گنجور

 
کمال خجندی
 

جز آه و ناله ندارم به عاشقی هنری

مرا زدست هنرهای خویشتن فریاد

زاشک سرخ و رخ و زرد چون زیم بیغم

که هر یکی بدگر گونه داردم ناشاد