گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
مسعود سعد سلمان

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «سلطان ملک است در دل سلطان نور» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ر» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
د
ر
ز
س
ش
ع
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: گرچه فلک از پیش برانده ست مرا

شمارهٔ ۲: بر کار به جز زبان نمانده ست مرا

شمارهٔ ۳: گر بند کند رای بلند تو مرا

شمارهٔ ۴: گر زر گردیم می نجویی ما را

شمارهٔ ۵: تا دیده ام آن لب گهر بار تو را

شمارهٔ ۶: روزی بر من همی نیایی صنما

شمارهٔ ۷: افکند دلم زمانه در زاری‌ها

شمارهٔ ۸: ای مدحت تو فرض و دگر نافله‌ها

شمارهٔ ۹: خویش از پی من همی گریزد ملکا

شمارهٔ ۱۰: هر شیر که بود مرغزاری شاها

شمارهٔ ۱۱: عشق تو بلند و صبر من پست چرا

شمارهٔ ۱۲: در حبس مرنج با چنین آهن‌ها

شمارهٔ ۱۳: می دانستم چو روز روشن صنما

شمارهٔ ۱۴: قبله ست به دوستی ندای تو مرا

شمارهٔ ۱۵: از مهر نکرد سایه کوی تو مرا

شمارهٔ ۱۶: چون بار فلک بست به افسون ما را

شمارهٔ ۱۷: بر آب روان بخت روانت ملکا

شمارهٔ ۱۸: کس نتواند ز بد رهانید مرا

شمارهٔ ۱۹: دانی تو که با بند گرانم یارب

شمارهٔ ۲۰: دل در هوس تو بسته بودم همه شب

شمارهٔ ۲۱: تفت این دل گرم از دم سردم همه شب

شمارهٔ ۲۲: مهمان من آمد آن بت و کرد طرب

شمارهٔ ۲۳: دیبا به رخی بتا و زیبا به سلب

شمارهٔ ۲۴: ای روی تو و زلف تو روز اندر شب

شمارهٔ ۲۵: چون آتش و آب از بدی پاکم و ناب

شمارهٔ ۲۶: تن در غم هجر داده بودم همه شب

شمارهٔ ۲۷: من غرقه ز خون دیده بودم همه شب

شمارهٔ ۲۸: تا روزه حرام کرد بر لب می ناب

شمارهٔ ۲۹: صالح تر و خشک شد ز تو دیده و لب

شمارهٔ ۳۰: ز آن سوزد چشم تو و زآن ریزد آب

شمارهٔ ۳۱: بودم صنما چو رفته هوشان همه شب

شمارهٔ ۳۲: ساقی که به دست من دهد جام شراب

شمارهٔ ۳۳: چون همت تو به حال من مقرونست

شمارهٔ ۳۴: اول ز پی وصال روح افزایت

شمارهٔ ۳۵: اشکم که زمین از نم او آغشتست

شمارهٔ ۳۶: مار دو سر چهار چشم است ای دوست

شمارهٔ ۳۷: امروز به شهر حسن همنام تو نیست

شمارهٔ ۳۸: بر روی دو زلفین بتابم زد دوست

شمارهٔ ۳۹: مسعود ملک ملک نگهبان چو تو نیست

شمارهٔ ۴۰: از وصلت آنکه همچو سوسنش تنست

شمارهٔ ۴۱: آن را که تو در دلی خرد در سر اوست

شمارهٔ ۴۲: در نعمت و مال اگر زبر دستی نیست

شمارهٔ ۴۳: چشم ابرست و اشک ازو ژاله شدست

شمارهٔ ۴۴: دوشم همه شب چنگ چو شمشیر بخست

