1. میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرجست و بس

    فکر کنم صحیح بیت پایین باشه

    باغ تفرجست و بس میوه نمی‌دهد به کس

    پاسخ: در صورتی که پیشنهادتان مستند است بفرمایید تا تصحیح شد.

    Comment by Amir Ghorbani — آذر ۲۲, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۱۹ ق.ظ

  2. در نسخهٔ‌ مرحوم “محمد علی‌ فروغی” که معتبر‌ترین و رایج‌ترین نسخهٔ‌ است، همچنین در نسخهٔ‌‌های دیگر نوشته است: میوه نمیدهد به کس، باغ تفرج است و بس.

    اما استاد “محمد رضا شجریان” که همین غزل را سالها پیش بصورت تصنیف خوانده اند، میخوانند: باغ تفرج است و بس، میوه نمیدهد به کس. که بنظر میاید اگر “سعدی” غزل را این چنین سروده بود، درست تر و بهتر مینمود، ولی‌ در دیوان غزلیات همان گونه که گفته شد، به شیوه اول نوشته شده. در ضمن بهتر است که اینگونه غزل‌های ریتمیک “سعدی” را که هر مصرع آن از دو بخش هشت سیلابی تشکیل شده است، میان هر دو بخش یک ویرگول (،) گذاشته شود تا خوانندگان بتوانند این غزل‌های ریتمیک را درست بخوانند. این شیوه، در دیوان‌ها و کلیات‌ها نیز رعایت شده است. مانند:
    میوه نمیدهد به کس، باغ تفرج است و بس جز به نظر نمیرسد، سیب درخت قامتش

    Comment by پدرام باستانی پور — دی ۳, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۳۸ ق.ظ

  3. بیت ششم به نظرم در اصل چنین بوده : ” کاش که در قیامتش بار دگر به دیدنى آنچه گناه او بود من بکشم غرامتش ” یعنی آرزو دارم در قیامت در مقابل فقط یکبار دیدن دوبارۀ او ، بار تمام گناهانش را بدوش کشم .

    Comment by محمد چمنیان — آبان ۱۹, ۱۳۹۱ @ ۵:۱۶ ب.ظ

  4. آواز استاد شجریان به همراه تار دل انگیز استاد بیگجه خانی در آلبوم بیداد پرویز مشکاتیان،با این شعر سعدی تکمیل شده است.

    Comment by علی رهنما — آبان ۱۹, ۱۳۹۳ @ ۷:۵۱ ب.ظ

  5. رحمت بر تربت پاک استاد سخن، سعدی شیرین سخن!!!

    هر که هوا گرفت و رفت… از پی آرزوی دل

    گوش مدار سعدیا ! بر خبر سلامتش…

    Comment by امین افشار — آذر ۲۹, ۱۳۹۳ @ ۶:۰۸ ب.ظ

  6. محسن نامجو هم این شعر را به سبک خودش خوانده است

    Comment by Anonymous — تیر ۳۰, ۱۳۹۴ @ ۴:۳۴ ب.ظ

  7. با سلام
    جز به نظر نمیرسد،سیب درخت قامتش .به چه معناست؟کجای قامت معشوق به سیب تشبیه شده است.باتشکر

    Comment by بهروز — تیر ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۹ ق.ظ

  8. با سلام، معمولا در ادبیات، زنخدان(چانه ی) معشوق به سیب تشبیه می شود.

    حافظ می فرماید:
    ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید
    هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست

    چاه نیز اشاره به گودی میان چانه است.

    Comment by سجاد تاج کی — شهریور ۸, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۷ ب.ظ

  9. درود.این نکته ای که در مورد بیت”میوه نمی دهد . . .”‌ به نظر می رسد این گونه که سروده و نگارش شده،تعلیق بیشتری ایجاد می کند تا اینکه جا به جا شود.

    Comment by معین گلابی — آبان ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۱:۰۶ ب.ظ

  10. در بیت دوم
    سرو درخت قامتش درست است
    چون در بیت اول باغ تفرج آمده است

    Comment by مجید — آذر ۷, ۱۳۹۵ @ ۳:۲۱ ب.ظ

  11. چون در مصرع اول باغ تفرج آمده است

    Comment by مجید — آذر ۷, ۱۳۹۵ @ ۳:۲۵ ب.ظ

  12. به نظرم حضرت سعدی در مورد روز قیامت و لقا الله صخبت میکند و همانطور که در ابیات هست انقدر بزرگواری رب و مقامش بالا هست که فقط جای تفرج است و به آن مقام کسی جز پیامبران نمیرسند و دست کسی به سیب قامتشان نمیرسد.و در آخر آرزوی ظهور قیامت و دیدار حضرت قاءم رو دارند که بتوانند جان رو فدا کنند و اگر کسی در راه او قدمی نهاد جان خود را فدا میکند

    Comment by بی نشان — بهمن ۱۷, ۱۳۹۵ @ ۷:۴۵ ب.ظ

  13. درست مصرع دوم بیت نخست:
    میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرجست و بس
    جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش

    چون سرو “میوه نمیدهد به کس” و جای تفرج است و بس” و “درخت قامت” سرو است.
    اگر به فرض سیب باشد مصرع نخست هرز میرود و سیب درخت قامت میشود گودی کمر و سعدی در حسرت دیدن گودی کمر بوده.
    این دوستی که نوشته: با سلام، معمولا در ادبیات، زنخدان(چانه ی) معشوق به سیب تشبیه می شود.
    و دقت نکرده که خود حافظ: سیب زنخدان

    Comment by 7 — بهمن ۱۷, ۱۳۹۵ @ ۸:۱۸ ب.ظ

  14. ویرایش:
    درست مصرع دوم بیت نخست:
    میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرجست و بس
    جز به نظر نمی‌رسد سرو درخت قامتش
    چون سرو “میوه نمیدهد به کس” و جای تفرج است و بس” و “درخت قامت” سرو است.
    اگر به فرض سیب باشد مصرع نخست هرز میرود و سیب درخت قامت میشود گودی کمر و سعدی در حسرت دیدن گودی کمر بوده.
    این دوستی که نوشته: با سلام، معمولا در ادبیات، زنخدان(چانه ی) معشوق به سیب تشبیه می شود.
    و دقت نکرده که خود حافظ: سیب زنخدان

    Comment by 7 — بهمن ۱۷, ۱۳۹۵ @ ۸:۲۰ ب.ظ

  15. آن هم دیگر سیب نیست و شاید هندوانه آرژانتینی

    Comment by 7 — بهمن ۱۷, ۱۳۹۵ @ ۸:۲۳ ب.ظ

  16. منظور از سیب، همان چانه یا غبغب است.
    و از اینکه گفته میوه نمیدهد نباید تعبیر به سرو شود. زیرا اگر سرو بود گفته میشد که میوه ندارد.
    اما اینجا گفته “میوه نمیدهد” یعنی میوه دارد ولی نمیدهد. و سهم ما از میوه فقط تماشا کردن و حسرت خوردن است.
    مانند باغی که در آن گردش می کنیم و میوه های آبدار را می بینیم ولی حق خوردن میوه نداریم.

    Comment by محمد — بهمن ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۸:۰۴ ب.ظ

  17. میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرجست و بس
    جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش
    به زعم من درین ماناست:
    قامت نگار من به باغی می ماند که به تماشایش باید نشست . جای کام گرفتن نیست، نظاره کنیدش

    Comment by حسین ۱ — بهمن ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۱:۰۷ ق.ظ

  18. میوه نمی دهد به کس = کسی را به آرزو نمی رساند

    Comment by حسین ۱ — بهمن ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۱:۱۱ ق.ظ

  19. میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرجست و بس
    جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش
    بنظرم منظور شاعر، کوتاهی زندگیست که همچون باغیست که از میان آن میگذریم و تفرج کنان، جز نظری کوتاه بر سیب زنخدان یار، فرصتی برای چیدن محصول نداریم.

    Comment by حسین محرابی — اردیبهشت ۵, ۱۳۹۶ @ ۵:۱۰ ق.ظ

  20. استاد رضوی سروستانی و جمال الدین منبری اجراهای زیبایی از این شعر دارند

    Comment by سینا — خرداد ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۳۹ ب.ظ

  21. با درود بر همه دوستان
    در باره این بند :
    باغ تفرج است و بس میوه نمی دهد به کس
    جز به نظر نمی رسد سیب درخت قامتش

    به گمانم سعدی قامت زیبای معشوق را به باغ و تفرج گاهی تشبیه می کند که تنها می توان آن را از دور دید و اجازه اینکه بتوان از میوه درخت این باغ و تفرج گاه میوه ای چید، به کسی داده نشده است.
    واژه بس در اینجا یعنی تنها ، فقط . یعنی این باغ و تفرج گاه فقط برای دیدن زیبایی های آن ساخته شده است . واژه نظر یعنی چشم و دید . یعنی میوه درخت این باغ را فقط با چشم می توان دید بدون اینکه بتوان آن را چید.

    Comment by رهگذر — مهر ۲, ۱۳۹۶ @ ۸:۱۲ ق.ظ

  22. میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرج است و بس
    جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش

    این کاملا درست است: هم میوه نمی دهد آغاز است و هم سیب درست است نه سرو.
    مرید از اول دنبال چیدن میوه هستش یا از اول توقع داره میوه بچینه (میوه نمی‌دهد به کس) اما تا کاملا تسلیم نشه میوه خبری نیست (باغ تفرج است و بس). مراد از همه چیز حفاظت میشه (جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش
    ) پس دست از حیله برای چیدن سیب بردار (گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
    پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود) و در پاکی نیت کوشا باش.

    Comment by شهراد — آذر ۲, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۳ ب.ظ

  23. میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرج است و بس

    جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش

    در غزلی دیگر با همین مضمون میفرماید

    تنگ چشمان نظر به میوه کنند
    ما تماشا کنان بستانیم

    Comment by علیرضا — مرداد ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۵۸ ق.ظ

  24. میوه نمی دهد به کس، باغ تفرج است و بس
    جز به نظر نمی رسد سیب درخت قامتش
    صحبت از بی رحمی معشوق است در حالیکه عاشق حتی به چنین
    هم رضایت دارد و همچنان دعاگو و خواهان سلامتی معشوق است ادامه توصیف بیت اول است؛ آنکه هلاک من همی خواهد و من سلامتی……

    Comment by محمدحسن خانی — آبان ۴, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۳۱ ق.ظ

  25. میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرج است و بس
    جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش
    دست ما کوتاه و سیبت بر درخت
    چشم ما بیمار و قلبت هم که سخت

    Comment by 7 — آبان ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۲:۵۵ ق.ظ

  26. به نظرم اروتیک هست این بیت.

    اولا شعر به همین شکل درست هست. یادآوری اینکه نمیتونی ازش بچشی و فقط باید نظاره کنی.

    اما در مصرع دوم گویی سعدی معشوقی رو نگاه میکنه که زیبایی های خودشو پوشونده باشه (که با مصرع اول هم سازگار هست) ولی یک نظرباز و اینکاره ،مثل خود سعدی ، میوه این باغ رو میبینه. سیبی که بر درخت قامت خانوم ها هست چیه؟ چانه خیلی از این تشبیه زیبا پرته. این شعر به نظر من تخیلی ارتویک رو تشبیه کرده.

    Comment by سپهری — خرداد ۲۲, ۱۳۹۸ @ ۲:۵۸ ق.ظ

  27. سیب درخت قامت اشاره به قامت دارد نه صورت و چانه مناسب نیست بلکه سینه معشوق میباشد

    Comment by پویا — تیر ۱۳, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۵۴ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره