1. اشعار سعدی و شاعران بزرگ همه دارای حکمت ها و آموزه های بزرگی هستند من نظر شما رو به آخرین بیت جلب می کنم که سعدی به نحوی موضوع ” در زمان حال زندگی کردن” رو که امروزه خیلی روانشناسان به اون تاکید می کنند بیان می کنه. دیروز و گذشته خستگی تاریخ است و فردا نامعلوم پس حال را غنیمت شمر.

    Comment by یوسف جهانگیری — مرداد ۱۷, ۱۳۸۹ @ ۷:۲۷ ب.ظ

  2. ما فات مضی و ما سیاتیک فاین
    قم فاغتنم الفرصة بی العدمین….

    Comment by طباطبایی — آبان ۲۲, ۱۳۸۹ @ ۹:۵۶ ق.ظ

  3. بین العدمین*

    Comment by طباطبایی — آبان ۲۲, ۱۳۸۹ @ ۹:۵۷ ق.ظ

  4. غزل های سعدی بسیار سرخوشانه است و به درد فکر کردن نمیخورد.

    Comment by علی — آذر ۲۳, ۱۳۹۲ @ ۶:۴۰ ب.ظ

  5. بیت تخلص غزل را که بیش وکم ضرب المثل است بدین گونه شنیده و به یاد سپرده ام:

    سعدیا ! دی رفت و فردا همچنان خواهد گذشت

    پس میان این و آن ، فرصت شمار امروز را

    گرچه موجود نیست به نظر درستتر می آید، اما وجود نیز برای زمان که سیال است و در گذر مناسب نمی نماید و الله اعلم

    Comment by دکتر ترابی — فروردین ۱۴, ۱۳۹۳ @ ۲:۱۵ ق.ظ

  6. با سلام در بیت ۴ صحبت از زن شده است ودر مقابل ان مرد نکته ا ی که حتما باید بدان توجه کرد اینست که در عرفان هیچ فرقی بین زن ومرد در رسیدن به فنا وطی کردن مقامات طریقت نیست هم زن هم مرد میتواند انسان کامل شود و در قران نیز این مطلب با ایه ان اکرمکم عند الله اتقاکم تایید وبا ذکر زنانی چون مریم تقویت گردیده واز لحاظ تاریخی زنانی چون خدیجه فاطمه اسیه و زینب را داریم ودر عالم عرفان نیز زنی مانند رابعه هست که چند عارف معروف مرد تربیت شده او میباشند بنابراین زن ومرد در این بیت جنس مونث و مذکر نیست بلکه هرکس وفای به عهد کند مرد است و هر بی وفایی زن است چه مونث باشد چه مذکر واگر مردی فقط به داشتن الت تناسلی بود جناب خر از همه مردتر بود وبرای اینکه نظر سعدی را در باره گوهر زن بدانید به غزل ۲۲۵ رجوع کنید در ان غزل می فرماید اینان مگر ز رحمت محض افریده اند کارام جان و انس دل و نور دیده اند لطف ایتی استدر حق اینان و کبر و ناز بیراهنی که بر قد ایشان بریده ند

    Comment by شایق — خرداد ۲۵, ۱۳۹۴ @ ۵:۴۵ ب.ظ

  7. وقت خشم و وقت شهوت مرد کو
    طالب مردی چنینم کو به کو

    Comment by روفیا — تیر ۴, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۲ ب.ظ

  8. گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم
    جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را
    نه دوست عزیز ، شایق جان ، آن غزل در مورد شاهدان است نه زنها
    اینان مگر ز رحمت محض آفریده‌اند
    کآرام جان و انس دل و نور دیده‌اند
    گر شاهدان نه دنیی و دین می‌برند و عقل
    پس زاهدان برای چه خلوت گزیده‌اند
    مغلطه نفرمائید

    Comment by حسین,1 — تیر ۲, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۰۶ ق.ظ

