1. سلام.
    استاد محمدرضا شجریان و استاد فرهنگ شریف , این غزل زیبا را در اثری به نام پیوند مهر در اوج زیبایی اجرا کرده اند.
    پیشنهاد می کنم حتما بشنوید…
    بادرود.

    Comment by جدا — آذر ۲۵, ۱۳۹۲ @ ۳:۰۸ ب.ظ

  2. این شعر سعدی جواب و نصیحتی است به عشق های امروزی وقتی که حضرت می فرمایند:

    من ترک مهر اینان در خود نمی‌شناسم
    بگذار تا بیاید بر من جفای آنان

    Comment by حسن پور — خرداد ۵, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۱۱ ب.ظ

  3. این غزل زیبا اشاره می کنه به عاشق شدن سعدی بر دختر تاجر شکر فروش مصرذی که به علت عدم هماهنگی وضعیت مالی دختر تاجر به کس دیگه ای سپرده میشود

    درضمن مصرع دوم بیت یکی مانده به اخر درستش اینه
    این استین بر سر وان استین فشانان
    که اشاره می کنه در حال که خانواده تاجر به جشن پایکوبی مشغولند سعدی بر سرش میزنه
    با توجه به غمی که سعدی داشته
    این دست شوق بر سر وان استین فشانان
    باید غلط باشه

    Comment by محمد — تیر ۹, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۰۳ ب.ظ

  4. دلم به حال سعدی شیراز سخت میسوزد

    که تاجر شکر مصر، قدر وی نشناخت!

    Comment by دکتر ترابی — تیر ۹, ۱۳۹۴ @ ۳:۵۵ ب.ظ

  5. قابل توجه محمد عزیز
    آستین بر سر داشتن به معنای بر سر زدن نیست. اینکه در مصراع دوم از بیت دهم “دست شوق بر سر” دیده می شود به کلمه “مگس” در مصراع اول اشاره دارد. اگر دقت کرده باشید مگس وقتی به چیز شیرین می رسد دائما دست بر سر می کشد.

    Comment by مهدی — مرداد ۶, ۱۳۹۴ @ ۹:۵۱ ق.ظ

  6. واقعا که شنیدن این غزل با صدای استاد شجریان و تار فرهنگ شریف در آلبوم ” پیوند مهر ” دیوانه کننده س…

    Comment by کیان — شهریور ۲۵, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۳۲ ق.ظ

  7. خدایا شکرت که سعدی را آفریدی، شجریان را آفریدی٠٠٠
    امثال این بزرگان با آثارشان باعث آرامش انسا ن میشوند٠

    Comment by Anonymous — دی ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۲۶ ق.ظ

  8. شکرفروش مصری حال مگس چه داند
    این دست شوق بر سر وان آستین فشانان

    آستین فشاندن=معادل امروزی آن دست رو حرکت دادن و برو بابا گفتن

    از این سو مگس از سر شور و شوق بر سر میزند و از آن سو شکر فروش با دست افشانی او را دور میکند و به او میفهماند که از او بیزار است.

    و در بیت بعد:
    شاید که آستینت بر سر زنند سعدی
    تا چون مگس نگردی گرد شکردهانان
    سعدی گرد شکر دهانان که میگردی چه بسا از تو بیزاری جویند

    Comment by 7 — مرداد ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۵ ق.ظ

  9. درک صنایع ادبی واقعا سخته، این شعر پر از صنایع ادبیه و چون در قدیم شکر فروشها اکثرا یا مصری بودن یا از مصر شکر وارد میکردن،شوق خودش رو به شوق مگس برای شکر و معشوق شیرین دهانش را به شکر فروش مصری تشبیه کرده، واقعا تعجب میکنم از حرف برخی دوستان

    Comment by داریوش — مرداد ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۵:۱۰ ب.ظ

  10. با سلام
    استاد عزیزم شجریان دریچه ای بر من گشود که کسی نمیتوانست حافظ و سعدی و عطار و عراقی … رو با آوازهای استاد شناختم
    عاشق سعدی شدم با آوازهای استاد حقا که خداوندگار غزلهای عاشقانست سعدی
    و خداوندگار آواز ،خسرو آواز ایران شجریان

    Comment by بهرام — مهر ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۱:۴۶ ق.ظ

  11. دلدادگی مگس به شیرینی و تمثیل شکر فروش مصری در حقیقت همان جمال یوسف مصر است و استعاره از انسان کامل میباشد که شیخ اجل دلدادگی خودش رو نسبت به انسان کامل وقت خودش به این شکل عنوان میکنه و شکر فروش مصری در حقیقت انسان کامل هست و سعدی حال خودش رو حالت مگسی میدونه که نمیتونه از اون دور بشه

    Comment by رضا — آبان ۵, ۱۳۹۵ @ ۱:۵۱ ب.ظ

  12. سلام دوستان گنجوری
    کسی میدونه مفهوم این بیت چی میشه؟(اگه ممکنه واضح و شامل توضیح بدید)

    “دامن ز پای برگیر ای خوبروی خوش رو

    تا دامنت نگیرد دست خدای خوانان”

    Comment by سجاد — آبان ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۳:۱۷ ب.ظ

  13. اینقدر مغرور نباش و بی مهری نکن تا از سر ناچاری برای شکایت تو دست به دامن خدا نشویم
    ز دست رفته نه تنها منم در این سودا
    چه دستها که ز دست تو بر خداوند است
    فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست
    بیا و بر دل من بین که کوه الوند است

    Comment by 7 — آبان ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۳:۳۹ ب.ظ

  14. سلام علیکم
    در نسخه ای که بنده در اختیار دارم، که به تصحیح مرحوم محمد علی فروغی است، بیت اول بدینگونه است:

    خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
    کاین شب دراز باشد در چشم پاسبانان

    Comment by سید علی انجو — اردیبهشت ۲, ۱۳۹۶ @ ۱:۴۶ ب.ظ

  15. نسخه قدیمی بنده نوشته
    من ترک مهر اینان بر خود نمی پسندم
    در برنامه گلهای رنگارنگ شماره۵۲۲ هم به همین شکل خوانده می شود.

    Comment by بیژن رکوعی — خرداد ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۲:۳۶ ق.ظ

  16. این دو بیت :”شکر فروش مصری حال مگس چه داند،
    این دست شوق بر سر وان آستین فشانان
    شاید که آستینت بر سر زنند سعدی
    تا چون مگس نگردی گرد شکر دهانان”
    نهایت درد فراق و همچنین نهایت تواضع عاشق را در مقابل معشوق بیان میکند. همان طور که شکر فروش، حال مگسی را که از شدت اشتیاق به خاطر رسیدن به شهد شیرین چون شکر، دست بر سر میزند، درک نمیکند و با سر آستینش او را از شکر دور میکند، معشوق هم اشتیاق عاشق را درک نمیکند و او را از خود دور میاکند. شایسته است و سزاوار است که سعدی، معشوق تو را ار خود دور کند، چرا که در مقابل معشوق، همانند مگس در مقابل شکر هستی! (تواضع)

    Comment by کاظم — شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۵:۴۳ ب.ظ

  17. بنظر من در ۲ بیت آخر این غزل زیبا اشاره ای هم باید به سماجت مگس بکنیم، زیرا مگس با دیدن شیرینی ، با شوق به سمت آن می رود و ممکن است بارها مورد اذیت هم قرار بگیرد اما باز در کار خود سماجت می‌کند.
    شیخ اجل در بیت آخر متذکر میشود که «شاید که آستینت بر سر زنند سعدی» یعنی ممکن است در راه رسیدن به کمال بارها اذیت شوی و سختی ببینی، اما باید مانند مگس سماجت از خود نشان دهی.

    Comment by محسن رفیعی — آذر ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۲:۵۵ ب.ظ

  18. آواز جناب ادیب خوانساری به همراه مرتضی محجوبی شاهکار بزرگ‌موسیقی ما در آواز دشتی بر روی این شعر سعدی است

    Comment by آریا — دی ۷, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۰ ب.ظ

  19. سلام بر دوست داران ادبیات پارسی
    واژه “شاید” در بیت آخر به احتمال زیاد به معنای “شایسته است” می‌باشد و نه به آن معنای رایجش

    Comment by بی من — خرداد ۲۳, ۱۳۹۷ @ ۲:۰۱ ب.ظ

  20. شکرفروش مصری حال مگس چه داند
    این دست شوق بر سر وان آستین فشانان

    عزیزان بنظرم در خصوص این بیت میتوان گفت:
    فرد شکر فروش از درک شدت علاقه و اشتیاق مگس به شکر(اشاره دارد به میل و اشتیاق وافر عاشق برای وصال معشوق) آگاه نیست،و او صرفاً در پی حفظ مال خود از دست دیگران است از اینروست که حال مگس(عاشق)را درک نمیکند و پیوسته با سرآستین خود مانع نزدیکی اش به شکر(معشوق) میشود.

    شاید که آستینت بر سر زنند سعدی
    تا چون مگس نگردی گرد شکردهانان

    Comment by احسان — دی ۲۲, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۵۱ ق.ظ

  21. من ترک مهر اینان در خود نمی شناسم بگذار تا بیاید بر من جفای آنان
    منظور سعدی عشق بین زن و مرد نبوده ، منظورش پذیرش بی قید و شرط و خاموش بودن حتی وقتی جفا میبینی از مردم تو حالت پذیرش و سکون که به آرامش و تعادل و هماهنگی با جهان هستی میشیم پس این پیوند مهر که تیغ شمشیر (استعاره از تیزی و برندگی داره) هم نمیتونه پیوند اونای که عقل رو در کنار عشق با تعادل و هماهنگی پیش میبرند جدا کنه ، سعدی عزیز از بس که شیرین و خوش سخن هست ما به جنس مخالف اشاره میکنیم البته که بعد از تعادل قطعا همسر ، یار و معشوق خود به خود پیش میاد

    Comment by پوریا — دی ۲۳, ۱۳۹۷ @ ۹:۱۷ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره