گنجور

 
میرداماد

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «ای داغ غم تو بر جبین ها که مپرس» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «س» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
چ
ح
د
ر
ز
س
ش
ع
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: ای دل دو سه روزی بود این بستانها

شمارهٔ ۲: ای شهد لبت دوای بیماریها

شمارهٔ ۳: ای عشق توئی تو مایه پاکی ما

شمارهٔ ۴: ای عشق چو اقبال بریدی از ما

شمارهٔ ۵: اندر صدوبیست دوره چرخشها

شمارهٔ ۶: خالی ز می وفاست پیمانه ما

شمارهٔ ۷: دل گشت به وادی غم عشق رها

شمارهٔ ۸: ای از تو وجود و هستی و گوهر ما

شمارهٔ ۹: تا کرد مرا بازوی وصلت به شتاب

شمارهٔ ۱۰: چون ساقی عشق سر خوش افتاد امشب

شمارهٔ ۱۱: چشمی دارم چو روی شیرین همه آب

شمارهٔ ۱۲: مائیم و دلی به عشق جانانه خراب

شمارهٔ ۱۳: آتش بجهان تفی ز تاب و تب ماست

شمارهٔ ۱۴: آتش ز تو در هستی نابود من است

شمارهٔ ۱۵: آن می که عصیر روح پاک است کجاست

شمارهٔ ۱۶: آنیم که آتش تو قوت دل ماست

شمارهٔ ۱۷: آنجا که قضا غم از در وصل تو رفت

شمارهٔ ۱۸: آشی که به رشک افتدش آش بهشت

شمارهٔ ۱۹: آن نصفه که از پشت تو ای شاه بکاست

شمارهٔ ۲۰: ای ختم رسل دو کون پیرایه تست

شمارهٔ ۲۱: ای ختم رسل فضل و شرف مایه تست

شمارهٔ ۲۲: اسبم ز فراق جو چو نالی مانده ست

شمارهٔ ۲۳: ای در همه حال روی دلها سویت

شمارهٔ ۲۴: از خاک در تو آب کوثر حجل است

شمارهٔ ۲۵: ای خاطر تو کتاب دین رافهرست

شمارهٔ ۲۶: از دست تو در ساغر جانم خونهاست

شمارهٔ ۲۷: اشراق متاع غم رهین دل تست

شمارهٔ ۲۸: این منطقه فلک مدار غم تست

شمارهٔ ۲۹: ای آنکه ترا حریم گردون حرم است

شمارهٔ ۳۰: اشراق همه جهان پر افسانه ماست

شمارهٔ ۳۱: این دیده که عامل خراج غم تست

شمارهٔ ۳۲: از خاک من الماس جفا خواهد رست

شمارهٔ ۳۳: ای دوست بیا که بی تو بودن عار است

شمارهٔ ۳۴: با آنکه همیشه یار در کینه ماست

شمارهٔ ۳۵: باد سحر از آه دم سرد من است

شمارهٔ ۳۶: بتخانه نمک زان لب چون نوش گرفت

شمارهٔ ۳۷: بوقلمونی و بایزیدی کفر است

شمارهٔ ۳۸: برسید کاینات بی حد صلوات

شمارهٔ ۳۹: برهان محبت نفس سرد من است

شمارهٔ ۴۰: بی تو دو جهان بر دل من زندان است

شمارهٔ ۴۱: تابان قدح از رخ دلارام من است

شمارهٔ ۴۲: جانم در سینه بر رخ غم بسته ست

شمارهٔ ۴۳: جز غم که ندیم دل سودائی ماست

شمارهٔ ۴۴: جز صانع بی همال قیومی نیست

شمارهٔ ۴۵: چندان فلک آن سنگ که آتش نگداخت

شمارهٔ ۴۶: چشم فلک از دیدن دردم خیره ست

شمارهٔ ۴۷: چرخی تو و نیکوئی یکی اختر تست

شمارهٔ ۴۸: چوگان غمم من و بلاگوی من است

شمارهٔ ۴۹: چوگان شده قامتم سرم گوی خوش است

شمارهٔ ۵۰: خورشید که گرمی جهان را سبب است

شمارهٔ ۵۱: خون در تن من ز شوق تو جوش گرفت

شمارهٔ ۵۲: دل عادت چشم جنگجوی تو گرفت

شمارهٔ ۵۳: دل درد تو جای جان در آغوش گرفت

شمارهٔ ۵۴: دل در برم آن نگار سرکش بگداخت

شمارهٔ ۵۵: در هجر تو پیمانه غم لبریز است

شمارهٔ ۵۶: در کین کس این چه رخ بر افروختن است

شمارهٔ ۵۷: دل بازدیده گوی چوگان بلاست

شمارهٔ ۵۸: در سینه من که او شبستان وفاست

شمارهٔ ۵۹: دریای بلاخوی جبین دل ماست

شمارهٔ ۶۰: در قالب فطرت از تو جان دگر است

شمارهٔ ۶۱: دی مرکب حکمت آنکه بر گردون تاخت

شمارهٔ ۶۲: دستی که گرفتی سر آن زلف چو شست

شمارهٔ ۶۳: دل بیهده ترک عشق دلدار گرفت

شمارهٔ ۶۴: دوران که ز ظلم می نگنجید به پوست

شمارهٔ ۶۵: روز از غم تو زهر بلا نوش من است

شمارهٔ ۶۶: رسم شب ما ستاره پنهان شدن است

شمارهٔ ۶۷: سر خیل نماز بودنم گر چه خطاست

شمارهٔ ۶۸: صد شکر که کوچه عدم جای من است

شمارهٔ ۶۹: عشق آمد و هستی مرا بیشه بسوخت

شمارهٔ ۷۰: عشقی که زمن دود بر آورد این است

شمارهٔ ۷۱: عشق چو توئی کجا توان پنهان داشت

شمارهٔ ۷۲: عشق تو که از آتش غیرت افروخت

شمارهٔ ۷۳: گر بر سر شهرت و هوی خواهی رفت

شمارهٔ ۷۴: گل بود که در جهان رخ رنگین داشت

شمارهٔ ۷۵: من پای برهنه دشت سنگستان است

شمارهٔ ۷۶: من خسرو علم و آسمان گاه من است

شمارهٔ ۷۷: مه ساغر و آسمان خم باده ماست

شمارهٔ ۷۸: وصل تو بهشت جاودان دل ماست

شمارهٔ ۷۹: ویرانه خاطرم که حکمت کده است

شمارهٔ ۸۰: هر درد کزو دیده دوران خیره ست

شمارهٔ ۸۱: یک نامه به من رسید از حضرت دوست

شمارهٔ ۸۲: دیوانه عشق پیرو عاقل نیست

شمارهٔ ۸۳: هر جا که توئی دین و دل ما آنجاست

شمارهٔ ۸۴: هر بیش و کمی که هست مارا از تست

شمارهٔ ۸۵: دانی ز جهان چه طرف بر بستم هیچ