  9. خطاب به شایق عزیز اون غزل سعدی که فرمودین درباره پسران جوان است که اون ها هم مرد هستند .راجع به جنس زن نیست .
    اتفاقا زن ستیزی در ادبیات فارسی فراوانه مثل این بیت از خود سعدی چو زن راه بازار گیرد بزن وگرنه تو در خانه بنشین چو زن
    یا از نظامی ندیده هیچ کس در هیچ برزن وفا در اسب و در شمشیر و در زن .اصلا همین به ار بردن واژه مرد به معنای برتری و صفاتی مثل شجاعت و قدرت و …یک جور برتری جنسیتی و توهین به جنس زنه .من نمیدونم کجای ادبیات ما به زن بها دادن که این دومیش باشه.
    پایدار باشید .

    Comment by نامور — شهریور ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۲۸ ب.ظ

  10. بدرد فکر کردن نمیخورد؟ نکشیمان آهای متفکر

    Comment by نیما — اسفند ۲۹, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۱۹ ب.ظ

  11. زنان کشتزاری هستند برای چریدن مردان

    Comment by گویان — شهریور ۱۴, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۵۸ ب.ظ

  12. با سلام
    این درسته که زن ستیزی در اشعار قدیم بوده ولی این نکته نباید فراموش به که اقتضای زمان و شرایط آن روزگار اینگونه بوده. باید ببینید این شعرا در کجای زمان بودند! در زمانی که سالهای قبلش دختران را زنده به گور میکردند و بعید نیست که تا دوران زندگی شاعر ادامه داشته . هنوز بعد از گذشت قرنها خیلی ها از به دنیا آمدن دختر ناراحت و با پسر دار شدن خوشحال می شوند . وقتی زمان حال با وجود این همه روشنفکری و بالا رفتن سطح سواد و رعایت مساوت و ‌… اینگونه است، چه انتظاری از هزار سال پیش میره! تازه این نزر و عقیده ی مردم‌عادی هم نبود. بلکه سخنان شعرای بزرگ ما بوده اند که داری ادب، فضل و دانش خصایص بسیار زیاد دیگری نسبت به اهل عصر خود بوده اند و هنوز در زمان ما هم در حیطه ی ادبیات کسی به گرد پایشان هم نرسیده، و همچنان پیشتازند. حالا واقعیت امر چقدر از این بدتر‌ بوده و آنها چقدر از نا عدالتی در مورد زن را سانسور کرده و نگفته اند را تاریخ میداند…

    Comment by پارسه — مهر ۲۲, ۱۳۹۸ @ ۱:۰۹ ق.ظ

  13. با سلام
    این درسته که زن ستیزی در اشعار قدیم بوده ولی این نکته نباید فراموش به که اقتضای زمان و شرایط آن روزگار اینگونه بوده. باید ببینید این شعرا در کجای زمان بودند! در زمانی که سالهای قبلش دختران را زنده به گور میکردند و بعید نیست که تا دوران زندگی شاعر ادامه داشته . هنوز بعد از گذشت قرنها خیلی ها از به دنیا آمدن دختر ناراحت و با پسر دار شدن خوشحال می شوند . وقتی زمان حال با وجود این همه روشنفکری و بالا رفتن سطح سواد و رعایت مساوت و ‌… اینگونه است، چه انتظاری از هزار سال پیش میره! تازه این نظر و عقیده ی مردم‌عادی هم نبود. بلکه سخنان شعرای بزرگ ما بوده اند که داری ادب، فضل و دانش خصایص بسیار زیاد دیگری نسبت به اهل عصر خود بوده اند و هنوز در زمان ما هم در حیطه ی ادبیات کسی به گرد پایشان هم نرسیده، و همچنان پیشتازند. حالا واقعیت امر چقدر از این بدتر‌ بوده و آنها چقدر از نا عدالتی در مورد زن را سانسور کرده و نگفته اند را تاریخ میداند…

    Comment by پارسه — مهر ۲۲, ۱۳۹۸ @ ۱:۱۱ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره