گنجور

 
مسعود سعد سلمان

گوشم ز تو نشنود بتا جز همه سرد

دل بهره نیافت از تو جز محنت و درد

با این همه اندوه نمی باید خورد

چو خورد و چه پوشید کجا رفت و چه کرد