریخچه‌ کراوات انجام داده بود اشاره کرد و گفت: بر اساس تحقیق ایشان کراوات یک نماد اسلامی است و در جنگ‌های صلیبی سربازان اسلام از آن استفاده می‌کردند و چون اولین بار مسلمانان قوم کروات آن را انتخاب کردند به این نام مشهور شده است.

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%AA
    _ریشه ایرانی
    در مورد ریشه ایرانی بودن کراوات گفته شده که در اوستا ۱۲ چیز را نیاز مرد جنگی دانسته‌اند که هشتمین آن کوئرس از ریشه کوئرت بود که در زبان پهلوی به آن گریوپان می‌گفتند و به روی زره بسته می‌شد.

    هم چنین در نقش رجب فارس نرسیده به نقش رستم، که بنا بر نظر هرتسفلد مربوط به بابک، پدر اردشیر پاپکان می‌شود، کوئرت را بر دور گردن بابک به وضوح می‌توان دید که به روی زره بسته است. این پارچه پهن را بزرگان و سرداران سپاه به صورت پهن و پیش‌سینه‌ای استفاده می‌کردند و نمونه پهن آن در نقوش طاق‌بستان دیده می‌شود.[۶]

    نوئل مالکوم، پژوهش گر بریتانیایی، در کتاب خود به نام “تاریخچه مختصر بوسنی” بر این باور است که کراوات نخستین بار از ایران در زمان ساسانیان به اروپا رفت. این ایرانیان پیروان مانی بودند و برای اینکه از دیگران متمایز نشان داده شوند از پارچه‌ای در جلوی پیراهن خود استفاده می‌کردند ولی در تاریخ معاصر توسط کرواسی‌ها به فرانسه برده شد و به دلیل تفاوت‌های زبانی، نام آن به کراوات تبدیل شد …

    http://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/culture/c5c1257838278_cravat_p1
    _.کرواتها ایرانی هستند!
    مطالعات تاریخی نشان می دهد که نژاد فعلی کرواسی ، کرواتها، از ۱۷۰۰ سال پیش شروع به مهاجرات از سرزمین مادریشان ، ایران به سمت کرواسی، صربستان و بوسنی مهاجرت نموده اند. احتمالاً علت این مهاجرت سرکوب مومنین به آئین مانوی در دوران ساسانیان بوده است

    مهاجرین اولیه برای آنکه از سایر اقوام آن ناحیه تمیز داده شوند خود را “خراوات” یا همان کروات می نامیده اند. همچنین این مهاجران ایرانی تبار ، برای آنکه وجه تمایز خود را از نشان دهند، دستمالی بدور گردنشان می بستند، چیزی که بعدها محبوبیتی جهانی یافت و به کراوات مشهور گشت.در سال ۱۶۵۶ ، لوئی چهاردهم ، هنگی از داوطلبان کروات را در ارتش خود تشکیل داد. اعضای این هنگ، برسم پیشینیان خود، دستمالی ابریشمین را بدور گردن خود می بستند که در انتهای آن گره ای داشت. همچنین این دستمال برای بستن زخم مجروحین مورد استفاده قرار می گرفت. از آن به بعد این حمایل ابریشمی به عنوان بخشی از زیور نظامی در ارتش فرانسه پذیرفته شد و واژه ’a la croate’ وارد زبان فرانسه گشت. ۱۷۰ سال بعد بستن کراوات به گردن رسمی جهان شمول گردید.

    http://fararu.com/fa/news/116884/%D8%A8%D8%A7-%DA
    “با کروات برخورد شود، تکلیف کت و شلوار و جلیقه و کفش‌های بندی چه می‌شود؟”
    …….
    _در تحقیق صورت گرفته از سوی نیما پیشدادیان همچنین روایت شده که در جنگ‌های ایران و یونان ارتش هخامنشی برای رسیدن به یونان راه درازی را طی می‌کرد و گاه گروه‌ها و قسمت‌هایی از این ارتش به جهاتی از بدنه سپاه جدا می‌شدند و گاه راه خود را پیدا نمی‌کردند و حتی به ناچار در مناطق دیگری ساکن می‌شدند. برخی از اقوام و ملل ساکن در اروپا بازماندگان همان ارتش هخامنشی هستند و گویا مردم کرواسی از آن جمله‌اند. همچنین اجداد مردم کرواسی از نژاد «سیت» هستند که تیره‌ای از مادها بوده و نوادگان آنها اینک در قزوین کنونی ساکن هستند.
    ……….

    http://www.topiranian.com/maghala/archives/2012/02/post_207.html
    _ - کراوات اصالتا پوششی ایرانی است

    خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

    Comment by Anonymous — آبان ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۷:۰۶ ق.ظ

  17. این موضوع بنده را به فکر مطلب مهم دیگری انداخت و آن گیسوی مدل دم اسبی آقایان است ، در جایی که اکنون بخاطر ندارم کجا خواندم که سلمان فارسی وظیفه رسیدگی و پیرایش موی سر و صورت حضرت ختمی مرتبت پیامبر اسلام را بر عهده داشته است و این را برای خود افتخاری محسوب میکرد [ که یقیناً چنین بوده است ] و کلمه سلمانی که اکنون در ایران به آرایشگران مردانه اطلاق میشود از اینجا نشأت گرفته است و در ادامه نوشته بود که موی سر حضرت در زمان بعثت خاکستری یا به اصطلاح جو گندمی بوده و بر شانه های حضرت آویخته میشده و در غزوات حضرت آنها را با بندی چرمین از پشت سر می بسته اند [ که در آنصورت به شکل مدل دم اسبی میشده است ]
    حال از صاحبنظران و مطلعین و مورخین درخواست میکنم صحت و سقم این موضوع را معلوم بفرمایند که اگر صحت داشته باشد موی دم اسبی برای آقایان همچون کراوات نباید منعی داشته باشد .

    Comment by شمس الحق — آبان ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۹:۲۶ ق.ظ

  18. باسلام به تمامی علاقمندان به اشعار وبادرود بر گردانندگان محترم سایت . حاشیه درحاشیه نوشتن واینکه بجای مفهوم شعر از کراوات طرفداری کردن یا بداندیشیدن در رابطه با استفاده از یک پوشش چه حاصلی دارد وبقول سعدی تن آدمی عزیز است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت . آدمیت را ارج بنهیم وهرگونه که مایل بودیم از پوششی کراوات استفاده کنیم.

    Comment by شاهرخ — بهمن ۱۵, ۱۳۹۳ @ ۲:۱۸ ب.ظ

  19. پروین اعتصامی استاد مناظره است واقعا اینگونه شعر ها را خیلی دوست دارم

    Comment by رضا — آذر ۷, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۰۰ ب.ظ

  20. با درود

    در این نشانی شرح این شعر را ببینید؛

    http://adabiyatepish.blogfa.com/post/33

    Comment by مرتضی — بهمن ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۴:۰۳ ق.ظ

  21. این قطعه را در مثنوی ببینید که داستان مشابهی را روایت می‌کند:
    http://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar2/sh58/

    Comment by حمیدرضا — آبان ۷, ۱۳۹۵ @ ۹:۰۵ ق.ظ

  22. در بیت سوم، “میباید” را بهتر است این طور “می باید” بنویسیم زیباتر است.

    Comment by حمید — آذر ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۹ ق.ظ

  23. سلام و درودها
    اکثر شعرهای زنده یاد پروین اعتصامی در قالب “قطعه”است .
    در بیشتر شعرهای شاعره ی خوش ذوق ، مشکلات و سختی های روزگار و مخصوصا عصر رضاخان به تصویر کشیده شده اند و به قطعه های زیبای “محتسب”و “اشک یتیم”از این نمونه اند .
    روحش شاد

    Comment by صابرخوشبین صفت — دی ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۹:۳۹ ق.ظ

  24. سلام و درودها
    اکثر شعرهای زنده یاد پروین اعتصامی در قالب “قطعه”است .
    در بیشتر شعرهای شاعره ی خوش ذوق ، مشکلات و سختی های روزگار و مخصوصا عصر رضاخان به تصویر کشیده شده اند و قطعه های زیبای “محتسب”و “اشک یتیم”از این نمونه اند .
    روحش شاد

    Comment by صابرخوشبین صفت — دی ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۱ ق.ظ

  25. با درود :
    زان سبب افتان و خیزان میروی
    کلمه زان = از ان اشاره به دور و زمان گذشته
    میروی = اشاره به زمان حال
    بهتر بود میگفت زین سبب افتان و خیزان
    چون مستی اون مرد در اون در همین شبی هست که محتسب اشاره میکنه
    نمیشه گفت الان که افتان و خیزان میروی سببش از ان مستی هست
    در صورتی که از این مستی هست زمان حال

    Comment by علی — آبان ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۲:۴۵ ب.ظ

  26. @ على،
    درود بر شما
    مى روى: فعل حال
    مستى: فعل ماضى (گذشته)
    “مستى” پیشتر یا دورتر (ماضى،گذشته) از “مى روى” (حال) است، بنابر این “آن” که نشانه دور بودن است به فعل دورتر (مستى) تعلق مى گیرد و نه “این” …

    Comment by بابک چندم — آبان ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۴:۵۸ ق.ظ

  27. درود برشما بابک

    لطف کنید نام اون فرهنگ که مستی رو ماضی مشخص کرده رو بفرمائیید
    مست بودی = قبلا مست بودی ( ماضی)
    مست هستی = مستی الان مست هستی ( حال )
    مست میشوی = آینده
    ” ی ” که در آخر کلمات میآید بیشتر دلالت بر زمان حال دارد
    مسافری : شما مسافر هستی الان
    زائری : ……
    مهمانی : ……
    خندانی : …..

    Comment by علی — آبان ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۵۲ ب.ظ

  28. على جان،
    ببین کارت راه مى افتد؟
    مستى = مست مى بوده اى، یعنى پیشتر مست کردى تا به حال هم مستى ماضى استمرارى که من به اشتباه نوشتم گذشته…
    ماقبل “مى روى” قرار مى گیرد، یعنى اول مست کردى بعد راه افتادى و تا همین حالا هم “مى روى”…
    چون ماقبل است نشانه اش “آن” است، “مى روى” نزدیکتر و نشانه اش “این” است…

    Comment by بابک چندم — آبان ۲۸, ۱۳۹۷ @ ۳:۳۳ ق.ظ

  29. مستی یعنی مست بودی(بوده ای)
    زان سبب افتان و خیزان میروی که مست بودی(بوده ای/شدی یا شده ای)
    تکیه بر مستی شده نه تلوتلو خوردن که شاید نشانه ای باشد یا نباشد
    میروی که زمان حال است به افتان و خیزان برمیگردد و مستی(مست بودی یا بوده ای) پیشتر از آن رخ داده است
    این تلوتلو خوردن نشان آن است که پیشتر چیزی نوشیدی (نوشیده ای)

    Comment by 7 — آبان ۲۸, ۱۳۹۷ @ ۴:۵۳ ق.ظ

  30. با سلام و عرض ادب بنده از این شعر بیشترین لذت را برده ام آنهم بخاطر وزن و آهنگ یکسانی که در این شعر وجود دارد در بیت هشتم که میگوید گفت آگه نیستی بنده در خیلی از کتابها بجای نیستی آگه نه ای که به این صورت نوشته شده است ” گفت آگه نه ای از سر …”

    Comment by حسین گرگین — بهمن ۱۲, ۱۳۹۷ @ ۳:۲۷ ب.ظ

  31. سلام معنی این مصرع جی میشه؟
    گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه

    Comment by احسان — خرداد ۱۵, ۱۳۹۸ @ ۶:۵۴ ب.ظ

  32. احسان جان
    گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
    خیلی ساده می گوید : خبر نداری که کلاه از سرت افتاده، از بس که مستی

    Comment by محسن ، ۲ — خرداد ۱۵, ۱۳۹۸ @ ۷:۴۲ ب.ظ

  33. در پاسخ به علی آقا ، مست هستی که به تنهایی نمی تواند به انجام فعل آن در مقام استنتاق دلالت نماید بلکه این مستی کردی است که ناپسند است بنحویکه فاعل می بایست در مقام پاسخ بر آید پس آن درست است و اشاره به گذشته یعنی مست کردید دارد. مست بودن قائم به شخص نیست یعنی اینکه ممکنست شخص ثالث موجب مستی باشد که شخص مست را فاقد مسئولیت می نماید.

    Comment by مجید — تیر ۱۷, ۱۳۹۸ @ ۷:۱۴ ق.ظ

  34. با سلام و احترام بد نیست چند نکته رو به استحضار برسونم:اول اینکه این شعر رو همای نیز خوانده است دوم زمان فعل است در دستور زبان فارسی جزء استثناهاست یعنی به ظاهر ماضی اما در اصل مضارع و حال است.سوم کلاه بر سر گذاشتن از رسومات عصر شاعر بوده و با توجه جایگاه و طبقات آدمها انواع و اقسام آن نیز متفاوت بوده است.

    Comment by اسحاقی — شهریور ۱۱, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۰۰ ق.ظ

  35. سلام در بیت دوم و در مصرع دوم کلمه جرم م دارای چه حرکتی است ساکن یا کسره لطفا روشن بفرمائید با توضیح

    Comment by رسول — شهریور ۲۰, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۵۳ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره