گنجور

 
خالد نقشبندی

قطعه شماره ۱: اگر مرد کاری در دوست باز است

قطعه شماره ۲: ای داوری که خاک درت دیده را جلاست

قطعه شماره ۳: امامانی کز ایشان زیب دین است

قطعه شماره ۴: داد از تظلم فلک حقه باز داد

قطعه شماره ۵: آنکه صد فضل بر روان دارد

قطعه شماره ۶: هزبر بیشه مردی سلیم بن محمود آنکه

قطعه شماره ۷: این چه خاک است کزو رایحه جان آمد

قطعه شماره ۸: برد گل رشک از روی محمد (صلعم)

قطعه شماره ۹: آرام رفت از دل و آرام جان ندید

قطعه شماره ۱۰ (در زیارت مرقد بایزید بسطامی): یارب به حق تربت سلطان بایزید

قطعه شماره ۱۱: موسم عید است و ما نومید از دیدار یار

قطعه شماره ۱۲: ای ملک شیوه فرخنده شعار

قطعه شماره ۱۳: ای سراسیمه قهر تو سپهر دوار

قطعه شماره ۱۴: دوشم خرد به طعنه بگفت ای تباه کار

قطعه شماره ۱۵: اندر ره عشق خسته جانی بهتر

قطعه شماره ۱۶: نبی صدیق و سلمان، قاسم است و جعفر و طیفور

قطعه شماره ۱۷: ای رام ترا ابلق چرخ سرکش

قطعه شماره ۱۸: ای گشته من فگار بی تو

قطعه شماره ۱۹ (هنگام عزیمت از مدینه و وداع با سرور کاینات): ای جلوه‌گاه ایزد دادار الوداع

قطعه شماره ۲۰: از روم تا به هند گرفتیم جان به کف

قطعه شماره ۲۱: ای خون فشرده در دل یاقوتت از رقم

قطعه شماره ۲۲: ای شده در دهر به دانش علم

قطعه شماره ۲۳: ز چنگ این سپهر چنگ پشت چنگ سان نالم

قطعه شماره ۲۴ (هنگام ترک مشهد مقدس و وداع با حضرت رضا علیه السلام): خالد بیا و عزم سفر زین مقام کن

قطعه شماره ۲۵ (ماده تاریخ در سوگ میرعثمان): داد از این گردون دون، فریاد ازین

قطعه شماره ۲۶ (هنگام اقامت در دهلی به یاد وطن سروده است): خون شد دلم، نسیم صبا غمگسار شد

قطعه شماره ۲۷: بحمدالله که از اقبال و بخت خسرو ثانی

قطعه شماره ۲۸: زهی شهنشه عالی و ظل یزدانی

قطعه شماره ۲۹: ای مه برج شرف سروری

قطعه شماره ۳۰: از وحی سخن نیست، دگر کیست که چون تو

قطعه شماره ۳۱: عبدالرحمن، شیرمردان، شاه گردون، جاودان

قطعه شماره ۳۲: بود پیش از کار حارث، نام دیو بد سرشت

قطعه شماره ۳۳: فرید دهر ملا صالح راد

قطعه شماره ۳۴: یا خیالت را بگو تا رو بگرداند ز من

قطعه شماره ۳۵: چار جنت بود در این دنیا

قطعه شماره ۳۶: ای از مژه ات غرقه به خون استادم

قطعه شماره ۳۷: بی روی تو رفت طاقت از دل

قطعه شماره ۳۸: مهجور و زبان بسته و سرگردانم

قطعه شماره ۳۹: ما هر علم و حاکم لولاک

قطعه شماره ۴۰: چیست بر آن کس که پوید خاک سالار عرب

قطعه شماره ۴۱: هر چند دل از محنت ایام داغ یافت

قطعه شماره ۴۲: نسیما گرفتند ره بر در آن سرو دلجویت

قطعه شماره ۴۳: خورد در نافه خون مشک ختن از رشک گیسویش

قطعه شماره ۴۴: واله شوق جمال دوستان

قطعه شماره ۴۵: سلامی جان‌فزا چون نشئه می

قطعه شماره ۴۶: قاضئی مانند ملا مصطفی در سرزمین