افتاده به روزگار کارم چکنم
وز زندگی خویش بعام چکنم
با آنکه تمام عین استعدادم
در چشم زمانه خوار و زارم چکنم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
افتاده به روزگار کارم چکنم
وز زندگی خویش بعام چکنم
با آنکه تمام عین استعدادم
در چشم زمانه خوار و زارم چکنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر با ناامیدی از وضعیت خود سخن میگوید و از اینکه در روزگار حاضر نمیتواند خود را بهخوبی نشان دهد، گلایه میکند. او حس میکند که تمام استعداد و قابلیتهایش در نظر زمان و جامعه بیارزش شدهاند. در این حالت، او به فکر چارهای برای رهایی از این وضعیت افتاده است.
هوش مصنوعی: در شرایط سخت و دشوار زندگیام هستم و نمیدانم چه کار باید بکنم. از زندگیام و اتفاقات آن ناراضیام و به همین دلیل دچار سردرگمی شدهام.
هوش مصنوعی: با اینکه تمام تواناییهایم در نظر دنیا نادیده و بیارزش است، باز هم به تلاش ادامه میدهم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از من ببرد هر چه ببازم چکنم
وانگه بدرد پردۀ زارم چکنم
چون نیست وصال حضرتش در خور من
با درد فراق اگر نسازم چکنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.