1. با اینکه همه میگن غزلیات سعدی زیبا، سهل و ممتنع هستند ولی این غزل انصافا شاهکاره، روزی نیست که به انحائ مختلف برام تداعی نشه

    Comment by Anonymous — شهریور ۱۱, ۱۳۸۹ @ ۱:۲۱ ب.ظ

  2. در شعر سه تن پیمبرانند
    هر چند که لا نبی بعدی
    اوصاف و قصیده و غزل را
    فردوسی و انوری و سعدی

    Comment by مجید — خرداد ۵, ۱۳۹۲ @ ۲:۱۷ ق.ظ

  3. به به! به به!
    چه زیبا. بویژه بیت ۴

    Comment by سعید — مرداد ۶, ۱۳۹۲ @ ۶:۴۴ ب.ظ

  4. بیچارگی یک عاشق در این شعر در نهایت امکان توصیف شده است. همانطور که سعدی در جایی میگوید: به ناله کار میسر نمیشود سعدی/ و لیک ناله ی بیچارگان خوش است بنال.
    نکته ای که به ذهن متبادر میشود، نحوه ی نالیدن است نه مفهوم آن. مفهوم این شعر با اشعار کلاسیک و نو بسیاری مشابهت دارد، اما چیزی که این شعر را مجزا میکند صورت بیان آن و به اصطلاح خود استاد سخن “نالیدن” است. سعدی در این شعر از اینکه معشوق به عهد خود وفا نکرده است، و گویا به عهد با هیچکس وفا نمیکند؛ گله دارد و این گله را به صورت سوال مطرح میکند همه ی “که برد” های این شعر صورت سوالی دارد! که البته جواب آن در غایت ابهام ( نمیداند که؛ که برده است!). یا در نهایت صراحت ( هیچکس) است. این هنر سعدی است که عاشق را در موقعیتی معلق نشان میدهد. نکته ی زیبای دیگر این شعر عدم توهین، تنبیه و یا گلایه ی مستقیم و تند از معشوقی که بیوفایی کرده و ظلم به عاشق روا داشته است می باشد؛ که به طور خاص در اشعار و ترانه های معاصر به شدت انجام میشود؛ یعنی مقام معشوق جدای از رفتار آن انسان خاص ( در واقع جایگاهی که عشق و معشوق در دل عاشق دارد) قابل احترام است! و گلایه کردن و نالیدن جز، صورت سوال به خود نمیگیرد!

    Comment by زنده دل — خرداد ۲۳, ۱۳۹۳ @ ۴:۴۰ ب.ظ

  5. داشتم آواز بسیار زیبای استاد شجریان در آلبوم پیام نسیم (اجرای سوئیس) رو گوش می دادم که این غزل رو می خوند. کنجکاو شدم ببینم این غزل زیبا رو کی سروده. با یه جستجوی ساده تو اینترنت به این صفحه رسیدم و دیدم بله این شاهکار، اثر استاد غزل، سعدیه. درود بی کران بر روان شیخ شیراز، سعدی شیرین سخن.

    Comment by ابوطالب رحیمی — شهریور ۲۵, ۱۳۹۳ @ ۳:۰۵ ق.ظ

  6. خیلی زیباست و اینکه خیلی شبیه به شعر وحشی بافقی هست.

    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
    کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست
    گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد
    آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست
    از آتش سودای تو و خار جفایت
    آن کیست که با داغ نو و ، ریش کهن نیست
    بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست
    اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست
    در حشر چو بینند بدانند که وحشیست
    آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست

    Comment by مصطفی — تیر ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۲:۵۴ ب.ظ

  7. من هم بعد از شنیدن آواز استاد شجریان و زیبایی و شیوایی اجرای متن غزل در اجرای آواز به گنجور رجوع کردم و باز هم شاهکاری از سعدی را دیدم که استاد با توانایی خودش مفهوم شعر را برای من بیشتر روشن کرد و تونست بعد از قرن ها غبار از روی این شعر برداره و ظرافت و توانایی سعدی را نشان بدهد.

    Comment by سید کریم ساداتی مهر — مرداد ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۶:۴۴ ب.ظ

  8. درود بر شما

    من از راه ترانه ای که بانو نِلی به تازگی خوانده است، با این چکامه ی فوقوالعاده آشنا شدم. لتفن ترتیبی دهید که بتوانم فایل ام پی تری آن را برایتان بفرستم که آن را در بخش معرفی خوانندگان این چکامه درج بفرمایید. من شوربختانه هم در بارگزاری ام پی تری و هم تبدیل آن به ویدیو کامیاب نشدم، تاکنون.

    سپاس

    Comment by داریوش افشار — شهریور ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۶ ب.ظ

  9. ۱-سعدی نه مرد بازی شطرنج عشق توست
    ۲-دستی به کام دل ز سپهر دغا که برد؟
    ۲=دستی(یک دست بازی،یک نوبت بازی) را چه کسی توانسته به کام دل از سپهر افسونگر ببرد؟

    Comment by 7 — شهریور ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۳ ب.ظ

  10. بازت ندانم از سر پیمان ما که برد؟

    محمدرضا شجریان
    آواز ابوعطا -کنسرت پیام نسیم(سوئیس)
    داریوش پیرنیاکان (تار)، جمشید عندلیبی (نی) ، مرتضی اعیان (تنبک)
    https://www.youtube.com/watch?v=kG5Sa1uEtLE

    Comment by 7 — فروردین ۱۱, ۱۳۹۷ @ ۶:۰۹ ب.ظ

  11. سودا مپز که ……. همان است که لسان الغیب فرمود؛ که بندد طرف وصل از پادشاهی. که با خود عشق بازد جاودانه. و این مقام صمدیت است

    Comment by فرهاد — اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۷ @ ۵:۴۰ ب.ظ

  12. با درود به دوستان عزیز این شعر رو میتونید در البوم پیام نسیم اجرای لوزان استاد محمدرضا شجریان گوش بدید برای بهره مندی و فیض بیشتر از این شعر

    Comment by کوروش — خرداد ۱۴, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۲۳ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره