گنجور

 
کمال خجندی
 

قطعه مدح تو گردید ترک شد مکتوب

عفو فرما ز دعاگو که قلم دیر کشید

ورنه آن گفته چون آب روان بود چنان

که ببوسید خاک قدمت خواست دوید

تو روانی سخن بین که ز دروازه شهر

تا در خلوت خاص تو بسه ماه رسید