گنجور

 
خالد نقشبندی

نبی صدیق و سلمان، قاسم است و جعفر و طیفور

که بعد از بوالحسن شد بوعلی و یوسفش گنجور

ز عبدالخالق آمد عارف و محمود را بهره

کز ایشان شد شد دیار ماوراءالنهر کوه طور

علی، بابا، کلال و نقشبند است و علاءالدین

پس از یعقوب چرخی، خواجه احرار شد مشهور

محمد زاهد و درویش محمد، خواجگی، باقی

مجدد، عروه الوثقی و سیف الدین و سید نور

حبیب الله مظهر، شاه عبدالله، پیر ما

از این‌ها رشک صبح عید شد ما را شب دیجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
شاه نعمت‌الله ولی

برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور

سبکروحان همه جمع و گرانجانان از اینجا دور

ز نورآفتاب ما همه عالم منور شد

ببین هر ذرهٔ روشن که بنماید به تو آن نور

سر دار فنای او بقا بخشد به سرداران

[...]

شیخ بهایی

مخور بسیار چون کرمان بی زور

به کم خوردن کمر بربند چون مور

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه