گنجور

 
کمال خجندی

گفت فرهاد آقا به میر ولی

که رشیدیه را کنیم آباد

زر به تبریزیان بآجر و سنگ

بدهیم از برای این بنیاد

بود مسکین به شغل کوه کنی

که از موران کوه و دشت زیاد

لشگر پادشاه توقتمش

آمد و هاتف این ندا در داد

لعل شیرین بکام خسرو شد

کوه بیهوده میکند فرهاد