شمارهٔ ۴۵: بر جان منت جان رهی فرمانست

شمارهٔ ۴۶: ای آنکه مرا قبله وثاق تو بسست

شمارهٔ ۴۷: وصلش شادیست وز پسش زود غم است

شمارهٔ ۴۸: آویخته در هوای جان آویزت

شمارهٔ ۴۹: رویم ز غمت گونه خال تو گرفت

شمارهٔ ۵۰: ای شاه ز بزم تو جهان را خبرست

شمارهٔ ۵۱: گر نور فلک چو طبع ما گردد راست

شمارهٔ ۵۲: طاهر که خطاب تو بر از نام تو نیست

شمارهٔ ۵۳: با ما ثقت الملک هم آوازی نیست

شمارهٔ ۵۴: چشم تو چو فتنه جهان سوزانست

شمارهٔ ۵۵: شد صالح و از همه قیامت برخاست

شمارهٔ ۵۶: اندر خور نعمت توام خدمت نیست

شمارهٔ ۵۷: آن شیر که او به صید جز شیر نکشت

شمارهٔ ۵۸: رنج دل و رنج دیده جز دیده نجست

شمارهٔ ۵۹: در ماه چه روشنی که در روی تو نیست

شمارهٔ ۶۰: در فرقت آن کس که تن و جان تو اوست

شمارهٔ ۶۱: از چرخ چو بر تو مهر فرزندی نیست

شمارهٔ ۶۲: از حصن بلند دوزخ سرد مراست

شمارهٔ ۶۳: خوی تو چو رخسار نکوی تو نکوست

شمارهٔ ۶۴: آنی که زمان زمان مرا عشق تو بوست

شمارهٔ ۶۵: تا من سر آن روی چو مه خواهم داشت

شمارهٔ ۶۶: ای بازوی دولت آستینت ظفرست

شمارهٔ ۶۷: آن بت که هوای او بداندیش منست

شمارهٔ ۶۸: جویان وصال تو جدا از جانست

شمارهٔ ۶۹: هر چند گنهکار است آخر علوی است

شمارهٔ ۷۰: این طالع من یارب و این اختر چیست

شمارهٔ ۷۱: تا تن به غم هجر تو نابود شده است

شمارهٔ ۷۲: گر دورم از آن روی جهان آرایت

شمارهٔ ۷۳: اشک من و رخسار تو همرنگ شده است

شمارهٔ ۷۴: بادام دو چشم تو دلم زار بخست

شمارهٔ ۷۵: گر شاه به من چو شیر دندان خایست

شمارهٔ ۷۶: بر چرخ فتاده نور ایران ملکست

شمارهٔ ۷۷: امروز جهان بهار از ایران ملکست

شمارهٔ ۷۸: با من چو زمانه تیر در شست گرفت

شمارهٔ ۷۹: آنی شاها که جز سخا کیش تو نیست

شمارهٔ ۸۰: در بأس چو طاهر علی آهن نیست

شمارهٔ ۸۱: تا بار غمت نهاده بر محمل ماست

شمارهٔ ۸۲: هر جای که عشوه ایست پرورده توست

شمارهٔ ۸۳: در شعر مرا نیک و بد چرخ یکی است

شمارهٔ ۸۴: ای صدر جهان ناصر تو یزدان باد

شمارهٔ ۸۵: آرام ز خویشتن جدا خواهم کرد

شمارهٔ ۸۶: زین پس اگرم ضعیف تن خواهد بود

شمارهٔ ۸۷: جان و دل و دین دست فراهم کردند

شمارهٔ ۸۸: گیتی و فلک به کشتن من یارند

شمارهٔ ۸۹: باز این تن مستمند زندانی شد

شمارهٔ ۹۰: چون چرخ زهر چه بود درویشم کرد

شمارهٔ ۹۱: در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد

شمارهٔ ۹۲: احسان خداوند به من بنده رسید

شمارهٔ ۹۳: گر تو به سفر شدی نگارا شاید

شمارهٔ ۹۴: از مال فلک برهنه چون شیرم کرد