شمارهٔ ۸۶: دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ

شمارهٔ ۸۷: هیچ است جهان و زندگی در آن هیچ

شمارهٔ ۸۸: آوای تو بر دل حزین ما را راح

شمارهٔ ۸۹: آن آفت خرمن سکون می آید

شمارهٔ ۹۰: آن ماه که حسن را روان می بخشد

شمارهٔ ۹۱: آهم رخ سیاره دگرگون سازد

شمارهٔ ۹۲: ای حور نژاد دهر هر چه باداباد

شمارهٔ ۹۳: این دیده به مسمار بلا دوخته باد

شمارهٔ ۹۴: ای مایه آرایش دکان وجود

شمارهٔ ۹۵: از دوریت ای تازه گل باغ مراد

شمارهٔ ۹۶: امشب که بلا بدین ستمکش بارد

شمارهٔ ۹۷: اشراق بر این طاق که چرخش خوانند

شمارهٔ ۹۸: ای عشق تو برق مشت خاشاک وجود

شمارهٔ ۹۹: از هر که دهد پند شنودن باید

شمارهٔ ۱۰۰: ای گابن جان که باد وصلت به نهاد

شمارهٔ ۱۰۱: از هر بن موی بی تو پیکان روید

شمارهٔ ۱۰۲: از خاک عدم مرا چو ریحان روید

شمارهٔ ۱۰۳: ای خاک در تو آب حیوان وجود

شمارهٔ ۱۰۴: از دوری خدمتت که جان افزاید

شمارهٔ ۱۰۵: این دنیی پیر را جوان خواهی کرد

شمارهٔ ۱۰۶: ای ذات تو آرایش اقطار وجود

شمارهٔ ۱۰۷: ای آنکه فلک همی غلامت شاید

شمارهٔ ۱۰۸: ای جلوه تو زینت میدان وجود

شمارهٔ ۱۰۹: ای منت خدمت تو بر جان وجود

شمارهٔ ۱۱۰: ای درد تو خوشتر از حیات جاوید

شمارهٔ ۱۱۱: از دست تو خون ز چشم احباب چکد

شمارهٔ ۱۱۲: از لعل لب تو باده تاب چکد

شمارهٔ ۱۱۳: بی عشق تو فضل ها و بالم باشد

شمارهٔ ۱۱۴: با تیغ تو جنبش از جهان بر خیزد

شمارهٔ ۱۱۵: بیچاره دلم هزار جانبازی کرد

شمارهٔ ۱۱۶: با خون جگر خاک دل آمیخته باد

شمارهٔ ۱۱۷: بوی تو ره قافله هوش زند

شمارهٔ ۱۱۸: باتو شب تارم چو شهب می تابد

شمارهٔ ۱۱۹: بی تو همه عیش ها و بالم باشد

شمارهٔ ۱۲۰: بی عشق سرشکم آتش تیز نبود

شمارهٔ ۱۲۱: با من نفسی بی تو دلم یار نبود

شمارهٔ ۱۲۲: بر چرخ ز آه من سها می سوزد

شمارهٔ ۱۲۳: جام می اگر چه غارت هوش کند

شمارهٔ ۱۲۴: جز درد تو جان ما تمنا نکند

شمارهٔ ۱۲۵: جان چیست که گویمت بقربان توباد

شمارهٔ ۱۲۶: جان غاشیه غم تو بردوشش باد

شمارهٔ ۱۲۷: جان بی تو چوهیزم اندر آتش سوزد

شمارهٔ ۱۲۸: جان در غمت از جهان جدائی دارد

شمارهٔ ۱۲۹: چشمم همه بی تو موج خوناب زند

شمارهٔ ۱۳۰: چشمان تو آهوان آهو گیرند

شمارهٔ ۱۳۱: خواهم فلکت دگر مساعد گردد

