1. Our Great Teacher, philosopher and poet Sadi has bestowed highly moving and thoughtful poems to our rich Farsi language. This particular one bears simplicity although meaningful. Here, Sadi has used minim number of wards but with his style looming them together, picturing the sophistication of life as to the game of chess then tell us how carelessly our life has slipped away.  

    Comment by kamal — فروردین ۲, ۱۳۸۷ @ ۹:۳۰ ب.ظ

  2. کمال جانم تو نیز به زیبایی مینویسی و لی این نگاشتن فارسی نمی شود قند بخر شکر ببر ، جانم به قربانت هر کجای این گیتی که باشی در نوشتن و گفتن فارسی چششی است که در مزیدن واژگان هیچ زبانی ان دلکشی و وشی نیست . بنویس و دلم را اسوده دار که از چون تویی سزد پارسی نگاشتن .

    Comment by امین کیخا — خرداد ۱, ۱۳۹۲ @ ۸:۵۱ ق.ظ

  3. با سلام (از خون ….. ) با یک رخ وزیر و تمام لشکریان و اعوان و انصار شاه را از با در اورده و نه یک شاه بلکه هزاران شاه کیش و مات شده اند در برابر رخ او کسی تاب مقاومت ندارد و تسلیم محض میگردد فقط کافی است او بخواهد تو این رخ راببینی (خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم بصورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم )

    Comment by شایق — تیر ۲۲, ۱۳۹۴ @ ۳:۱۷ ب.ظ

  4. در پاورقی کلیات سعدی چاپ انتشارات امیرکبیر ذیل این غزل آمده که:
    «فروغی در صحت صدور این غزل از سعدی تردید کرده است و در مقدمهٔ غزلیات آن را از ملحقات شمرده است.»

    در مقدمه اشاره کرده که غرلهای ۲۸ و ۱۵۶ و ۲۲۰ و ۳۴۴ را بهتر بود در ملحقات می‌آورد.

    علت این عقیده را ذکر نکرده ولی غزل را که بخوانید شاید با من هم‌عقیده باشید که این غزل جدا از عیوب قافیه (استفاده مکرر از علامت جمع عربی «ات» در جایگاه قافیه) و ضعف کلامی و معنایی اصلا سعدیانه نیست.

    Comment by حمیدرضا — اسفند ۸, ۱۳۹۴ @ ۹:۴۵ ب.ظ

  5. به نظر می رسد هر کس این غزل را سروده ، مدتها گرد شمع فروزان بوستان و گلستان ، پروانه وار ، چرخیده ، و از خرابات ، مست و لایعقل {با عقل خراب در مناجات} آمده
    مناجاتی که مورد قبول واقع نشده

    Comment by سمانه ، م — اسفند ۸, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۴۰ ب.ظ

  6. درود.
    منظور از صافی در بیت آخر می صافی یعنی می پالوده، خالص و ناب است. شیخ می فرمایند عمر باده های پالوده در عصر من به سر آمد!این مصرع ضرب المثل “به ما که رسید آسمان تپید” را به ذهن متبادر می کند. گویا دُردی یا دُرد که ناخالصی های ته نشین شده ی جام شراب است نصیب استاد سخن می گردیده!

    Comment by مینا مرادی — آذر ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۷:۱۱ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره