1. با دورود و سپاس برای انجام این کار فرهنگی

    سروده بسیار زیباییست به ویژه بیت نخست ، بسیار آنرا دوست دارم.

    Comment by شاهرخ — بهمن ۱۰, ۱۳۹۱ @ ۱:۰۲ ب.ظ

  2. آیا این کدامین غزال، کدامین همام بوده که سعدی چنین غزلی در وصف او گفته است.

    Comment by مهدی — بهمن ۲۰, ۱۳۹۱ @ ۲:۵۱ ب.ظ

  3. واقعا زیبا بود و به نظر من توصیفی از انسان های حسود دارد.

    Comment by پ جمشیدی — اسفند ۲۴, ۱۳۹۱ @ ۱:۵۰ ب.ظ

  4. این غزل هم مثل سایر غزلیات سعدی بسیار زیباست و سختی فراق یار را بسیا زیبا بیان می کند

    Comment by محمود رضا نعمتیان — فروردین ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۵۶ ق.ظ

  5. من گاهی از شعر بعضی از شاعران استقبال می کنم و شعرهایی با وزن و قافیه آن می گویم. اما غزلیات سعدی آنچنان زیباست که نمی توانم در مقابل آن مقاومت کنم بنابراین استقبال های زیادی از غزلیات سعدی دارم
    گاهی یک یا چند بیت از یک غزل سعدی از هزاران بیت غزلیات شاعران نام آور دیگر زیباتر است.
    مثلاً بیت اول این غزل در اوج زیبایی است و آدم حیران می ماند زیباتر و روان تر از آن چه می توان گفت. افسوس که ابیات غزلیات سعدی یکدست نیست یک بیت در اوج آسمان هفتم و یکی معمولی

    Comment by محسن مردانی — خرداد ۷, ۱۳۹۲ @ ۸:۴۸ ق.ظ

  6. دوستان عزیز در شرح این بیت لطفاً راهنمایی بفرمایید:
    اول که گوی بردی من بودمی به دانش/گر سودمند بودی بی دولت احتیالی

    Comment by محسن رخش — خرداد ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۳۷ ب.ظ

  7. درود بر همگان

    به گمان من نخستین گام دریافتن و پی بردن به معانی نهفته در اشعار و نوشته های بزرگان، خواندن درست آن است و دیگر، خواندنشان در قالب یک کل واحد و پیوسته است ولو چندباره. پاسخ “محسن رخش” از دیدگاه و به قدر دانش اندکم:

    اول که گوی بردی من بودمی به دانش:
    آن کس که پیشتر (از دیگران) گوی دانش را می برد (= در دانش برتری می یافت و چیره دست می شد) من بودم
    گر سودمند بودی، بی دولت احتیالی:
    (اما این -برتری من در- دانش) اگر (هم) سودمند می بود، (در نهایت) تنها حیلت کردنی و چاره اندیشی ای بدون مکنت و سعادت بود (بخت و اقبال بلندی نصیبم نکرد). زیرا اقبال و رستگاری راستین -که چه بسا با دانش هم حاصل نمی شود- آن است که ( در بیت دوم آمده بود):

    دانی کدام دولت، در وصف می‌نیاید؟
    چشمی که باز باشد… هر لحظه بر جمالی

    Comment by امین افشار — اردیبهشت ۷, ۱۳۹۴ @ ۶:۰۴ ب.ظ

  8. صوفی نظر نبازد جز با چنین حریفی
    سعدی غزل نگوید جز بر چنین غزالی

    سعدی دختر خاله ای داشته غزال نام که غزالی صدایش میزدند و در سن ۲۰سالگی از بام افتاد و مرد و سعدی دست به خودکشی زد که توسط شکیب همگر نجات داده شد خوشبختانه

    Comment by Anonymous — شهریور ۲۹, ۱۳۹۴ @ ۶:۲۰ ب.ظ

  9. زیبا و شیرین.

    Comment by نازنینdr — اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۲:۴۷ ب.ظ

  10. اول که گوی بردی من بودمی به دانش
    گرسودمندبودی،بی دولت احتیالی
    برای درک معنی این بیت،نخست بایددانست که به نظرشاعرسعادت ازلی(دولت)موهبتی است که به همه داده نشده است.لذابادانستن این معنی،سعدی می فرماید اگربدون بهره مندی ازآن سعادت ازلی وفیض ربانی،وصرفاباتکیه بردانش وچاره جویی شخصی،کسی به کسب توفیق نائل می شد،این مقام بایدبه دست من می آمد(اماچنین توفیقی وابسته به بهره مندی ازهمان سعادت ازلی است که من ازآن بی نصیبم)

    Comment by مسعودنخعی — دی ۵, ۱۳۹۵ @ ۵:۳۴ ق.ظ

  11. اول که گوی بردی من بودمی به دانش
    گر سودمند بودی بی دولت احتیالی
    گوی بردن=برنده شدن
    اول که گوی بردی=اول کسی که برنده میشد من بودم به خاطر دانشم
    گر سودمند بودی بی دولت احتیالی=اگر بدون شانس چاره ای بود=اگر شانس تاثیر نداشت چون من شانس ندارم با اینهمه دانشی که دارم

    Comment by 7 — اسفند ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۸:۴۴ ب.ظ

  12. @محسن رخش:
    اگر همان اول کار که یار میخواست دل من راببرد تدبیرهای بی سرانجام من به نتیجه ای رسیده بود (و من به دامش نیافتاده بودم)؛ می توانستم خود را فردی با عقل و دانش بخوانم.

    Comment by فرخ — خرداد ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۸:۵۰ ق.ظ

  13. هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی
    الّا بر آنکه دارد با دلبری وصالی
    دانی کدام دولت در وصف می نیاید
    چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی
    دانی کدام جاهل بر حال ما بخندد
    کو را نبوده باشد در عمر خویش حالی
    صوفی نظر نبازد جز با چنین حریفی
    سعدی غزل نگوید جز برچنین غزالی
    این چهار بیت از این شعر در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:

    http://www.avayejavid.com/SazoAvaz/AvayeJavid_66.html

    Comment by لیلا همایون پور — اردیبهشت ۹, ۱۳۹۷ @ ۶:۳۲ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره