گنجور

 
 
نسکبان اندروید
عطار

ای جانِ من سوخته دل زندهٔ تو

وز خجلت فعل خود سرافکندهٔ تو

بپذیر مرا که جزتو کس نیست مرا

گر نپذیری کجا رود بندهٔ تو

میرداماد

ای دوست منم ز جرم شرمنده تو

مخلوق تو وسگ تو وبنده تو

در عالم عشق جان من مرده تو

در هر دو جهان روان من زنده تو

واعظ قزوینی

واعظ چه کسست؟ کمترین بنده تو!

مسکین تو، محتاج تو، افگنده تو!

تو خواجه دلنواز بخشنده من

من بنده روسیاه شرمنده تو

واقف لاهوری

خوش‌قامتی و سرو چمن بندهٔ تو

خوش‌چشمی و نرگس است بندهٔ تو

بلبل ممنون توست این غنچه‌دهن

سرمشق شگفتگی گل است خندهٔ تو

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه