لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. رخامانداخته —> رخام انداخته

    Comment by پیمائی — دی ۲۱, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۰۲ ق.ظ

  2. در پیوستن یعنی انجام دادن

    Comment by امین کیخا — فروردین ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۹:۳۰ ب.ظ

  3. روزی که از خیابانی بگذشتمی تویوتایی بدیدمی که به ضربت موتور فرزند درویشی مبتلا گشته بود و جمله عرض ان به ملاکمه موتور سوار ریخته بودی بیچاره راننده پیاده شد و از حال موتور سوار پرسیدن گرفت سپس به مشاهدت انچه بر تویوتا برفته بود مشغول گشت حالیا درویشانی چند گرد امدند و چون گزمه امدی با هم سوگند خوردندی که تویوتا دیگر سو برفتی و این بیچاره بینوا را زیر بگرفتی گزمه بگفتی خدایتان نان ببراد که دروغتان نان بریده است و این حکایت از ان اوردم که بدایند جمله مردم با تعصب جانب داری مستمندان کنند و این همیشه راست نیاید

    Comment by امین کیخا — فروردین ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۹:۴۱ ب.ظ

  4. حکایت دو شعر دارد یک تک بیتی و یک سه بیتی
    خر که کمتر نهند بر وی بار /
    بی شک اسوده تر کند رفتار /
    و شعر سه بیتی
    مرد درویش که بار ستم فاقه کشید/
    به در مرگ همانا که سبکبار ایــــــد /
    وانکه در دولت و اسایش و اسانی زیست /
    مردنش زین همه شک نیست که دشخوار آید/
    به همه حال اسیری که ز بندی برهـــــــــد /
    بهتر از حال امیـــــــــــــــــــــری که گرفتار آید/

    Comment by رضاشهنی — تیر ۱۳, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۱۶ ق.ظ

  5. سلام
    در سطر اوّل به جای کلمه ی ” ما ” کلمه ی “پدرم” باید باشد .

    Comment by احمدحسین پورسرکاریزی — فروردین ۲۳, ۱۳۹۳ @ ۱:۳۵ ب.ظ

  6. چند روز مانده به عید نوروز با مادر پیر خود از پس سی سال به زیارت اهل قبور با مترو به ابن بابویه رفتیم . دو چیز در طول این سفر موجب حیرت حقیر شد ، یکی آنکه اطاق های قبرستان را خراب شده دیدم و بدواً آنجا را نشناختم ، مادر گفت فقط دیوار اطاق ها خراب شده ، قبر ها بجای خود باقیست . فاتحه ای نثار اموات فامیل از پدر بزرگ و پدر و عمو ها و عمه ها و دیگران کردیم و بازگشتیم باز با مترو . در طول سفر هم رفت و هم بازگشت آقایان از جای خود برمی خواستند و جای خود به حقیر تعارف می کردند . می گفتند حاج آقا بفرما بنشین !! هنوز به این لفظ حاج آقا عادت نکرده ام اما با گوشت و استخوان خود پیری را حس کردم . در آن زمان ها حاج آقا ها هرگز شلوار جین لیوایز و کفش نایک به پا نمی کردند . خداوند رفتگان همه را بیامرزاد .

    Comment by شمس الحق — فروردین ۲۴, ۱۳۹۳ @ ۱:۴۴ ق.ظ

  7. براند به فارسی مس شود دخشه !

    Comment by امین کیخا — فروردین ۲۴, ۱۳۹۳ @ ۲:۰۴ ب.ظ

  8. “بر سر گور پدر تو چه مانده باشد”
    “صندوق تربت پدر من سنگین است و کتابه آن رنگین”
    در نسخه های متعدد به نحوی که در بالا نوشته ام، دیده و خوانده ام.
    اما حدیثی گرانقدر از امام محمد باقر علیه السلام در همین باره:
    در قبری که مرا به خاک میسپارید،به جز خاکی که از آن بیرون آمده،هیچ چیز دیگری بر آن اضافه نکنید.

    Comment by شکیب — خرداد ۵, ۱۳۹۳ @ ۷:۲۹ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره