گنجور

 
فیاض لاهیجی
 

شمارهٔ ۱ - در توحید: ای بر فراز مسند الاّ گرفته جا - یک لقمه کرده هر دو جهان را به کام لا

شمارهٔ ۲ - در توحید: ای مخترع این نه فلک دایره سان را - وی تربیت از لطف تو اشخاص جهان را

شمارهٔ ۳ - در نعت رسول اکرم(ص) و وصف معراج: ترا که مهر سپهری نزیبد ای دلبر - که همچو ماه شوی با کم از خودان همسر

شمارهٔ ۴ - در نعت حضرت رسول (ص) و وصف مرقد ایشان: دلا تا چند خود را فرش این نُه سایبان بینی - یکی بر سطح این کرسی برآ تا عرش جان بینی

شمارهٔ ۵ - تجدید مطلع: تو در آیینه می بینی که عالم گلستان بینی - به حال من ببین تا فتنه آخر زمان بینی

شمارهٔ ۶ - در منقبت رسول اکرم(ص): چشم دارد بر متاع ما سپهر چنبری - یوسف ما بهتر از گرگی ندارد مشتری

شمارهٔ ۷ - مطلع دوم: پیش قصر قدرت افکنده ز ناخوش منظری - چون بنفشه سر به پیش این گنبد نیلوفری

شمارهٔ ۸ - در منقبت امیرالمومنین علی علیه السلام و اثبات ولایت و خلافت او: سزای امامت به صورت به معنی - علی ولی آن که شاهست و مولی

شمارهٔ ۹ - در منقبت امیرالمومنین علی (ع): شهید عشق تو آید به یاد جانش و لرزد - کند خیال خدنگ تو استخوانش و لرزد

شمارهٔ ۱۰ - مطلع دوم: کند سپهر خم اندیشه کمانش و لرزد - شعاع مهر تصور کند سنانش و لرزد

شمارهٔ ۱۱ - در منقبت علی(ع): به مشامم نرسد بوی گلی از چپ و راست - مگر از زلف کجت سلسله بر پای صباست

شمارهٔ ۱۲ - مطلع دوم: در چمن پیش لبت وا نشد ار غنچه رواست - که ز سامان جمال تو چمن تنگ فضاست

شمارهٔ ۱۳ - مطلع سوم: جلوه ات دوش که سامان چمن می آراست - پیش شمشاد قدت سرو نشست و برخاست

شمارهٔ ۱۴ - در منقبت و مدح علی(ع): اگرم نه عافیت غمت رقم خلاصی جان دهد - که مرا ز کشمکش بلا و غم زمانه امان دهد؟

شمارهٔ ۱۵ - در منقبت امیر مومنان علی(ع): اگر صبا بگشاید ز زلف یار گره - مرا به دل فکند رشگ او هزار گره

شمارهٔ ۱۶ - در منقبت امیرمومنان علی(ع): ای لعل گرفته ز تکلم به گهر بر - وی کان نمک را ز تبسم به شکر بر

شمارهٔ ۱۷ - در منقبت حضرت فاطمه زهرا(س): چنان به صحن چمن شد نسیم روح‌افزار - که دم ز معجز عیسی زند نسیم صبا

شمارهٔ ۱۸ - در منقبت امام حسن مجتبی(ع): بیا که شیشه قسم می‌دهد به عهد کهن - که توبه بشکن این بار هم به عهده من

شمارهٔ ۱۹ - مطلع دوم: نموده عارضت آن نور وادی ایمن - چراغ در شب زلفت به موسی دل من

شمارهٔ ۲۰ - در منقبت سیدالشهداء امام حسین(ع): به یار نامه نوشتم به خون صبر و سکون - چو غنچه نامه پیچیده ته به ته پر خون

شمارهٔ ۲۱ - مطلع دوم: زهی مکان تو از عرصه خیال برون - گمان به خلوت قدس تو ره نبرده درون

شمارهٔ ۲۲ - در منقبت امام زین‌العابدین(ع): شکر خدا که با فلکم هیچ کار نیست - بر خاطرم ز هر دو جهان یک غبار نیست

شمارهٔ ۲۳ - در منقبت امام محمدباقر (ع): طلسم رنگ چمن را بهار بسته چنان - که رنگ بیم ندارد برو شکست خزان

شمارهٔ ۲۴ - در منقبت امام صادق(ع): کمال عقل همین است در جهان غرور - که آدمی چو پری از نظر شود مستور

شمارهٔ ۲۵ - تجدید مطلع: ندانم از نظر من چسان بود مستور - رخی که یک نفس از خاطرم نگردد دور

شمارهٔ ۲۶ - در منقبت امام موسی کاظم(ع): ز تاب شعشه آفتاب در سرطان - تنور گرم فلک جدی را کند بریان

شمارهٔ ۲۷ - قصیده موسوم به معجزه‌الشوق در منقبت امام رضا(ع): محیط عشق که ما مرکزیم و غم پرگار - درین میانه ز عالم گرفته‌ایم کنار

شمارهٔ ۲۸ - مطلع دوم: ز موج رنگ گل و سبزه در هوای بهار - به‌بال جلوه طاووس می‌پرد گلزار

شمارهٔ ۲۹ - مطلع سوم: مرا دلی است ز درد فراق یار و دیار - تمام گریه حسرت تمام ناله زار

شمارهٔ ۳۰ - مطلع چهارم: فغان ز کج‌روشی‌های چرخ ناهموار - که هیچ‌گونه ندارد به راستی سروکار

شمارهٔ ۳۱ - مطلع پنجم: خلاف رأی تو بر عقل آن چنان دشوار - که کس به فرض محال از خدا شود بیزار

شمارهٔ ۳۲ - در منقبت امام محمدتقی(ع): بی‌تو به زندان غم هیچ نجنبم ز جا - زلف تو زنجیر کرد موی به موی مرا

شمارهٔ ۳۳ - در منقبت امام علی‌النقی(ع): ز شوخی نه در دیده آیی نه در بر - ندانم چه سازد کسی با تو کافر

شمارهٔ ۳۴ - در منقبت امام حسن عسگری(ع): تا کی از حوت کند جا به حمل مهر بدل - ای خوش آن روز که نه حوت بماند نه حمل

شمارهٔ ۳۵ - در منقبت حضرت صاحب‌الامر(عج): کنون خوشست کشیدن شراب خنده گل - که شسته است چمن رو در آب خنده گل

شمارهٔ ۳۶ - در عبرت و تخلص به نام نامی ولی‌عصر(عج): تا به کی غافل توان بودن ز مکر روزگار - الحذار ای خفتگان زین خصم بیدار الحذار

شمارهٔ ۳۷ - در مدح میرداماد: ز باد حادثه آخر باین شدم دلشاد - که برد خاک مرا تا به آستان مراد

شمارهٔ ۳۸ - شاید در مدح میرداماد باشد: عشق در کام من اول زهر سودا ریخته - بعد از آن ته‌جرعه بر مجنون شیدا ریخته

شمارهٔ ۳۹ - در مدح استاد خود ملاصدرا: ماه نو عید و صد چنین باد - میمون به ملازمان استاد

شمارهٔ ۴۰ - در مدح ملاصدرا: رسید مژده که آمد پناه دولت و دین - خدیو مملکت علم و فضل صدرالدین

شمارهٔ ۴۱ - در رثای صدرالحکما ملاصدرای شیرازی: زین هفت‌خوان که پایه او بر سر فناست - در شش جهت به هر چه نظر می‌کنی خطاست

شمارهٔ ۴۲ - در مدح شاه صفی: پرده از رخ برفکن وز گوشه ابرو نقاب - تا ز رویت ماه نو بینم بروی آفتاب

شمارهٔ ۴۳ - مطلع دوم: ای به دیدار گل رویت چمن را آب و تاب - غنچه بهر بردن نامت دهن شوید به آب

شمارهٔ ۴۴ - مطلع سوم: بر سریر پادشاهی پادشاه کامیاب - جلوه‌گر گردید چون بر تخت گردون آفتاب

شمارهٔ ۴۵ - در مدح شاه صفی: شکر که گردید ز لطف خدای - تخت مقام شه فرمانروای

شمارهٔ ۴۶ - در مدح شاه‌عباس ثانی: داد باد صبح رنگین مژده‌ای از نوبهار - گفت پیغام خوش رنگ شفق در لاله‌زار

شمارهٔ ۴۷ - در مدح شاه‌عباس دوم: مبارک جهان را نشاط جوانی - بدین عیش و عشرت بدین شادمانی

شمارهٔ ۴۸ - در مدح سلطان العلما خلیفه سلطان وزیر شاه عباس دوم: اکنون که تازه گشت دلا عهد خرّمی - بر کن سَری ز جیب، نه از دانه‌ای کمی!

شمارهٔ ۴۹ - مطلع دوم: ای روزگار را به وجود تو خرّمی - بر خویشتن ببال که یکتای عالمی

شمارهٔ ۵۰ - در مدح میرزا حبیب‌اللّه صدر و اعتذار از وی: درین رباط دو در نه‌ مسافرم نه مقیم - که خانه پرخطر افتاده است و ره پربیم

شمارهٔ ۵۱ - تجدید مطلع: ز ناتوانی از خویش می‌روم چو نسیم - ز ضعف چون نفس غنچه می‌شوم تسلیم

شمارهٔ ۵۲ - در مدح میرزا رفیع وزیر و توصیف آستانه حضرت معصومه (س): به خانه‌ای که تو کردی دمی درو مسکن - نرفت تا ابدش آفتاب از روزن

شمارهٔ ۵۳ - در مدح مرتضی قلی‌خان: زبان اهل سخن تا به حرف گردانست - به شکر معدلت مرتضی قلی‌خانست