1. سلام
    در تفسیر معنایی این رباعی باید بگویم که این رباعی در مورد فارغ بودن از علایق دنیوی و دلبستن به دنیای فانی بحث میکند .
    دلبستن به دنیا امری بیهوده و عشقی پوچ است.
    بلکه انسان باید همیشه بیاد مرگ باشد.
    آن چه کسی است که عاشق دنیا بود و عمری جاودان پیدا کرد ( همیشه زنده بود ؟)
    فکر میکر که اجل به او مهلتی برای همیشه زنده بودن خواهد داد.
    گو میخ مزن : کنایه از همان عاشق نشو… دل نبند است ( در قدیم برای زندگی و یا استراحت چند روزه در بیابان و یا در مسیر خیمه بر پا میکرده اند و این خیمه ها را با کوبیدن میخ بر زمین استوار میکرده اند)
    ودر مصرع آخر میگوید لباسهایت را هم در نیاور و بفکر ماندن و استراحت نباش . چرا که کاروان هرلحظه شای حرکت کند . ( اجل سر برسد )
    موففففففق باشید

    Comment by محمدعلی اشرفی — شهریور ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۸:۵۰ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره