1. هرگز همنشینی را خوش­کنارتر از خلوت نیافته­ام. ما غالباً هنگامی که در بیرون از خویشتن به میان انسان­ها می­رویم از زمانی که در اتاق­های خویش مانده­ایم تنهاتریم. انسانی که مشغول کار یا اندیشه است تنهاست پس بگذار تا هر کجا که می­خواهد باشد. خلوت را از روی فرسنگ­ها فاصله­ای که در میان یک انسان و همنوعان اوست نمی­سنجند. دانشجوی واقعاً کوشایی که در یکی از خوابگاه­های پرجمعیت کالج کمبریج است همانقدر تنهاست که درویشی در صحرا.
    “هنری دیوید ثرو”

    Comment by رضا — بهمن ۲۲, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۰۴ ب.ظ

  2. با درود به رضا سپاس برای خوشکناری واژه زیبنده ای که نوشتی . من یک لغت هم بر آن زیبایی می افزایم خوشکامی هم یعنی رفاه .

    Comment by امین کیخا — بهمن ۲۳, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۰۲ ق.ظ

  3. چشم خواب آلوده زیباتر ودلپذیر تراز چشم دریده وبی حیاست ومرغ خیال را به پرواز در می آورد .تشبیه خنده شکوفه سیراب وتشنگی کام عاشقان بسیار دل انگیز است .خستگی وآرزوی خواب داشتن وکسیکه از بیخوابی آرزوی خواب کند اما نگاه به رخ زیبای دلبر برایش از آرزوی خواب خوشتر باشد .رفتن به روی آتشم از آب خوشتر است هم بی نظیره خصوصا برای ما که در مناطق خشک دنیا زندگی می کنیم وبسیار مشتاق آبیم واز دیگر سو آب که بیشتر مواقع به معنای آب زندگی در نظر گرفته می شود وحتی آب زندگی را هم در مقایسه با فراخوانی به لطف دلبر کم اهمیت وبی ارزش می داند

    Comment by میر غلامعباس خدامیان — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۴۶ ق.ظ

  4. هیچکس به خوبی سعدی نمیتونه از جمال و کمال طرف… شعری چنان پر معنی و خوش آهنگ بگه… لقب استاد سخن براستی که برازنده ی اوست…

    Comment by کسرا — تیر ۲۴, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۲۴ ب.ظ

  5. در خوابگاه عاشق سر بر کنار دوست
    کیمخت خارپشت ز سنجاب خوشترست
    کیمخت=پوست جانور
    نزدعاشق خواب کنار دلبر بر روی خارخارپشت خوشتر از خواب راحت روی جای راحت و نرم پوست سنجاب است.

    Comment by 7 — مرداد ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۸:۳۲ ب.ظ

  6. با سلام ( در خوابگاه عاشق سر بر کنار دوست کیمخت خار بشت ز سنجاب خوشتر است ) سعدی در این بیت میفرماید سخترین مشقتها را در راه دوست تحمل کردن و با او بودن بهتر از بسیار راحت بودن و بی دوست زندگی کردن است مثلا اگر شخصی بتواند با کلاهبرداری اموال شخص دیگری را بالا کشد و به ثروت عظیمی برسد و اگر اینکار را نکند باقی عمر را در فقر و سختی بسر خواهد برد سعدی می گوید من فقر و بیچارگی را ترجیح می دهم و خدا را از زندگیم حذف نمی کنم

    Comment by وشایق — شهریور ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۷:۱۳ ق.ظ

  7. حلوا -شیرینی این شعر از وزنها شکر شیرینتر است.
    منظور استاد سخن در ابتدای غزل :تصور کنید که در کنار معشوق آرمیده اید و خواب است .ناگهان به آرامی و با خماری معشوق چشم باز میکند و نگاه در نگاه شما میدوزد.حال این نگاه با اینحالت خواب آلود زیبایی دو چندانی پیدا می کند.

    در پایان:هر که شیرنی فروشد مشتری بر وی بجوشد…

    Comment by جواد — فروردین ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۲۶ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره