گنجور

 
کمال خجندی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «موج آن بالا و اوج کوشک میدیدیم پست» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ت» است.

حرف آخر قافیه

الف
ت
د
ر
س
ش
ط
ق
ک
گ
ل
م
ن
ه
ی

شمارهٔ ۱: الا ای صوفی مکشوف باطن - که بنمایی ره ارباب ورع را

شمارهٔ ۲: ای آنکه دفتر ما دیدی پر از حواشی - دانم که با دل خود گفتی چهاست اینها

شمارهٔ ۳: چو آید بر دلم اندوه بی وقت - ز دور دون صباحا او رواحا

شمارهٔ ۴: ز بنده خسرو فخار اجازتی می خواست - که در غزل ببرم نام آن دلارا را

شمارهٔ ۵: چو بیتی به بیت خود نمدی - خواستی گر چه آن سزاوار است

شمارهٔ ۶: حافظ بربط نواز چنگ ساز - بامنت از بی نوایی جنگ چیست

شمارهٔ ۷: حمیدک همی گفت با دوستان - که ماموش مه پیکر و دوست روست

شمارهٔ ۸: خادمی نااهل خوارزمی که باد - هر دو دندانش شکسته همچو دست

شمارهٔ ۹: دی بمن شیرین لبی گفت این لغت - گر بمن نا اهل و دانا گویمت

شمارهٔ ۱۰: دهقان فضل عالم بردان هلال دین - آنی که جنه است چو خمی پرزگندم است

شمارهٔ ۱۱: ذاکر حق که دل روشنت از بیداریست - همدم صبح سحر خیز و خنک جان و تنت

شمارهٔ ۱۲: زر طلبان همچو در حلقه بگوش آمدند - شکر کز آزادگی بنده در آن سلک نیست

شمارهٔ ۱۳: ز ما ای صبا با محمد رسان - خدا را درودی که او را سزاست

شمارهٔ ۱۴: سوال کرد یکی از علای دین گلکار - که تو غلام نئی روی تو سیاه چراست

شمارهٔ ۱۵: سلیهائی کز سهند آمد من و یاران ز کوشک - موج آن بالا و اوج کوشک میدیدیم پست

شمارهٔ ۱۶: صاحبا شوکت دی ماه بان پایه رسید - که زحل کرسی نه پایه به هیزم بفروخت

شمارهٔ ۱۷: گفت صاحبدلی به من که چراست - که تورا شعر هست و دیوان نیست

شمارهٔ ۱۸: مکن خواجه اصلاح شعر کمال - قبول از تو و زبنده فرمودن است

شمارهٔ ۱۹: معایبی که در اشعار خواجه عصار است - نوشته آن همگی در درون دیوانهاست

شمارهٔ ۲۰: میزند بنگ صاف مرشد خاف - غافل از ذوق باده غیبی است

شمارهٔ ۲۱: یکی شعر سلمان زمن بنده خواست - که در دفترم زآن سخن هیچ نیست

شمارهٔ ۲۲: آن میرکه در سماع سوزی دارد - سگ روی غلام همچو یوزی دارد

شمارهٔ ۲۳: اگر زهره شنیدی بانگ چنگت - رباب و عود خود را با تو میداد

شمارهٔ ۲۴: از جناب رفیع داودی - گه سلیمانش آستان بوسید

شمارهٔ ۲۵: ای بلبل خوش نغمه ز ما باد سلامت - مرغ که در سدره همین نغمه سراید

شمارهٔ ۲۶: بر سر بی‌مو حسام خلوتی را هرکه زد - حق به دست اوست گر فریاد و افغان می‌کند

شمارهٔ ۲۷: بما آن صوفی ببریده بینی - بغیر از عجز و مسکینی ندارد

شمارهٔ ۲۸: به مجمعی که دف از قول خویش میزند لاف - جواب دادنی اش در نفس به بانگ بلند

شمارهٔ ۲۹: پنج بیت قطعه ات کز گنج آمد فزون - من چه گویم چون نظامی را جوابش حد نبود

شمارهٔ ۳۰: ترک دنیای دون بگیر کمال - تا جهانیت مرد دین خوانند

شمارهٔ ۳۱: جز آه و ناله ندارم به عاشقی هنری - مرا زدست هنرهای خویشتن فریاد

شمارهٔ ۳۲: چون علاالدین ما بوقوت سماع - در فغان و خروش میآید

شمارهٔ ۳۳: چوحاجی احمد کل از در شیخ - جدا افتاد زو افغان برآمد

شمارهٔ ۳۴: چو همدمی و مصاحب بجای چنگ ای نی - تو آن نه ای که دل از صحبت تو برگیرند

شمارهٔ ۳۵: خواستم از صاحب مطبخ حساب - بره کان کشت و سه پایه را برد

شمارهٔ ۳۶: درسخنم کزو زنم لاف - لاف از سخن چو در توان زد

شمارهٔ ۳۷: گفت فرهاد آقا به میر ولی - که رشیدیه را کنیم آباد

شمارهٔ ۳۸: مرا هست اکثر غزل هفت بیت - چو گفتار سلمان نرفته زیاد

شمارهٔ ۳۹: مرا یار از شکارستان مشگین - در آهو بره مشگین فرستاد

شمارهٔ ۴۰: وقت است که استان زمان زرگر منی - مانند زر از بوته بما صاف نماید

شمارهٔ ۴۱: آواز حزین سوزنی را - مشنو که کنند عیب بسیار

شمارهٔ ۴۲: دو کمالند در جهان مشهور - یکی از اصفهان یکی ز خجند

شمارهٔ ۴۳: دوش مهمان لب جانان شدم - عذر گفت و منتم بر جان نهاد

شمارهٔ ۴۴: ز شعر خویش جز وی و کلاهی - که هریک به قالبی و بی بهایند

شمارهٔ ۴۵: ز ضعف و صحت تن یار صرف خواندن از من - سوال کرد ز لفظی که آن فصیح بود

شمارهٔ ۴۶: قطعه مدح تو گردید ترک شد مکتوب - عفو فرما ز دعاگو که قلم دیر کشید

شمارهٔ ۴۷: طبع من هر چه بسازد بسر خوان سخن - قسمت تست اگر بد سازد

شمارهٔ ۴۸: طبع تو کمال کیمیایی است - کز وی سخن تو همچو زر شد

شمارهٔ ۴۹: باغی است پر از گل معانی - دیوان کمال تازه اش دار

شمارهٔ ۵۰: صوفیی علم لغت میکرد بحث - جز جدل هیچش نبود از علم بهر

شمارهٔ ۵۱: کردم از سید راگوی سوالی که ترا - هست جز رای و جز اندیشه سودای دگر

شمارهٔ ۵۲: کیسه مکن پر زر و سیم ای پسر - کیسه برانند درین رهگذر

شمارهٔ ۵۳: گفتم از مصر معانی بفرستم بتو باز - سخن چند که آید به دهانت چو شکر

شمارهٔ ۵۴: هفت بیت آمد غزلهای کمال - پنج گنج از لطف آن عشر عشیر

شمارهٔ ۵۵: با فقاعی گفتم از روی مزاح - بد معامل نیستم من ای خسیس

شمارهٔ ۵۶: به نی گفت در خانقه صوفیی - که دارند جمعی به بانگ هوس

شمارهٔ ۵۷: پهلوان فقاعی ار ناگاه - زیر یخ رفت و داد جان و نفیس

شمارهٔ ۵۸: از کتابت مشو جلال ملول - قلم کاهلی به خط درکش

شمارهٔ ۵۹: بهر بریان امیر زاده ما - گوسفندی خرید و فربه و خوش

شمارهٔ ۶۰: جستم از یاری نشان آن پسر - کاب حیوانست جویای لبش

شمارهٔ ۶۱: حافظ نیکخوان نیک نویس - هرکه حق گویدت شنو سخنش

شمارهٔ ۶۲: کسی کز عشق دولتمند گردد - بیفزاید هزاران اعتبارش

شمارهٔ ۶۳: دوش گفتم خلیل اچکو را - تا کی این لهو و چند عیش و نشاط

شمارهٔ ۶۴: ای پاره ز چنگت به تن صوفی دلق - درشان تو آیت یزید فی الحق

شمارهٔ ۶۵: بسمع شیخ محمد ایا صبا برسان - که باد پیرهن صبر ما زدست تو چاک

شمارهٔ ۶۶: دی عزیزی بعلاالدین گفت - که ازین نکته شدستم غمناک

شمارهٔ ۶۷: مطبخ بی برگ مرا در سفر - نیست بحق نمک اوماج خشک

شمارهٔ ۶۸: ای حافظ عندلیب آهنگ - آهنگ تو رفته نیم فرسنگ

شمارهٔ ۶۹: حاجی احمد گله میکرد که در خانه مرا - نیست برگ و شده ام راضی ازین غصه به مرگ