شمارهٔ ۹۵: چون بند تو بنده را همی پند بود

شمارهٔ ۹۶: گر صبر کنم عمر همی باد شود

شمارهٔ ۹۷: گر باد هوای کوی سرایت سپرد

شمارهٔ ۹۸: تا این دل من تو را خریدار آمد

شمارهٔ ۹۹: تا دل به هوای تو گرفتار آمد

شمارهٔ ۱۰۰: سودای تو آتش دلم افزون کرد

شمارهٔ ۱۰۱: کارم همه جز مهر تو دلجوی نبود

شمارهٔ ۱۰۲: امید وصال چون مرا بفریبد

شمارهٔ ۱۰۳: هر مرد که لاف زد شدش مردی باد

شمارهٔ ۱۰۴: ای دیده کشد همی ز بی خوابی درد

شمارهٔ ۱۰۵: مونس همه شب خیال دلجوی تو بود

شمارهٔ ۱۰۶: از باغ طرب گشت گل وصل پدید

شمارهٔ ۱۰۷: با من در مهر گرم چون آتش بود

شمارهٔ ۱۰۸: چون باره فتح تو به میدان تازد

شمارهٔ ۱۰۹: بر عارض نو مشک همی افزاید

شمارهٔ ۱۱۰: آنی که ز کبر ما نپسندی مهد

شمارهٔ ۱۱۱: در بند تو ای شاه ملکشه باید

شمارهٔ ۱۱۲: دل بیش کشد رنج چو دلبر دو شود

شمارهٔ ۱۱۳: دوشم چو شب از بنفشه رویی ننمود

شمارهٔ ۱۱۴: چون غنچه رهی راز تو در دل دارد

شمارهٔ ۱۱۵: گوشم ز تو نشنود بتا جز همه سرد

شمارهٔ ۱۱۶: تیری که بزد چرخ مرا پنهان زد

شمارهٔ ۱۱۷: ای شاه جهان جهان شد از داد تو شاد

شمارهٔ ۱۱۸: ای شاه شبانگاه تو شبگیر شود

شمارهٔ ۱۱۹: تا چرخ مرا به چنگ عشق تو سپرد

شمارهٔ ۱۲۰: هنگام گل ار به باغ بلبل نبود

شمارهٔ ۱۲۱: هر گه که فلک دل مرا ریش کند

شمارهٔ ۱۲۲: گردون همه در بند گرانم دارد

شمارهٔ ۱۲۳: شاها ملکا همه ثناگوی تواند

شمارهٔ ۱۲۴: گردون شرف و جاه در انگشت تو دید

شمارهٔ ۱۲۵: شاها ملکا جهان به فرمان تو باد

شمارهٔ ۱۲۶: آنی که جهانی ز تو سامان گیرد

شمارهٔ ۱۲۷: بورشد رشید کز فلک ماه آورد

شمارهٔ ۱۲۸: آن کوه گذار آهوی دشت نورد

شمارهٔ ۱۲۹: چون موج سیاه روی هامون گیرد

شمارهٔ ۱۳۰: خاک از رخم ار برو نهم زرد شود

شمارهٔ ۱۳۱: تا دعوت دولت تو در گوشم شد

شمارهٔ ۱۳۲: اول گردون ز رنج در تابم کرد

شمارهٔ ۱۳۳: بر هم زده بود عشقت اسباب خرد

شمارهٔ ۱۳۴: من شاهم و شاعران سواران منند

شمارهٔ ۱۳۵: گر زر گردی جفا عیار تو بود

شمارهٔ ۱۳۶: چون در چشمم ز حسن تو زیبی زد

شمارهٔ ۱۳۷: رویی که چو او چرخ فلک ننگارد

شمارهٔ ۱۳۸: چون روی هوا دوش به قیر اندودند

شمارهٔ ۱۳۹: گر خون نشود قوت جانم که دهد

شمارهٔ ۱۴۰: اندر ریشم همه خسک پاک برید

شمارهٔ ۱۴۱: ترسم ما را ستارگان چشم کنند

شمارهٔ ۱۴۲: چرخ فلک از قضا یکی پیکان زد

شمارهٔ ۱۴۳: در هند کمال جود موجود آمد

شمارهٔ ۱۴۴: چون بنشینند و مطربان بنشانند

شمارهٔ ۱۴۵: آن را که ز بخت دستیاری باشد

شمارهٔ ۱۴۶: در عشق تو جانم انده ناب خورد

شمارهٔ ۱۴۷: آنان که سر نشاط عالم دارند

شمارهٔ ۱۴۸: خون در تن من که اصل نیروست نماند

شمارهٔ ۱۴۹: تا خط چو دود تو دل از من بربود

شمارهٔ ۱۵۰: آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد

شمارهٔ ۱۵۱: با من فلک از خشم همی دندان زد

شمارهٔ ۱۵۲: ای شاه فلک متابع کام تو باد

شمارهٔ ۱۵۳: در باغ هنر تخم وفا کاشت خرد

شمارهٔ ۱۵۴: صالح تن من ز عشق دامن بفشاند

شمارهٔ ۱۵۵: در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد

شمارهٔ ۱۵۶: دیدار تو از نعمت دو جهان خوشتر

شمارهٔ ۱۵۷: یک بوسه زدم بر لب و بر چشم دگر

شمارهٔ ۱۵۸: ز اول به میان ما به هنگام کنار

شمارهٔ ۱۵۹: هر ابر که بنگرم غباری شده گیر

شمارهٔ ۱۶۰: خورشید رخ تو تافت بر سایه عمر

شمارهٔ ۱۶۱: تعریف مرا عشق تو ای ساده شکر

شمارهٔ ۱۶۲: سلطان ملک است در دل سلطان نور

شمارهٔ ۱۶۳: چاه ز نخ تو ای دلارام پسر

شمارهٔ ۱۶۴: یک چشم تو گر تباه گشت ای دلبر

شمارهٔ ۱۶۵: ای روی تو آفتاب و من نیلوفر

شمارهٔ ۱۶۶: آمد به وداعم آن نگار دلبر

شمارهٔ ۱۶۷: ز اندیشه هجران و ز نادیدن یار

شمارهٔ ۱۶۸: در عشق تو همچو ابر می گریم زار

شمارهٔ ۱۶۹: ای پیل سوار خسرو شیر شکار

شمارهٔ ۱۷۰: پیوست فلک با من پیکار دگر

شمارهٔ ۱۷۱: این ابر چراست روز وشب چشم تو تر

شمارهٔ ۱۷۲: اکنون که شدی به بتکده عاشق زار

شمارهٔ ۱۷۳: مشکین کله تو گر شبست ای دلدار

شمارهٔ ۱۷۴: نا رفته هنوز بوی شیرت ز شکر

شمارهٔ ۱۷۵: تا دیده ام آن روی چو خورشید انور

شمارهٔ ۱۷۶: اندیشه مکن به کارها در بسیار

شمارهٔ ۱۷۷: ای مهر تو چون چهار طبع اندر خور

شمارهٔ ۱۷۸: اندک اثر آبله بر دو رخ یار

شمارهٔ ۱۷۹: در زندان تا کرد مرا گردون پیر

شمارهٔ ۱۸۰: سلطان ملک ای عزیز فرزند پدر

شمارهٔ ۱۸۱: چون پیرهنت گرفته ام تنگ به بر

شمارهٔ ۱۸۲: از سنگم یا ز چیستم جان پدر

شمارهٔ ۱۸۳: بر مرگ تو چون نمویم ای جان پدر

شمارهٔ ۱۸۴: می گویمت ای سعادت ای نیک پسر

شمارهٔ ۱۸۵: در غور فلک تعبیه ای ساخت چو ابر

شمارهٔ ۱۸۶: گویی که هوا به زیر گردست امروز

شمارهٔ ۱۸۷: عشقت کشتم که غم درودم شب و روز

شمارهٔ ۱۸۸: ای فقر بخاست روز بازار تو خیز

شمارهٔ ۱۸۹: ای شاه علاء دولت ملک افروز

شمارهٔ ۱۹۰: چرخ از دم کون برنمی گردد باز

شمارهٔ ۱۹۱: خورشید رخا وصل تو جویم همه روز

شمارهٔ ۱۹۲: ای سود و زیان عمر فرسوده بترس

شمارهٔ ۱۹۳: ای یار چو صبر هیچ یاری مشناس

شمارهٔ ۱۹۴: از بخشش دست من ز سیم و زر پرس

شمارهٔ ۱۹۵: مسعود که بود سعد سلمان پدرش

شمارهٔ ۱۹۶: مسعود که بود سعد سلمان پدرش

شمارهٔ ۱۹۷: تا از من می جهی چو دود از آتش

شمارهٔ ۱۹۸: معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع

شمارهٔ ۱۹۹: آتش به سرم همی فرو ریزد عشق

شمارهٔ ۲۰۰: ای چرخ مدور خسیس بی باک

شمارهٔ ۲۰۱: گردون نکشد کمال مسعود ملک

شمارهٔ ۲۰۲: من همت باز دارم و کبر پلنگ

شمارهٔ ۲۰۳: من چون دل لاله ام تو چون رنگ به رنگ

شمارهٔ ۲۰۴: ای بدر شده من از غمان تو هلال

شمارهٔ ۲۰۵: ای کلک ملک وصف تو گویم همه سال

شمارهٔ ۲۰۶: عیبم که ز من زمانی ای مشکین خال

شمارهٔ ۲۰۷: دل می ندهد که از تو بردارم دل

شمارهٔ ۲۰۸: آن دل که نخواستت چه نامست آن دل

شمارهٔ ۲۰۹: سرما چون شد ز دست صحرا شد گل

شمارهٔ ۲۱۰: رویت بر من چنان که گل بر بلبل

شمارهٔ ۲۱۱: نامد به کف آن زلف سمن مال به مال

شمارهٔ ۲۱۲: بنگر که ز شاخ می چه گوید صلصل

شمارهٔ ۲۱۳: چون روی بتان گشت به باغ اندر گل

شمارهٔ ۲۱۴: خامش نشود همی ز غلغل بلبل

شمارهٔ ۲۱۵: من ادهمم از خون دل ابرش گردم

شمارهٔ ۲۱۶: در دولت شاه چون قوی شد رایم

شمارهٔ ۲۱۷: غمهای تو از راندن خونها کارم

شمارهٔ ۲۱۸: هر چند که این بند ز پای افکندم

شمارهٔ ۲۱۹: من در عدم از جود تو موجود شدم

شمارهٔ ۲۲۰: ای طبع بده ور ندهی بستانم

شمارهٔ ۲۲۱: ای غمزه تو کآشفته بنیاد دلم

شمارهٔ ۲۲۲: ای طبع چو آتش از تو بس خوشنودم

شمارهٔ ۲۲۳: گر من برم از مردم بد سازم برم

شمارهٔ ۲۲۴: جان و دل و دین به وصلت ای مهر صنم

شمارهٔ ۲۲۵: ای زرین نام لعبت سیم اندام

شمارهٔ ۲۲۶: تن کوبم و سرپیچم و بر روی زنم

شمارهٔ ۲۲۷: جان هر ساعت ز کار زاری دهدم

شمارهٔ ۲۲۸: من دوش که از هجر تو در تاب شدم

شمارهٔ ۲۲۹: تا کی غم یار و درد فرزند کشم

شمارهٔ ۲۳۰: هر روز همی فلک به تیری زندم

شمارهٔ ۲۳۱: گفتم که تو بی وفایی ای نامردم

شمارهٔ ۲۳۲: ای فاخته دل چو من به رویت نگرم

شمارهٔ ۲۳۳: بر بسته شد از بستن ماتم دستم

شمارهٔ ۲۳۴: سروی خواهم ز چرخ داری زندم

شمارهٔ ۲۳۵: همچون قلمم ز بیخ کندی به ستم

شمارهٔ ۲۳۶: چون پیش دل از هجر تو هنگامه نهم

شمارهٔ ۲۳۷: ای سرو سپاه خسرو ای ماه حشم

شمارهٔ ۲۳۸: ای کرده مرا به عشق گمراه تمام

شمارهٔ ۲۳۹: جستم از توبه بی زبانی جستم

شمارهٔ ۲۴۰: شب زار به جای بستر آتش ریزم

شمارهٔ ۲۴۱: گفتم کایندل به داغ نام تو کنم

شمارهٔ ۲۴۲: ای چرخ ز هر گزند رنج تو کشم

شمارهٔ ۲۴۳: وصف لب رنگین تو از دل جویم

شمارهٔ ۲۴۴: چون از گل روی تو بهاری رسدم

شمارهٔ ۲۴۵: تا چنگ به مهر آن دلارام زدم

شمارهٔ ۲۴۶: بر آتش اگر بی تو نخفتم خفتم

شمارهٔ ۲۴۷: کوهی که بر او بلا ببارند منم

شمارهٔ ۲۴۸: امروز ز هر دوست گزندی دارم

شمارهٔ ۲۴۹: از عشق تو در چشم خرد میل زدم

شمارهٔ ۲۵۰: بونصر من ار عاشق ایام توام

شمارهٔ ۲۵۱: گفتم شکرت به خلق کیهان گویم

شمارهٔ ۲۵۲: جز در غم عشق تو سفر می نکنم

شمارهٔ ۲۵۳: من به الم ای صنم گرفتار نیم

شمارهٔ ۲۵۴: گر تیز به روی خوب تو درنگرم

شمارهٔ ۲۵۵: هر یک چندی به قلعه ای آرندم

شمارهٔ ۲۵۶: صالح دل اگر به جای جامه بدرم

شمارهٔ ۲۵۷: بر روی تو مهربان و دلسوز منم

شمارهٔ ۲۵۸: گنجی که ز پیش آن بجستند منم

شمارهٔ ۲۵۹: نه از همه خلق حق گزاری دارم

شمارهٔ ۲۶۰: گر حور بود بدان که نازش نکشم

شمارهٔ ۲۶۱: از آتش دل همیشه اندر تابم

شمارهٔ ۲۶۲: ای دشمن و دوست مر تو را یک عالم

شمارهٔ ۲۶۳: هرگه که به پیراهن تو درنگرم

شمارهٔ ۲۶۴: دلخسته چشم ناوک انداز توام

شمارهٔ ۲۶۵: در خواب گه از دل به شب آتش بیزم

شمارهٔ ۲۶۶: شب ز انده تو همی نیاید خوابم

شمارهٔ ۲۶۷: دانم که ز چرخ بخش بیرون نکنم

شمارهٔ ۲۶۸: من دوش که از هجر تو در تاب شدم

شمارهٔ ۲۶۹: از بند رحم ببند مهد افتادم

شمارهٔ ۲۷۰: شه پندارد که ما خردمندانیم

شمارهٔ ۲۷۱: در آرزوی بوی گل نوروزم

شمارهٔ ۲۷۲: لرزان ز بلا چو برگ داند یارم

شمارهٔ ۲۷۳: تا روز همه شب از هوس بیدارم

شمارهٔ ۲۷۴: بر دیده خیال دوست بنگاشته‌ام

شمارهٔ ۲۷۵: امروز در این حبس من آن ممتحنم

شمارهٔ ۲۷۶: از دل بدم آتشی برانگیخته‌ام

شمارهٔ ۲۷۷: عمری بدو کف دو رخ نگارا خستم

شمارهٔ ۲۷۸: گفتی خبرت کنم کسی بفرستم

شمارهٔ ۲۷۹: آن مرد که در سخن جهانیست منم

شمارهٔ ۲۸۰: هر جای که آتش نبردیست منم

شمارهٔ ۲۸۱: هر جا که ز فضل پیشگاهی است منم

شمارهٔ ۲۸۲: با ناله همی چو ابر بهمن گریم

شمارهٔ ۲۸۳: از بلبل نالنده تر و زارترم

شمارهٔ ۲۸۴: روزان و شبان در آن غم و تیمارم

شمارهٔ ۲۸۵: ای جان جهان تا خبرت یافته ام

شمارهٔ ۲۸۶: از خود به تو من بتا گمان‌ها دارم

شمارهٔ ۲۸۷: سیراب گلابی تو بر آتش خارم

شمارهٔ ۲۸۸: از هر چه بگفته اند پندی دارم

شمارهٔ ۲۸۹: من بستر برف و بالش یخ دارم

شمارهٔ ۲۹۰: در تاریکی ز بس که می بنشینم

شمارهٔ ۲۹۱: آنم که اگر به خلد جایی سازم

شمارهٔ ۲۹۲: هر گه که تو را به رهگذاری بینم

شمارهٔ ۲۹۳: دیده همه شب ز خواب خوش بردوزم

شمارهٔ ۲۹۴: با خود گفتم که من عیال تو شدم

شمارهٔ ۲۹۵: آنکو گوید هست قضا تیشه من

شمارهٔ ۲۹۶: تا خسته دل مرا بریده ست ز تن

شمارهٔ ۲۹۷: در سمجی چون توانم آرامیدن

شمارهٔ ۲۹۸: هر شب که تو را نبینم ای شاخ سمن

شمارهٔ ۲۹۹: چون گل ز غمت دریده ام پیراهن

شمارهٔ ۳۰۰: سر کردمت ای نگار چون تو سر من

شمارهٔ ۳۰۱: چنگم به چهار شاخ زد پیراهن

شمارهٔ ۳۰۲: چون دانش بود مهربان دایه من

شمارهٔ ۳۰۳: چشم و دهن آن صنم لاله رخان

شمارهٔ ۳۰۴: با کس غم تو بیش نخواهم گفتم

شمارهٔ ۳۰۵: این دیبه دو روی به کلک دو زبان

شمارهٔ ۳۰۶: تا نسبت کرد اخوت شعر به من

شمارهٔ ۳۰۷: آنکو دارد چو سیم و شر لب و تن

شمارهٔ ۳۰۸: از چشم من ار سرشک بتوان رفتن

شمارهٔ ۳۰۹: از کفر کشد زریر شیبانی کین

شمارهٔ ۳۱۰: ای برتر من کرده هزاران احسان

شمارهٔ ۳۱۱: در خدمت طاهر علی بارم جان

شمارهٔ ۳۱۲: ایزد که همی کرد مرکب تن و جان

شمارهٔ ۳۱۳: ای پای برنجن من ای بند گران

شمارهٔ ۳۱۴: چون قمری زار زار می نالم من

شمارهٔ ۳۱۵: ای شاه به بیشه عزم ناگاهان کن

شمارهٔ ۳۱۶: زنده به تو مانده ام من ای جان جهان

شمارهٔ ۳۱۷: انده چه خورم چراست اندر خوردن

شمارهٔ ۳۱۸: صد بار به نیکی هنرم کرد ضمان

شمارهٔ ۳۱۹: گر خسته شوم ز تیر پیکار تو من

شمارهٔ ۳۲۰: نه روزم هیزم است و نه شب روغن

شمارهٔ ۳۲۱: ای روز مرا جز شب دیجور مدان

شمارهٔ ۳۲۲: کس را چو بنفشه سر فرو نارم من

شمارهٔ ۳۲۳: از چنگ قضا همی چو نتوان جستن

شمارهٔ ۳۲۴: گردنده چو روز نوبهاری با من

شمارهٔ ۳۲۵: ای چون گل نوشکفته بر طرف چمن

شمارهٔ ۳۲۶: چرخم چو بخواست کشت بی هیچ گمان

شمارهٔ ۳۲۷: امروز منم تفته دل و رفته روان

شمارهٔ ۳۲۸: بگشای چو گل به وعده راست دهن

شمارهٔ ۳۲۹: مشک از سر زلفین تو بویم پس ازین

شمارهٔ ۳۳۰: زاری و دعا کن به سحرگاه ای تن

شمارهٔ ۳۳۱: دیدی که غلام داشتم چندان من

شمارهٔ ۳۳۲: روزم تیره ست از آن رخ مهوش تو

شمارهٔ ۳۳۳: دل بست شود چو سرفرازد با تو

شمارهٔ ۳۳۴: آنی که بری دست نیازد با تو

شمارهٔ ۳۳۵: هر جان که بود برتر از آن باشی تو

شمارهٔ ۳۳۶: نورست ای ماه حسن سرمایه تو

شمارهٔ ۳۳۷: ای نای تو را نقل و می روشن کو

شمارهٔ ۳۳۸: ای شاه بترس از آنکه پرسند از تو

شمارهٔ ۳۳۹: سلطان ملک اقبال عنان داد به تو

شمارهٔ ۳۴۰: صالح پس ازین طرب نباید بی تو

شمارهٔ ۳۴۱: ای شمع شدم به عشق پروانه تو

شمارهٔ ۳۴۲: ای نای ندیده ام دلی شاد از تو

شمارهٔ ۳۴۳: مادر که مرا بزاد زاد از پی تو

شمارهٔ ۳۴۴: هرگز نرسد به لطف در مهر چو تو

شمارهٔ ۳۴۵: خوردم همه زهر عشق تو شکر کو

شمارهٔ ۳۴۶: روی و بر من تا بشدم از بر تو

شمارهٔ ۳۴۷: از کوفتن پای تو و گشتن تو

شمارهٔ ۳۴۸: با من به میان رسول باید با تو

شمارهٔ ۳۴۹: ای ملک به دولت تو دارا گشته

شمارهٔ ۳۵۰: آنی که ز فالها همه فال تو به

شمارهٔ ۳۵۱: از هر جنسم چو شاه بگشادی راه

شمارهٔ ۳۵۲: چندان داری ز حسن و خوبی مایه

شمارهٔ ۳۵۳: هر چند که بر کوهم در شب ز اندوه

شمارهٔ ۳۵۴: آمد بر من به چشمکان خواب زده

شمارهٔ ۳۵۵: چون دولت تو جهان جوانست ای شاه

شمارهٔ ۳۵۶: این خوشرویان که ایستادند همه

شمارهٔ ۳۵۷: امروز منم چو ماری اندر سله ای

شمارهٔ ۳۵۸: دانم که وفا ز دل برانداخته ای

شمارهٔ ۳۵۹: ای ابر ز بحر تا هوایی شده ای

شمارهٔ ۳۶۰: بر شعر مرا دلیست ای بار خدای

شمارهٔ ۳۶۱: ای غم سختی تو ای دل از غم نرمی

شمارهٔ ۳۶۲: روزی که چو باد پیش من برگذری

شمارهٔ ۳۶۳: مفروق دو دیده ای و مقرون دلی

شمارهٔ ۳۶۴: مرهم گفتم تو با دل ریش همی

شمارهٔ ۳۶۵: دولت ز علاء دولت عالی رای

شمارهٔ ۳۶۶: از شیرینی چون به سخن بنشینی

شمارهٔ ۳۶۷: با هر تاری ساخته چون پود شوی

شمارهٔ ۳۶۸: ای گل نه ز گل ز دل همی بر رویی

شمارهٔ ۳۶۹: آخر نگذاردم فلک چون زاری

شمارهٔ ۳۷۰: ای دولت هند را جمالی دادی

شمارهٔ ۳۷۱: شوخی صنمی خوشی کشی خندانی

شمارهٔ ۳۷۲: عشق آتشی افروخت که از بسیاری

شمارهٔ ۳۷۳: ای بخت مرا سوخته خرمن کردی

شمارهٔ ۳۷۴: در پیش گل وصال ما را بویی

شمارهٔ ۳۷۵: گر چه کندت مساعدت روز بهی

شمارهٔ ۳۷۶: فر ابدی و نعمت جاویدی

شمارهٔ ۳۷۷: ای حورا زاده لعبت نوشادی

شمارهٔ ۳۷۸: بنمودی مقنعی مهی ناگاهی

شمارهٔ ۳۷۹: ای نای هوا بریدم از نای دمی

شمارهٔ ۳۸۰: عشوه دهیم همی سرابی گویی

شمارهٔ ۳۸۱: ای راوه اگر بهشت پیداست تویی

شمارهٔ ۳۸۲: ای شاه عدو بندی و هم قلعه گشای

شمارهٔ ۳۸۳: چون بلبل داریم برای رازی

شمارهٔ ۳۸۴: امید به زندگانیم نیست بسی

شمارهٔ ۳۸۵: مسعود چو دربند گرفتار شدی

شمارهٔ ۳۸۶: نالنده تر از نایم در قلعه نای

شمارهٔ ۳۸۷: ای شاه جهان ز ملک باقی شادی

شمارهٔ ۳۸۸: بر شاهان جمله پادشاهی داری

شمارهٔ ۳۸۹: آمد بر من خیال زیبا یاری

شمارهٔ ۳۹۰: ای چرخ همه کار به پرگار زدی

شمارهٔ ۳۹۱: از غنچه ناشکفته مستورتری

شمارهٔ ۳۹۲: از بلبل بر سرو طربناک تری

شمارهٔ ۳۹۳: ای قلعه نای مادر ملک تویی

شمارهٔ ۳۹۴: ای تن تو به طبع بار بیمار کشی

شمارهٔ ۳۹۵: چون موی شدم رنج هر بیدادی

شمارهٔ ۳۹۶: ای تن چه تنی که تا شدی فرهنگی

شمارهٔ ۳۹۷: چون دید که بر عزم سفر دارم رای

شمارهٔ ۳۹۸: این چرخ بسی بدل کند نوها را