لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. در بیت هفتم غلط املایی وجود دارد
    سال باید تبدیل به سؤال شود

    پاسخ: با تشکر از شما، تصحیح شد.

    Comment by رعنا رفیعی — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۷ @ ۸:۲۳ ق.ظ

  2. در ارتباط با بیت ششم دوستان اگه توضیحاتی بدهند ممنون میشم

    Comment by علی محمد — دی ۲۴, ۱۳۹۳ @ ۸:۰۴ ق.ظ

  3. اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

    و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب

    اگر چراغ با وزش باد صبا خاموش شود و یا روغن آن بریزد و خاموش شود و شب نورندهد چه غم دارد ماهتاب /در ادامه معنای بیت قبلی

    البته اگر بجای صبا بتوان از صباح به معنی اول روز و سپیده دم باشد استفاده کرد معنای آن ساده تر و روشنتر است شاید

    Comment by جی 7 — خرداد ۸, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۰۵ ب.ظ

  4. اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

    و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب

    اگر صبا درست نباشد فکر کنم “ضیاء یا ضیا” درست باشد به معنی نور و یا “سناء یا سنا” به همین معنا و احتمالا کنایه از خورشید

    Comment by 7 — تیر ۱۰, ۱۳۹۴ @ ۷:۳۵ ب.ظ

  5. با سلام و سلام ویژه خدمت محمد علی در رابطه با بیت ششم دو نکته عرض میکنم تا معنی ان مشخص شود اول اینکه صبا به معنای باد است و دوم اینکه کتان گیاهی است دانه دار که دانه ان به مصرف طیور بخصوص بلبل و قناری میرسد و وقتی این گیاه به دانه مینشیند و بارور میگردد اگر کشاورز به موقع انرا درو نکند تمام دانه ها ی ان بر زمین میریزد وسعدی میگوید اگر چراغ بوسیله باد خاموش شود و اگر شبی تمام تخم کتان مزرعه بر زمین بریزد و در واقع باز باد این جنایت را انجام میدهد نه باد را غمی است و نه ماه را که از بالا این منظره را تماشا میکند غمی است و خلاصه بر دامن کبریایی بالا نشنیان گرد غمی نمی نشیند و در واقع خطاب سعدی با خداست که چون خدا همه چیز را مقدر کرده است چه باک از زلزله و یا سونامی و یا قحطی و … دارد چرا که میداند برای چه اینکار را انجام میدهد و چه کسانی قرار است امتحان شوند وچه کسانی به باداش وچه کسانی به مجازات رسند

    Comment by شایق — تیر ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۱:۵۶ ب.ظ

  6. اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد
    و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب
    مهتاب=دلبر و جهره خوب او
    در گذشته باور بر این بوده که در شبی که مهتاب میتابد الیاف کتان از هم ‘گسیخته میشود و از بین میرود
    همانگونه که اگر باد صبا سبب خاموشی چراغ (مرگ) شود هیچ احساسی به او دست نمیدهد معشوق هم با آن رخ همجون ماهش سبب از هم گسیختگی و نابودی و مرگ عاشق شود باکی ندارد و غمش نیست که نیست

    Comment by 7 — تیر ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۳:۴۶ ق.ظ

  7. در واقع مهتاب(معشوقه) بی آنکه بداند یا بخواهد بداند سرگرم کار خویش باشد و بود و نبود کتان(عاشق مادر مرده)برایش توفیر ندارد که ندارد حتی اگر باعث مرگش خود او باشد

    Comment by 7 — تیر ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۳:۵۴ ق.ظ

  8. سعدی در غزلی دیگر همین را آورده:
    گر در نظرت بسوخت سعدی
    مه را چه غم از هلاک کتان
    پروانه بکشت خویشتن را
    بر شمع چه لازمست تاوان
    ganjoor.net/saadi…zals/sh446

    Comment by 7 — تیر ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۴:۱۸ ق.ظ

  9. سعدی:
    تو را که گفت که برقع برافکن ای فتان
    که ماه روی تو ما را بسوخت چون کتان
    پری که در همه عالم به حسن موصوفست
    ز شرم چون تو پریزاده،می‌رود پنهان
    ganjoor.net/saadi…sides/sh46

    فرخی سیستانی:
    ز کین او دل دشمن چنان شود که شود
    ز نور ماه درخشنده جامهٔ کتان
    همیشه تابود آز و امید در دل خلق
    چنان چو آتش در سنگ و گوهر اندر کان
    ganjoor.net/farro…sidef/sh45

    Comment by 7 — تیر ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۴:۴۳ ق.ظ

  10. سلام. درباره ی مصراع آخر اگر کسی از دوستان توضیح بده ممنون میشم.

    Comment by بابک — تیر ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۴:۳۴ ب.ظ

  11. بابک جان
    تو باز دعوی پرهیز می‌کنی سعدی
    که دل به کس ندهم کل مدع کذاب
    گویا می گوید : سعدی ادعایت در مورد پرهیز ، همه دروغ است
    زنده باشی

    Comment by حسین ۱ — تیر ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۹:۳۰ ب.ظ

  12. دوست عزیز بابک
    می‌فرماید: سعدی!تو باز ادعای پرهیز کاری کردی و گفتی که دیگر عاشق نمی‌شوی؛ همه مدعیان دروغگویند!

    Comment by محمد — دی ۴, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۱۵ ق.ظ

  13. سلام بر دوستان فرهیختهٔ ارجمند،
    درباره «کتان و مهتاب» باور قدما بر این بوده که نور
    «مهتاب» باعث «پوسیدگی» پارچه های کتانی می شود.
    همانطور که نور خورشید با شدت تابش پارچه های نخی را می پوساند.
    هرچه در آثار شاعران در باره «کتان و مهتاب» می خوانید، معنا و مفهومش همین است! تاثیر تخریب گر!
    یاحق.

    Comment by استاد سیدعلی اصغر موسوی — دی ۳۰, ۱۳۹۸ @ ۸:۵۰ ب.ظ

  14. برخی از دوستان گرامی که معنای بیتی را به درستی درنیافته‌اند به جای آن‌که نخست در درک و دریافت خود شک کنند و در مقام پرسش یا پژوهش برآیند، گمان می‌کنند اشکال از شعر سعدی یا تصحیح‌کنندگان شعر اوست و شروع می‌کنند به مثلاً تصحیح یا اصلاح شعر سعدی آن طور که با فهم خود سازگارتر باشد.
    به عنوان مثال عزیزی که معنی بیت ششم را درنیافته به جای صبا کلمات ضیا و سنا را پیشنهاد می‌کند یا دیگری بدون حتی توجه به وزن سماعی بیت «صباح» را به جای صبا درست‌تر و به قول خود «معنای آن را ساده‌تر و روشن‌تر» می‌پندارد.

    Comment by یاسان — خرداد ۷, ۱۳۹۹ @ ۷:۲۳ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره