گفتی شب هجرت از چه تب می زاید
آخر شب غم روز طرب می زاید
آبستن روز است شب اما شب من
هرصبح بجای روز شب می زاید
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
گفتی شب هجرت از چه تب می زاید
آخر شب غم روز طرب می زاید
آبستن روز است شب اما شب من
هرصبح بجای روز شب می زاید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به احساس تنهایی و ناامیدی پس از هجرت میپردازد. او از تب و شعف شب هجرت صحبت کرده و به تضاد میان غم شب و شادی روز اشاره میکند. شاعر میگوید که شبها به جای آوردن روز، همچنان غم را به همراه دارند و احساس میکند که روزها نیز دیگر برایش فرحبخش نیستند. در واقع، شب به نماد ناامیدی و تأخیر در رسیدن به روزهای روشن تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: تو پرسیدی که چرا شب هجرت انسان دچار تب و تند میشود، اما در نهایت شب غم به روزی پر از شادی و خوشحالی تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: شب ها از انتظار روز می گذرند، اما برای من هر صبح به جای اینکه روزی نو باشد، دوباره شب را به همراه میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از مطلب من درد طلب من زاید
وز راحت من گرد تعب می زاید
بختم هر روز می شود آبستن
ناکرده ظهور شام، شب می زاید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.