شمارهٔ ۷۰: ای زه نم کلک شکر بار تو - تازه و تر باغ سخن را نهال

شمارهٔ ۷۱: بجز معنی حسام ملت و دین - ای مفاخر به گوهر تو عقول

شمارهٔ ۷۲: زفاقه ره پر محنت و عذاب سفر - طباع مردم دانا بغایت است ملول

شمارهٔ ۷۳: شاه را از فضل و رحمت پادشاه ذوالجلال - هم جمال ملک بخشیدست و ملک جمال

شمارهٔ ۷۴: موریئی کان علا دین سازد - گر کشد رود باشد امر محال

شمارهٔ ۷۵: جوانی گفت با محبوب خوشگوی - که چون بینی هوا خواه تو یارم

شمارهٔ ۷۶: جیم آقا گفت بهر قبر میر - حافظی باید که ما سرنا چی ایم

شمارهٔ ۷۷: حاجی کل از بر ما گر چه سوی قبله رفت - نیست ازو حاشا و کلا عازم بیت الحرام

شمارهٔ ۷۸: کرد حکیمی ز نظامی سوال - کای بسر گنج معانی مقیم

شمارهٔ ۷۹: کمال اشعار اقرانت ز اعجاز - گرفتم سر بسر وحی است و الهام

شمارهٔ ۸۰: ما بتدریج در مقام سلوک - خیمه در پهلوی ملک زده ایم

شمارهٔ ۸۱: ما ز تشریف میر عبدالله - نیک اسوده و قوی شادیم

شمارهٔ ۸۲: نشسته بر دم حمام دیدم آن مه را - به گلرخان دگر گفتمش ز بعد سلام

شمارهٔ ۸۳: با اکبر مسگر به دکان گفتم من - زانگشت سیه شد به تنت پیراهن

شمارهٔ ۸۴: بود وقتی کمال اسماعیل - شرف روزگار اهل سخن

شمارهٔ ۸۵: پیش چنگ دلخراشت صوفیانرا حافظا - نعره ها باید به وقت نقش بنمودن زدن

شمارهٔ ۸۶: گله کردی که زرنجور نکردی پرسش - تو ببرس از من بیدل که بروزان و شبان

شمارهٔ ۸۷: این خیمه سرداق کمال است - نقصان ز طناب او گسسته

شمارهٔ ۸۸: جواب گفته های ما به تبریز - که می گویند گاه و بیگاه

شمارهٔ ۸۹: حسام کچل را یکی پیر راه - کلاهی به بخشید و گفت آه آه

شمارهٔ ۹۰: نکهت پیراهنت آمد بمن - یافتم جان نوی از رایحه

شمارهٔ ۹۱: آن خوش پسر که بردند در مکتب نظامش - مشتاق اوست از جان دارد ورا گرامی

شمارهٔ ۹۲: ای طالب معانی در شاعری ز هر در - در حجره معاذی چون آیی و نشینی

شمارهٔ ۹۳: براه گرم بغداد این سلمان - در آن حالت که از جان می بریدی

شمارهٔ ۹۴: دعای من این است در هر نمازی - به خلوت که یا ملجایی یا ملاذی

شمارهٔ ۹۵: بسمع معجری ای پیک عاشقان برسان - حدیث شوق ملاقات و آرزمندی

شمارهٔ ۹۶: چو دیوان کمال افتد بدستت - نویس از شعر او چندانکه خواهی

شمارهٔ ۹۷: دریاب کمال این سخن نازک و باریک - آزرده مکن خاطرت از کس سر مویی

شمارهٔ ۹۸: شیر مردانه بگفتم پندیت - روبهی باشی اگر بپذیری

شمارهٔ ۹۹: طاس بازی بدیدم از بغداد - چون جنید از سلوکش آگاهی

شمارهٔ ۱۰۰: عمارت چرا میکند چیم آقا - درین شهر ویران انده فزای

شمارهٔ ۱۰۱: گر گوشه بسازد سلطان حسین ما را - در قلب شهر نبود کس را بما نزاعی

شمارهٔ ۱۰۲: گفته های لطیف بنده خویش - بنده ام گر بلطف میخوانی

شمارهٔ ۱۰۳: محبت تو اماما فریضه چون روزه است - اگر تو میل محبت کنی و گر نکنی

شمارهٔ ۱۰۴: منشی چرخ را وترا ای فرید عصر - با آنکه هر دو نجم گرفتند طارمی

شمارهٔ ۱۰۵: نی به آواز عود گفت نهفت - همه چشمیم تا برون آیی