گنجور

 
کمال خجندی
 

چوحاجی احمد کل از در شیخ

جدا افتاد زو افغان برآمد

روان بر منظر آن حاجی نی زن

طربناک و خوش و خندان برآمد

چو تابستان رسید و شد هوا گرم

کدو افتاد و بادمجان برآمد