1. سلام
    ممنونم سایت ارزشمندی است..
    این غزل با صدای استاد نازنین، محمد رضا شجریان، آلبوم نوامرکب خوانی فوق العاده زیبا و ماندنی است

    Comment by محمّدمهدی — دی ۱۴, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۴۷ ب.ظ

  2. با سلام
    بیت آخر در بعضی نسخه ها بدین شکل مسطور است:
    ترک جان عزیز نتوان گفت که در سایت وزین و ارزشمند شما(بتوان) درج گردیده است.

    Comment by صابر معصومی — خرداد ۱۹, ۱۳۹۱ @ ۷:۴۴ ب.ظ

  3. با درود فراوان به شما سایت بسیار خوبی است.بنظر اینجانب شاعر بزرگ ما در این غزل قصد پاسخ سئوال همیشگی بشر یعنی غرض از خلقت را میدهد.البته نه اینکه پاسخ داده باشد بلکه میگوید تو به آثار و عظمت خلقت توجه کن خصوصا در این ابیات:تنگ چشمان….وتو به سیمای شخص مینگری….
    توفیق شما را ازخداوند خواهانم.

    Comment by امیر — مرداد ۱۰, ۱۳۹۱ @ ۱:۱۰ ب.ظ

  4. کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ…..
    شاید بتوان این شعر را معادل این شعر سهراب در نظر گرفت….

    Comment by ابراهیم ش — بهمن ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۱:۳۶ ب.ظ

  5. در اکثر نسخ “ترک جان عزیز بتوان گفت” تاکید شده است. این بیت را همچنین می توان همسنگ این بیت حافظ دید:

    از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
    از دوستان جانی مشکل توان بریدن

    Comment by سروش — شهریور ۳۰, ۱۳۹۳ @ ۴:۳۴ ب.ظ

  6. وقتی اولین بار این شعر رو می خوندم و مخصوصا به بیتِ
    “چون دلارام می‌زند شمشیر، سر ببازیم و رخ نگردانیم” وقتی رسیدم وحشت کردم، البته نه از سر باختن؛ بلکه بخاطر اینکه این آدم ها در چه حال و هوایی هستن که اینگونه حرف میزنن؟ و ما درک نمیکنیم؟ :(
    هر گلی نو که در جهان آید، ما به عشقش هزاردستانیم
    خدایا اندکی از این حالات هم نصیب ما کن
    فقط اندکی …

    Comment by محسن — مهر ۲۵, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۵۹ ب.ظ

  7. بیهوده نیست که حافظ او را استاد سخن می نامد ، الحق که غزل ناب اینست ! اما ابراهیم جان حقیر سر آن ندارد که خود را باز در مخمصه اندازد اما شباهت این دو شاعر تنها در سین است و بس !

    Comment by شمس الحق — مهر ۲۶, ۱۳۹۳ @ ۹:۱۸ ب.ظ

  8. درود بر اختران پر فروغ آسمان گنجور

    شمس الحق بزرگوار سپاس…..
    احسنت بر ضمیر روشنتان.عالی بود کلمات سطر آخر!!

    سعدی یگانه ست
    به خاتم نتوان دم زد ز سلیمانی

    Comment by فروغ — مهر ۲۶, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۵۸ ب.ظ

  9. خجالتم دادید دوست گرامی ! بواقع هرچه در باب این غزل بگویند کم است ، این دیگر غزل نیست ، شعر نیست ، عین زیبایی است ! همان کلام و سخن است که یوحنا در باب اول سِفر پیدایش از آن یاد میکند .

    Comment by شمس الحق — مهر ۲۷, ۱۳۹۳ @ ۸:۳۹ ق.ظ

  10. سلام
    شنیدن شعر استاد غزل شاعر بزرگ از زبان استاد بزرگ موسیقی ایران روح نواز است.

    Comment by عیسی — آبان ۱, ۱۳۹۳ @ ۶:۳۲ ب.ظ

  11. هرچه این غزل راباصدای ملکوتی استاد شجریان عزیز بیشتر می شنوم به همان نسبت دلبستگی ام بیشتر می شود

    Comment by علی — آبان ۱۹, ۱۳۹۳ @ ۹:۴۶ ب.ظ

  12. با صدای استاد شجریان با شعر آشنا شدم

    Comment by هادی — آذر ۲, ۱۳۹۳ @ ۸:۵۵ ق.ظ

  13. دوست گرامی,

    اشعار خالق سخنوری (البته به لطف فرمانروای عوالم) را با شعر سهراب معادل دانستن, هم در تفکر هم در روش, هم در سطر هم در مفهوم, سطحی نگریست!
    البته جنابعالی با “شاید” بجا, فقط به عنوان نظر بیان کردید!
    خدانگهدار