شمارهٔ ۱۳۲: در عشق تو دل بخون من بازی کرد

شمارهٔ ۱۳۳: در عشق تو خون ز چشم امید چکید

شمارهٔ ۱۳۴: دی بی تو به چشمم مژه پیکانی کرد

شمارهٔ ۱۳۵: در عهد کفت کزوسخا می بارد

شمارهٔ ۱۳۶: در دام تو هیچ جان گرفتار مباد

شمارهٔ ۱۳۷: در عهد غمت دل چه جوانیها کرد

شمارهٔ ۱۳۸: در جام دل آن باده که دی دلبر کرد

شمارهٔ ۱۳۹: دی چرخ که از بقا مبادش امید

شمارهٔ ۱۴۰: در غیر دلم غم تو مأوا نکند

شمارهٔ ۱۴۱: در خنده چو بر لعل تو شکر چسبد

شمارهٔ ۱۴۲: در گلشن ما سمن مغیلان آید

شمارهٔ ۱۴۳: در دشت وجودم که فلک می پوید

شمارهٔ ۱۴۴: در باغ ز عشق تو چمن می سوزد

شمارهٔ ۱۴۵: در کعبه قل تعالو از مام که زاد

شمارهٔ ۱۴۶: روزی دلم از غم تو بگسسته شود

شمارهٔ ۱۴۷: زان پیش که خاک ما فلک کوزه کند

شمارهٔ ۱۴۸: زان پیش که جان ز نور بی مایه شود

شمارهٔ ۱۴۹: زین باده که دل زجام غیرت نوشید

شمارهٔ ۱۵۰: زین شعله که دل چو جانش در بر گیرد

شمارهٔ ۱۵۱: ز آنروز که از سستی بخت ناشاد

شمارهٔ ۱۵۲: شب بر دل من دوره غم می بیزد

شمارهٔ ۱۵۳: شد تن همه دل دلستان می آید

شمارهٔ ۱۵۴: عقل از خبر وصل تو از هوش رود

شمارهٔ ۱۵۵: عشاق به تیغ عشق جز سر ندهند

شمارهٔ ۱۵۶: کو عشق که باده سکونم ریزد

شمارهٔ ۱۵۷: گفتی که فلان ز هجر ما چون باشد

شمارهٔ ۱۵۸: کفتم که چو بخت هجر در خواب شود

شمارهٔ ۱۵۹: گر بیخبری کز تو بدین دل چه رسید

شمارهٔ ۱۶۰: گفتی شب هجرت از چه تب می زاید

شمارهٔ ۱۶۱: گفتی شودت ز وصلم اقبال بلند

شمارهٔ ۱۶۲: گر ابر نمی ز چشم من بردارد

شمارهٔ ۱۶۳: مه پیش رخت به عذرخواهی آید

شمارهٔ ۱۶۴: نتوان ز غم تودل به تدبیر برید

شمارهٔ ۱۶۵: وقت آمده کاین جان و تنم پاک رود

شمارهٔ ۱۶۶: هجران تو چون وصال جاوید شود

شمارهٔ ۱۶۷: هرچند طریق خدمت ما بد بود

شمارهٔ ۱۶۸: یا در چمن قدس وطن باید کرد

شمارهٔ ۱۶۹: یکچند به کنج خلوتم جا دادند

شمارهٔ ۱۷۰: یادم چو از آن عزم سفر می آید

شمارهٔ ۱۷۱: جز یاد تو در سینه ما یاد مباد

شمارهٔ ۱۷۲: آنکس که به یادت دل شیدا دارد

شمارهٔ ۱۷۳: آن باده که آفتاب جام است بیار

شمارهٔ ۱۷۴: از سور غم عشق توای ماه اگر

شمارهٔ ۱۷۵: از شرم رخت چهره نهان دارد مهر

شمارهٔ ۱۷۶: از عمر به تنگم چو خلافت ز . . .

شمارهٔ ۱۷۷: افتاد دلم درتک و پوئی دیگر

شمارهٔ ۱۷۸: ای خدمت تو ز زندگانی خوشتر

شمارهٔ ۱۷۹: ای درد تو جان عاشقان را افسر

شمارهٔ ۱۸۰: ای دوست بیا و دل آواره ببر

شمارهٔ ۱۸۱: ای مایه آرایش دکان هنر

شمارهٔ ۱۸۲: ای مایه زیب زندگانی چو هنر

شمارهٔ ۱۸۳: با عشق نشین دگر تو ای دل زنهار

شمارهٔ ۱۸۴: در ساغر دل خون ز شراب اولیتر

شمارهٔ ۱۸۵: آن جوهری جان که مرا عمر دراز

شمارهٔ ۱۸۶: چون خواست مرا دور جهان شعبده باز

شمارهٔ ۱۸۷: دل سیر نگردد از غم دوست چو آز

شمارهٔ ۱۸۸: یاد شب وصل آن مه مهر افروز

شمارهٔ ۱۸۹: بیروی تو آرام ندارم هرگز

شمارهٔ ۱۹۰: ای سینه به آتش غم عشق بساز

شمارهٔ ۱۹۱: ای دل به فراق یار بگداز و بسوز

شمارهٔ ۱۹۲: در وصف تو خلق دو جهان از آغاز

شمارهٔ ۱۹۳: ای داغ غم تو بر جبین ها که مپرس

شمارهٔ ۱۹۴: ای ریخته خونها به زمین ها که مپرس

شمارهٔ ۱۹۵: خواهم شود این زمانه را در نفیس

شمارهٔ ۱۹۶: سوز غم عشق تو به دل ما را بس

شمارهٔ ۱۹۷: آن نامه که درد ماش چون در درگوش

شمارهٔ ۱۹۸: ای از تو سرای دل پر افغان و خروش

شمارهٔ ۱۹۹: چون گرد بلا خاست ز میدان وداع

شمارهٔ ۲۰۰: ای در ولایت ترا کعبه صدف

شمارهٔ ۲۰۱: خورشید همی هراسد از روزن عشق

شمارهٔ ۲۰۲: دل گشته ز دوریت به مردن نزدیک

شمارهٔ ۲۰۳: این کاخ هزار در که باشد صد رنگ

شمارهٔ ۲۰۴: تا چند رخ از آز و شره پر آژنگ

شمارهٔ ۲۰۵: از حسن تو ای فارس میدان جمال

شمارهٔ ۲۰۶: ای دست شکوه تو قوی از اقبال

شمارهٔ ۲۰۷: بگذار که در عشق بفرساید دل

شمارهٔ ۲۰۸: دی قاصد نامه ای که از منزل دل

شمارهٔ ۲۰۹: یاد نمک صحبتت ای مهر گسل

شمارهٔ ۲۱۰: یارب به حق محمد آن ختم رسل

شمارهٔ ۲۱۱: اعیان جهان نیست پسند عاقل

شمارهٔ ۲۱۲: گردید الف قامت ما آخر دال

شمارهٔ ۲۱۳: آیند ملائک سحر از عرش عظیم

شمارهٔ ۲۱۴: آئینه به کف حسن پرستی دیدم

شمارهٔ ۲۱۵: از شوق تو شاها به جهان آمده ام

شمارهٔ ۲۱۶: از صحبت خلق دیده بر دوخته ام

شمارهٔ ۲۱۷: از عشق تو در سر هوسی داشته ام

شمارهٔ ۲۱۸: از نور رخ تو چون بیارایم چشم

شمارهٔ ۲۱۹: افتاده به روزگار کارم چکنم

شمارهٔ ۲۲۰: امشب به غم تو با قضا کوشیدم

شمارهٔ ۲۲۱: اشراق یکی راه فلک ساز کنم

شمارهٔ ۲۲۲: ای آنکه بجز رهت رهی نسپارم

شمارهٔ ۲۲۳: ای وقف غمت سراچه تنگ دلم

شمارهٔ ۲۲۴: ای بیهشی عشق تو فرهنگ دلم

شمارهٔ ۲۲۵: این چرخ کدوئیست کهن باده منم

شمارهٔ ۲۲۶: ای جان من از عشق تو پیمانه غم

شمارهٔ ۲۲۷: ای عشق تو کرده غارت ایمانم

شمارهٔ ۲۲۸: ای در ته دریای گناهان شده گم

شمارهٔ ۲۲۹: با آتش دل به عشق همخوابه شدم

شمارهٔ ۲۳۰: با خون جگر ز شوق جانان گریم

شمارهٔ ۲۳۱: با خوی تو لاف آشنائی چه زنم

شمارهٔ ۲۳۲: بر تیر تو دیده گفتم آماج کنم

شمارهٔ ۲۳۳: بالعل تو تنگ های شکر چکنم

شمارهٔ ۲۳۴: تا با سر زلفت آشنائی دارم

شمارهٔ ۲۳۵: تاعشق تو در گشود بر روی دلم

شمارهٔ ۲۳۶: تا با غم دوست عهد صحبت بستم

شمارهٔ ۲۳۷: تا عهد وصال گنج عشقت بستم

شمارهٔ ۲۳۸: تانیت صحبت وصالت بستم

شمارهٔ ۲۳۹: تسخیر ممالک معانی کردم

شمارهٔ ۲۴۰: خون شد جگرم که غرق خون باد دلم

شمارهٔ ۲۴۱: خاکستر گلخن عدم باد دلم

شمارهٔ ۲۴۲: خواهم هدف تیر عتابت باشم

شمارهٔ ۲۴۳: در گلشن ایجادم اگر خار توام

شمارهٔ ۲۴۴: دل مخزن اسرار الهی کردم

شمارهٔ ۲۴۵: در خانه عشق تا که من بنشستم

شمارهٔ ۲۴۶: دی با یاری بسوی گرمابه شدم

شمارهٔ ۲۴۷: در دیده چو خار گشته خوابم چکنم

شمارهٔ ۲۴۸: دلدار نشد به وصل یارم چکنم

شمارهٔ ۲۴۹: رهبان کلیسیای دوران شده ام

شمارهٔ ۲۵۰: رخت خود از اینسوی برون بربستم

شمارهٔ ۲۵۱: کی باد ز شر تن اخسا برهیم

شمارهٔ ۲۵۲: کو مرگ که مایه حیاتش گیرم

شمارهٔ ۲۵۳: گفتم روم از عشق تو در معدن غم

شمارهٔ ۲۵۴: گفتم به تو ای نورده روزن چشم

شمارهٔ ۲۵۵: گاهی آتش از تف درون می سازم

شمارهٔ ۲۵۶: ما سطح فلک قعر زمین می شمریم

شمارهٔ ۲۵۷: مرغ چمن وصلم و چون اهرمنم

شمارهٔ ۲۵۸: من علم گیاه حرم توحیدم

شمارهٔ ۲۵۹: موسایم و در طور لقا می طلبم

شمارهٔ ۲۶۰: مائیم که با فقر و فنا ساخته ایم

شمارهٔ ۲۶۱: من خالق کن فکان ترا می دانم

شمارهٔ ۲۶۲: نه در خور داغ تو جبینی دارم

شمارهٔ ۲۶۳: یکباره بترک دار دنیاگفتم

شمارهٔ ۲۶۴: دنیا نه به خاک نه به آبش میدان

شمارهٔ ۲۶۵: آکنده به آتش دل بی حاصل من

شمارهٔ ۲۶۶: آن نیستی اینکه نام داری انسان

شمارهٔ ۲۶۷: ای زلف سیه کرده بلای دل من

شمارهٔ ۲۶۸: ای کهتر فضل تو هزار افلاطون

شمارهٔ ۲۶۹: ای وصل تو اختر مراد دل من

شمارهٔ ۲۷۰: اکنون که شدی مه خرد برده من

شمارهٔ ۲۷۱: ای زنگ غمت صیقل آئینه من

شمارهٔ ۲۷۲: ای یاد تو سرمایه بیهوشی من

شمارهٔ ۲۷۳: ای خون ز تو باده روان دل من

شمارهٔ ۲۷۴: ای باد سلام من نومید رسان

شمارهٔ ۲۷۵: ای خون دل از عشق تو در گردن من

شمارهٔ ۲۷۶: ای وصل تو ناداشته پاس دل من

شمارهٔ ۲۷۷: ای گلخن غم کرده سرای دل من

شمارهٔ ۲۷۸: ای عشق تو فرخنده همای دل من

شمارهٔ ۲۷۹: ای زلف تو جزیه گیر عود دل من

شمارهٔ ۲۸۰: اشراق دل از غم بتان شاد مکن

شمارهٔ ۲۸۱: ای ز آتش غم نهفته چاک دل من

شمارهٔ ۲۸۲: ای عشق تو نور خانه سوز دل من

شمارهٔ ۲۸۳: ای آتش تو مرهم داغ دل من

شمارهٔ ۲۸۴: ای وهم تو از مزیفاتی بس کن

شمارهٔ ۲۸۵: ای دیده عقل کلبه نقاشی کن

شمارهٔ ۲۸۶: ای مرهم زخم اندرون دل من

شمارهٔ ۲۸۷: این پند نگاهدار هموار ای تن

شمارهٔ ۲۸۸: تا یافت شود مگر برای دل من

شمارهٔ ۲۸۹: تا دور شدی ز چشم غمدیده من

شمارهٔ ۲۹۰: تیغ از تو ولبیک نهانی از من

شمارهٔ ۲۹۱: از جاهت صدرا گرفته باج از گردون

شمارهٔ ۲۹۲: چندانکه نمود بیش کوشش دل من

شمارهٔ ۲۹۳: چون جزر اصم گوش طبیب دوران

شمارهٔ ۲۹۴: در سینه چودوزخ آتشی کردم من

شمارهٔ ۲۹۵: شاها ز زمانه گم شد آسایش من

شمارهٔ ۲۹۶: گر تیغ غمش ز جان کشد کینه من

شمارهٔ ۲۹۷: می آمد دی بسان اقبال شهان

شمارهٔ ۲۹۸: هر روز ز بهر دل بیحاصل من

شمارهٔ ۲۹۹: یک چند دلافرامش از دنیا کن

شمارهٔ ۳۰۰: یارب که بکوی خویش پابستم کن

شمارهٔ ۳۰۱: یارب به که گویم اندرین دیر کهن

شمارهٔ ۳۰۲: بر پهنه دهر خنگ بیداد مران

شمارهٔ ۳۰۳: یک عمر اسیر درد پنهان بودن

شمارهٔ ۳۰۴: یاد آور روی دوست را گل می دان

شمارهٔ ۳۰۵: ای دوست منم ز جرم شرمنده تو

شمارهٔ ۳۰۶: ای دیده زکات گیر نظاره تو

شمارهٔ ۳۰۷: ای راحت سینه سینه رنجور از تو

شمارهٔ ۳۰۸: ای صبح خجل ز روی فرخنده تو

شمارهٔ ۳۰۹: جان چون تن و تن چو جان کند قدرت تو

شمارهٔ ۳۱۰: در بزم محبت امشب از دولت تو

شمارهٔ ۳۱۱: شد غرفه به خون جگر آواره تو

شمارهٔ ۳۱۲: کو عمر که داد عیش بستانم ازو

شمارهٔ ۳۱۳: هرتن که سرشت بد بود محضر او

شمارهٔ ۳۱۴: مستیم و خراب کنج میخانه تو

شمارهٔ ۳۱۵: ای دل نشدی تا به ره عشق آگاه

شمارهٔ ۳۱۶: در راه تو دیوانه شدن ما را به

شمارهٔ ۳۱۷: ای سرو ز بالای تو پست افتاده

شمارهٔ ۳۱۸: دل در غمت از دو کون برداشته به

شمارهٔ ۳۱۹: جز راه صفا بهیچ ره پای منه

شمارهٔ ۳۲۰: سر گشتگی دور زمان یعنی چه

شمارهٔ ۳۲۱: ای عشق مگر مایه بود آمده ای

شمارهٔ ۳۲۲: من کیستم از خویش به تنگ آمده ای

شمارهٔ ۳۲۳: من کیستم ای شوخ دل از کف شده ای

شمارهٔ ۳۲۴: ای تیره شب فراق آخر به سر آی

شمارهٔ ۳۲۵: از گردش نه مدار غافل نشوی

شمارهٔ ۳۲۶: اشراق تو هستی ثمر بید کنی

شمارهٔ ۳۲۷: ای دل تا کی به هرزه تدبیر کنی

شمارهٔ ۳۲۸: ای دل ز چه از علم وسیطی نکنی

شمارهٔ ۳۲۹: ای دیده ز اشک بی متاعم نکنی

شمارهٔ ۳۳۰: ای دیده دگر خرد تباهی نکنی

شمارهٔ ۳۳۱: ای دیده به آتش آشنائی نکنی

شمارهٔ ۳۳۲: ای دیده به روشنی چو اختر بادی

شمارهٔ ۳۳۳: تا روز رخت شد چو شراب عنبی

شمارهٔ ۳۳۴: تاراج متاع اختیارم کردی

شمارهٔ ۳۳۵: دل پیش غمت جزیه برد غمناکی

شمارهٔ ۳۳۶: در ده می لعل لاله گون صافی

شمارهٔ ۳۳۷: عمری بگذشت از آنکه در خواب شبی

شمارهٔ ۳۳۸: گرد دل من ز غم حصاری کردی

شمارهٔ ۳۳۹: هستی بتو قائم است و موجود توئی

شمارهٔ ۳۴۰: یکدم ز دل فکار بیرون نروی