    Comment by Nazanin — اسفند ۲۱, ۱۳۹۳ @ ۸:۳۷ ب.ظ

  14. تنگ چشمان نظر به میوه کنند
    به به چقدر آموزنده چقدر پرمحتوا
    چه خوبه به تک تک بیت ها رو بیشتر بپردازیم
    چقدرلازمه به خودمون نگاه عمیق تری بکنیم
    شیخ الرئیس از این خصلت ها که در اطرافیان همه ما دیده میشه و مشاهده می کرده چه کشیده
    تنگ چشمان، خودخواهان، به چه میاندیشند مشخصاٌ به سودی که واسه خودشون داشته باشه فکر می کنند
    حال این نگاه رو با نگاهی در بیت بعد میشه داشت بررسی کنیم
    وای تفاوت از زمین تا آسمان است

    Comment by الف.ج — اسفند ۲۲, ۱۳۹۳ @ ۲:۲۵ ب.ظ

  15. بسیار در عجبم ازکسانی که اینهمه اشتراک بین سهراب وسعدی را نادیده میگیرند . اگرسهراب درموقعیت سعدی بود نمیدانم ازسعدی پایین تر میبود یا بالاتر؟ اصلا آیا استفاده لفظ بالاتر ،برتر،پایینتر و… در این وادی درست است یا نه؟
    اینان تمام لب برلب او نهاده اند وتمام این سخنان هم تحفه ایست که برما جاری میکنند.
    لذت ببریم از این تحفه های آسمانی اگر خودمان رمق رفتن نداریم

    Comment by مهدی.ر — فروردین ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۳۸ ق.ظ

  16. درود خدا بر شما باد
    ممنون بخاطر طراحی این سایت بسیار عالی و پرمحتوا
    از زیباترین شعرهای تاریخ است و با صدای استاد بزرگوار شجریان دیگه ماندگار و رویایی شده.

    Comment by سجاد — اردیبهشت ۸, ۱۳۹۴ @ ۴:۲۸ ب.ظ

  17. با تشکر از شما این شعر را در کلاس خواندم و همه لذت بردند

    Comment by هلیا — اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۴ @ ۱:۳۰ ب.ظ

  18. با آقای مهدی ر. کاملا موافقم.

    Comment by سهیلا — اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۳:۵۰ ب.ظ

  19. از طریق یک خواننده با بزرگی مثل استاد سخن سعدی هرگز نمیتوان آشنا شد .شاید فرم آوازی آن که بوسیله آهنگساز تنظیم شده در ذهن فرد بماند ولی نه اصالت شعری و معنائی آن که لایه در لایه است و هر کلمه اش همچون زیبائی خلقت بیهوده نیست و کوچکترین تغییری در آن، زیبائی ساختاری و معنائی آن را مخدوش میکند. آشنائی ریشه ئی با شاهکارهای ادبی به مطالعه مستمر و در پای درس اساتید نشستن نیاز دارد و نه آواز. جالب اینجاست که شیخ اجل سعدی که حق است او را افصح المتکلمین بنامیم جواب ظاهر بین ها رو داده.
    تو به سیمای شخص می‌نگری ما در آثار صنع حیرانیم.

    Comment by آزاد — خرداد ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۵:۳۵ ب.ظ

  20. با احترام به ساحت بلند ادب ایران زمین
    آزاد گرامی!
    از شعر و ادبیات چقدر میدانید…،خدا میداند! اما از فرمایشتان پیداست که نه تنها از موسیقی (اصیل) هیچ نمیدانید، از رابطه ی آن با شعر(غزل) نیز کمترین آگاهی ندارید. و چون در این باره هیچ نمیدانید، هضم توضیحات حقیر نیز برایتان دشوار می آید و فقط به این آرزوی محال بسنده میکند که؛ کاش آن استاد خوش سخن(سعدی) زنده می بود و غزل خود را با صدای این استاد خوش آواز(شجریان) گوش میداد.
    دوست گرامی! این صفحه نه جای سخن گفتن از موسیقی است و نه حقیر سر آن دارد. اما خامی کلام شما راجع به “ساختن آهنگ برای فرم آواز” حقیر را چنان آزار داد تا بر آن شد چند سطری از این صفحه را قلمی کند.(قبل از هر چیز یاد استاد پرویز مشکاتیان را زنده میدارم)
    دوست گرامی! توصیه می کنم اول تعریف آواز و آهنگ را بدرستی یاد بگیرید تا بدانید آهنگ کجا و برای چه ساخته میشود، آنگاه می فهمید که یک آواز حتی بدون ساز هم ویژگیهای خاص خود را داراست و هیچ از زیبایی آن کاسته نمی شود. تنظیم فرم آوازی توسط آهنگساز دیگر چه پدیده ایست؟! شاید در یک اثر که متشکل از بخشها و قطعات مختلفی مانند پیش درآمد، چهار مضراب، آواز و تصنیف است انتخاب دستگاه به عهده ی آهنگ ساز باشد، اما آهنگساز در خوب و یا بد اجرا شدن آواز هیچ نقشی ندارد. یک آواز زیبا و دلنشین نیاز به تجربه و تبحر منحصر به فردی دارد که هر خواننده ای از عهده آن بخوبی برنمی آید. انتخاب شعر و درک آن، انتخاب دستگاه به ضرورت تناسب حال و هوای آن با حال و هوای شعر و یا بالعکس، اجرای درست و دقیق گوشه ها، فراز و فرود و تحریرهای بجا از جمله ی اصول و قواعد یک اثر آوازی است که رعایت همه بعهده خود خواننده میباشد. اگر ذره ای با موسیقی آشنایی می داشتید می فهمیدید که نه فقط خدشه ای به این غزل وارد نشده بلکه به روایت آوازی لطیف و دوست داشتنی برایتان تعبیر شده است.
    در ضمن در این شاهکار بیتی نیز برای تنگ نظران آمده که میفرماید:
    تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشا کنان بستانیم

    Comment by Anonymous — مرداد ۳۰, ۱۳۹۴ @ ۹:۵۶ ق.ظ

  21. سلام ، عشق و ارادت قلبی خودم را نثار عزیزانی میکنم که خالصانه در جهت اعتلای فرهنگ ، هنر و ادب سرزمینمان تلاش میکنند .سایت بسیار خوبی دارید ،متشکریم . این غزل سعدی بسیار زیباست و الحق که استاد شجریان هم در اجرای موسیقی حق آنرا خوب ادا نموده اند

    Comment by علی از قم — آذر ۲۴, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۵۲ ق.ظ

  22. بعضی اشخاص چون در ظاهر خودشون رو آزاد میپندارن پس تصور میکنن آزادند در هر زمینه ای اظهار فضل کنند. حتی اگر تخصصش رو هم نداشته باشند. به طور کل داشتن خرده علم و اطلاعات سطحی در هر زمینه ای انگار این مجوز رو برای ابراز وجود به اشخاص میده که اگر حرف نزنن بقیه تصور میکنن که طفلکی زبون نداره. القصه… حضرت استاد شجریان با پیوند گوشه های متضاد از دستگاههای مختلف در آلبوم نوا مرکب خوانی کاری کردند کارستان که به عنوان یکی از شاهکارهای موسیقی آوازی ما تلقی میشه. ایشون با انتخاب این شعر و در ادامه شعر غم زمانه خورم یا فراق یار یار کشم و سپس دوتا دوبیتی از باباطاهر به شکلی استادانه از دستگاه نوا وارد شور و سپس آواز بیات ترک و دستگاه سه گاه شده و در انتها با تحریری کوتاه اما اعجاب برانگیز مجددا به نوا فرود میکنند که این میتونه یک کلاس آواز بسیار پیشرفته برای هنرجویان باشه. هرچه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم.

    Comment by خداوندگار آواز: سیاوش — بهمن ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۹:۲۰ ق.ظ

  23. الف ج عزیز به اشتباه شیخ اجل را شیخ الرئیس نامیده است که بگمانم لقب بوعلی سینا باشد . کامنت ۱۴

    Comment by شمس الحق — فروردین ۱۵, ۱۳۹۵ @ ۴:۲۳ ب.ظ

  24. هر چه گفتیم جز حکایت دوست
    در همه عمر از آن پشیمانیم

    من با این آهنگ و صدای استاد فقط گریه میکنم، حس لطیف آدمی رو به طرز عجیبی برمیانگیزه…عجیبه خدایا عجیبه

    Comment by علی — شهریور ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۵۱ ب.ظ

  25. پخش آنلاین این قطعه :
    http://tiny.cc/Delaraam

    پخش آلبوم از آغاز:
    http://tiny.cc/Navaa
    آواز ـ عشاق ـ رهاب ـ فرود به بسته نگار

    Comment by 7 — مهر ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۶:۲۱ ب.ظ

  26. صابر معصومی نوشته:
    با سلام
    بیت آخر در بعضی نسخه ها بدین شکل مسطور است:
    ترک جان عزیز نتوان گفت که در سایت وزین و ارزشمند شما(بتوان) درج گردیده است.
    بنظر من اگر بجای بتوان در بیت آخر نتوان نوشته شود آنوقت باید در مصرع دوم هم بجای نتوانیم، بتوانیم نوشته شود

    Comment by علی بی ستاره — بهمن ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۱:۲۵ ب.ظ

  27. شجریان شعر رو ویرون میکنه واقعا عالی خونده این غزل رو و زیباتر کرده

    Comment by علی — فروردین ۷, ۱۳۹۶ @ ۵:۲۱ ب.ظ

  28. سلام لطفا معنی کنید

    مر خداوند عقل و دانش را

    عیب ما گو مکن که نادانیم

    هر گلی نو که در جهان آید

    ما به عشقش هزاردستانیم

    Comment by هادی — فروردین ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۱:۲۹ ق.ظ

  29. سلام
    بنده این شعر فوق العاده رو ابتدا از آواز خسرو آواز ایران،جناب استاد شجریان شنیده م و انچنان لذت بردم که بغض کردم…این شعر عالیست و شنیدن از آواز جناب استاد شجریان عالی تر…
    اما بنظر حقیر،این غزل،یک غزل عاشقانه ـ عارفانه هست.
    حضرت سعدی،در این شعر قصد عنوان کردن این موضوع رو داشته که عشق زمینی،مقدمه ی عشق آسمانیست.
    بطور واضح تر اینکه از زیبایی مخلوق ما میتونیم پی به زیبایی خالق ببریم،همانطور که در بیتی میفرماید:
    تو به سیمای شخص مینگری
    ما در آثار صنع حیرانیم…
    سپاسگزارم

    Comment by روح الله — فروردین ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۸ ب.ظ

  30. مر خداوند عقل و دانش را
    عیب ما گو مکن که نادانیم
    “دهخدا:مر. [ م َ ] ( ) حرفی است که به نظر فرهنگ نویسان برای زینت و تحسین کلام یا برای اقامه ٔ وزن در شعر یا برای افاده ٔ حصر و تحدید یا برای تأیید در جمله ذکرمی شود و به عقیده ٔ گروه دیگر از لغت نویسان از جمله کلمات زایده است و حذفش هیچ لطمه ای به جمله نمی زند. ”
    که البته سخن احمقانه ای باشد.
    “مر” در اینجا یعنی مگر و بیشتر همراه “را” میآید و معنی آن میشود برای” و نشان تاکید است
    مر+مفعول+را
    مر خداوند عقل و دانش را=برای خداوند عقل و دانش=برای دانا

    Comment by 7 — فروردین ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۹ ق.ظ

  31. این کسانی که همه چیز را آسمانی و زمینی درمیابند و چه بسا نیم متر از زمین فاصله نگرفته باشند مگر سوار خر یا خودرو بدانند که آسمان چیز نیست مگر فضایی که همه چیز را دربر گرفته است و به جای عشق آسمانی زین پس بگویند عشق فضایی که از زمین تا بی نهایت را در خود دارد.

    Comment by 7 — فروردین ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۲۱ ق.ظ

  32. ببخشید جناب ۷

    می گوید : به خداوند عقل و دانش بگوی ، عیب ما مکن که نادانیم.
    عاقل و دانشمند را بگوی بر ما خرده مگیر ، ما نادانیم.

    Comment by خواجوی کرمانی — فروردین ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۳:۳۸ ق.ظ

  33. من که چیز دیگری نگفتم.
    گاهی فکر میکنم اگر حافظ کرمانی بود و با خواجو جفت میشد و خواجوی کرمانی و حافظ کرمانی داشتیم و یا بافقی بود و وحشی بافقی و حافظ بافقی داشتیم باز هم شیراز شهر شعر و ادب بود؟
    پاسخ من بله هست و اگر حافظ کرمانی یا یزدی بود هیچگاه به شهرت امروزی نمیرسید و از خوان بیدریغ سعدی بهره کمتری میبرد.
    هر جور که فکر کنیم وزن سعدی چنان سنگین است که کفه ترازو در شیراز میخوابید و کفه دیگر در کرمان و یزد در بالا میماند.

    Comment by 7 — فروردین ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۱:۴۰ ق.ظ

  34. اشاره من به ” برای ” و ” به ” بود
    امروز هم خواجگان یافت میشوند ، ور خرد باشند
    کرمانیان ” خواجو ” خواجه خرد، میخوانندشان، وگر کرمانی؛ خواجوی کرمانی
    با اینکه شیخ میفرماید؛
    باد صبح خاک شیراز آتشی است
    هرکرا در وی فتاد آرام نیست
    مع ذالک؛
    در روی زمین نیست چو کرمان جایی
    کرمان دل عالم است و ما اهل دلیم.

    Comment by خواجوی کرمانی — فروردین ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۱:۴۹ ق.ظ

  35. سعدی اگر این غزلش رو با صدای شجریان می شنید تازه می فهمید که چی گفته و صد برابر از معجزه کلام خودش لذت می‌برد.
    خدا رو شکر که ما در عصری به دنیا آمدیم که بتوانیم اشعار سعدی و حافظ و مولانا را با صدای شجریان بشنویم.

    Comment by حسین — تیر ۶, ۱۳۹۶ @ ۴:۱۳ ق.ظ

  36. بادرود .
    واقعا باتوحه به فرمایش این دوست اگر سعدی این غزل رو میشنید چه مبکرد.
    در دستگاه نوا که یکی از دستگاههای باستانی است و حالت رازو نیاز داره کمتر کسی خوانده و استاد شجریان واقعا اثر جاودانی گذاشته و من هر وقت که این آلبوم رو مبشنوم بعد صدها بار گوش کردن از خود بیخود مبشم.
    برای سلامتی استاد بزرگوار صلوت

    Comment by ناصر — تیر ۱۹, ۱۳۹۶ @ ۷:۰۷ ب.ظ

  37. با سلام و عرض ادب…
    اولا که غزلی فاخر از پروردگار تغزل ادب پارسی رو مطالعه نمودید…
    خواهشی که کمترین دارد اینست که در صفحات شعرای کلاسیک مثل سعدی و حافظ و صایب و…حرفی از شعرای جدید نزنیم…(به استثنای شهریار)چرا که این بزرگواران همه از عرفا و حکما و فضلای شامخ در عرصه ی عرفان و ادب هستند…و جنس کلامشان به صورت تمام قد با ادبیات نو تفاوت دارد…و متعاقبا مخاطب ایشان هم به طبع دچار عرقی ملفوف نسبت به ایشان هستند…انقباض خواطر این بزرگواران دور از انصاف است…
    ثانیا…حقیقتا در حیرتم که چطور کسی میتواند به لحن داوودی استاد خرده بگیرد!!!!
    یک مقدار درباره ی مسایلی که محبوبیت عام دارند لطیف تر صحبت کنیم…حکم عقلیه ست…
    موید باشید…وشکرگذار…

    Comment by احقر — شهریور ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۸:۵۹ ب.ظ

  38. سلام
    در سایت وزن شعر برابر با «فعلاتن مفاعلن فعلن» آورده شده که غلط است. وزن شعر «فاعلاتن مفاعلن فعلن» است.

    Comment by مصطفی — آبان ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۳ ق.ظ

  39. سال هاست با این شعر زندگی میکنم
    واقعا کار قشنگیه که پرویز خان مشکاتیان ساخته
    و همیشه تازهست

    Comment by نیما — شهریور ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۹:۳۴ ب.ظ

  40. من با صدای استاد شجریان در البوم نوا مرکب خوانی با دو غرل سعدی آشنا شدم که بهترین غزلهایی بودند که تا بحال شنیدم و استاد شجریان هم بجا برای البوم نوا انتخاب کرده بودند ماحصل آن هم شد نوا
    درود بر استاد شجریان

    Comment by مهدی علیزاده — دی ۲۹, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۱۲ ب.ظ

  41. چون دلارام میزند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم

    در این بیت، سعدی به صورت غیر مستقیم علت سرباختن عاشق، در حالی که ترس و واهمه ای ندارد با انتخاب یک صفت از صفات معشوق، به صورتی زیبا بیان کرده است. مقدمتاً آن که اگر قرار باشد کسی سرش بریده شود بیقرار و هراسان می شود. سعدی در اینجا می گوید چون معشوق دلارام است(دل را آرام می کند) من عاشق از سر باختن در مقابل شمشیر او نمی ترسم و رخ نمی گردانم(فرار نمی کنم). در واقع سعدی با انتخاب آگاهانه یک واژه(دلارام) که صفت معشوق است علت شوق عاشق برای سرباختن در مقابل شمشیر معشوق را به نحوی بسیار نیکو بیان کرده است. بتابراین می توان گفت بزرگان سخن واژه ها را آگاهانه انتخاب می کنند و در بافت کلام به کار می گیرند.

    Comment by روح الله نوری — بهمن ۲۳, ۱۳۹۷ @ ۸:۵۰ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره