1. بسم الله الرحمن الرحیم

    وقتی که انسان به دیدگاه و نظر عارفان و اولیاء الله دقیق می شود نکته ظریفی را در آن می یابد، آنهم اینکه نگاه آنها به هر آنچه می دیده اند به گونه دیگری بوده است.
    به یاد آورید شعری از سعدی علیه الرحمه را که در یکی از کتابهای درسمان بود و دیدن برگ درختی او را چنین به خروش و غریو واداشته که می گوید
    برگ درختان سبز در نظر هوشیار
    هر ورقش دفتریست معرفت کردگار

    برای زمین در گرفتگان و سنگین بالان،اشیاء و اجسام و موجودات همان است که می بینند اما برای بزرگ عارفی چون سعدی از برگ سبزی معرفت کردگار جوشش می کند و آیتی است از ایزد منان.
    شروع این غزل را دوباره بنگرید که وزش باد صبا را با آمدنش از بر یار آمیخته است، گویی با نسیمی تمام وجودش از عشق و مستی شراب حق لبریز شده و خود نیز اینگونه فرح بخش خوانده است.
    خواندن مرغان بر درخت، کبکان از کوه و غوکان از آب و بهائم از بیشه برایش تسبیح پروردگار بوده که چنین زیبا در گلستان همیشه جاویدش سروده است:
    دوش مرغی به صبح می نالید
    عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش


    گفتم این شرط آدمیت نیست
    مرغ تسبیح گوی و من خاموش

    امید آنکه بر ورق صورت خوبان، نه خطوط، بل قلم صنع خدا را ببینیم.

    روحش شاد.

    Comment by امید رضا محبی — دی ۲۱, ۱۳۸۹ @ ۸:۰۲ ق.ظ

  2. با سلام

    در این غزل دلنشین سعدی

    از مصرع اول بیت دوم

    تا مصرع دوم بیت چهارم

    با توجه به اینکه کلیه این مصرعها

    سئوالی می باشند

    بهتر می نماید

    تا در اخر تمامی این مصرعها علامت سئوال ( ؟)

    درج گردد

    و این مصرع نیز اصلاح شود

    قافله ی شب چه شنیدی ز صبح ؟

    مرغ سلیمان چه خبر از سبا ؟

    موفق باشید و کامروا

    Comment by منصورگروسی — دی ۱۵, ۱۳۹۰ @ ۶:۰۶ ب.ظ

  3. جای دارد تمام کسانی که پارسی میدانند روانی این بیت را گردن نهند

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۵, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۴۱ ب.ظ

  4. من همیشه بر این نکته تاکید کرده ام و حتما دوستان نیز با من هم رای هستند که سعدی تا آنجا که جا دارد نمی گذارد سخنش قطع شود و در عین حال از همه چیز می گوید.حتی به دوست مجال سخن نمی دهد و خود پیشگویی اسرار می کند.که ما چنینیم تو این کن و یا آن کن.که لطافتی به شعرش داده که در ک ان زیباست.
    ضمنا انتخاب وزن شعر و بیقراری آهنگ آن هنگام خواندن موجب فرح میشود که همان حس را به آدمی می بخشد .مانند اواز استاد شجریان که گویی پدر دوم اشعار است و چنان شعر را می پرورد که همان حس چه عاشقانه چه عارفانه چه افسوس چه خنده چه جداییو بغض و….را به مخاطب میرساند.

    Comment by علیرضا پیشگو — دی ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۷:۱۷ ق.ظ

  5. این غزل در ارتباط با معراچ حضرت محمد(ص) می باشد که حضرت سعدی به زیبایی تمام آن را بیان نموده است

    Comment by شریفی — اسفند ۲۴, ۱۳۹۲ @ ۵:۱۲ ب.ظ

  6. بر سر خشمست هنوز ان حریف
    یا سخنی می رود اندر رضا
    اشاره به ایه ۳۸ سوره بقره و موضوع هبوط دارد :
    قلنا اهبطو منها جمیعا …
    یعنی بعد از اخراج از بهشت رضوان او ایا سرانجام با ما اشتی می کند ؟

    Comment by روفیا — فروردین ۱۴, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۱۳ ب.ظ

  7. در بیت یازدهم ،
    خستگی اندر طلبت راحت است ،
    درد کشیدن به امیدت، دوا

    صحیح تر به نظر میرسه تا

    درد کشیدن به امید دوا

    Comment by بهار — اردیبهشت ۳, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۰۸ ب.ظ

  8. باسلام دوست نباشد به حقیقت که او دوست فراموش کند در بلا در رابطه با این بیت داستانی کوتاه نقل میکنم مردی کهن سال فرزندی داشت که مدعی بود دوستان زیادی دارد وبر والد خویش خرده میگرفت که تو هیچ دوستی نداری و من با اینهمه دوست در گرفتاری نمیمانم بدر گفت من فقط یک دوست دارم وبیا با هم دوستان ترا ودوست مرا امتحان کنیم باری بزغاله ای سربریدند ودر گونی خون الود قرار دادند وخود را نیز خون الود کردند واخرای شب یک یک در خانه دوستان را زدند ومیگفتند ما یک نفر را کشته ایم دوستان فرزند همه در رابستند وگفتند به ما ربظی ندارد ام ان یک دوست اندو را به درون خانه کشید و فت بیاید تا فکر کنیم چه باید کرد والسلام

    Comment by شایق — خرداد ۱, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۷ ق.ظ

  9. ای نفس خرم باد صبا
    از بر یار آمده‌ای مرحبا

    نفس=نسیم
    ای نسیم باد خنک و جانبخش صبا از بوی دل انگیزت پیداست که از دیار یار آمده ای خوش آمدی

    Comment by 7 — خرداد ۳, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۲۷ ب.ظ

  10. دوست نباشد به حقیقت که او
    دوست فراموش کند در بلا
    دوســت مــشــمــار آنــکــه در نــعــمــت زنــد لــــاف یـــاری و بــــرادر خــــوانـــدگــــی
    دوســت آن بــاشـد کـه گـیـرد دسـت دوسـت در پــریــشــان حــالــی و درمــانــدگــی

    Comment by 7 — خرداد ۳, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۳ ب.ظ

  11. گر برسد ناله سعدی به کوه
    کوه بنالد به زبان صدا
    ناله های زار و عاشقانه ام اگر به کوه برسد کوه نیز با من همآواز میشود

    Comment by 7 — خرداد ۳, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۵ ب.ظ

  12. من از ادبیات سر رشته ای ندارم فقط این سوال برام پیش اومد درمصرع آخر کلمه(صدا)با کسره صاد خونده بشه درسته یا با فتحه صاد به معنای پژواک؟

    Comment by سنور — بهمن ۵, ۱۳۹۵ @ ۴:۴۲ ب.ظ

  13. معراااااااااااج؟؟؟؟؟؟؟؟ عجب!
    یاد مطلبی از جناب سعدی افتادم در کتاب بوستان،با عنوان “اندر فضیلت خاموشی”:

    نباید سخن گفت ناساخته
    نشاید بریدن نینداخته

    کم آواز هرگز نبینی خجل
    جُوی مُشک بهتر که یک توده گل…

    Comment by حافظ شیرازی — اسفند ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۹ ق.ظ

  14. باسلام ، اگر ممکن باشد شرح کامل ابیات شامل معانی و آرایه های ادبی غرلیات سعدی را بنویسید ممنون می شوم .

    Comment by محمدرضا خان پور — فروردین ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۷:۰۷ ب.ظ

  15. با عرض سلام .
    در مصراع (صلح فراموش کند ماجرا ) ایا صلح در نقش فاعله؟ میشه بیت رو معنی کنید؟
    (سر نتوانم که برآرم چو چنگ
    ور چو دفم پوست بدرد قفا )
    این بیت ب چه معنیه ؟
    در مصراع (روز دگر میشنوم برملا) معشوق حرف های عاشقانه سعدی رو برملا میکنه؟
    و مصراع (در که نگیرد نفس آشنا) یعنی چی؟

    ممنون میشم جواب سوالهامو از دوستان بگیرم

    Comment by آتنا — شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۳ ق.ظ

  16. لیکن اگر دور وصالی بود
    صلح فراموش کند ماجرا
    کند=کناد=خواهد کرد
    صلح فراموش ساز ماجرا خواهد بود/فاعل

    سر نتوانم که برآرم چو چنگ
    ور چو دفم پوست بدرد قفا
    چون چنگ خمیده سر نتوانم بلند کرد ولو چون دف پوستم بر اثر ضرب خوردن ها کنده شود.
    از جوانی تا پیری و مرگ با همه نامهربانی ها از تو دل نمیکنم
    دف:ساز چنبری(دایره ای) با پوست نازک.با انگشت و کف دست نواخته میشود.
    چنگ:در لغت به معنی خمیدگی است.ساز سیمی خمیده با چند هزار سال پیشینه که گفته میشود رامتین آن را ساخته است.

    قصه دردم همه عالم گرفت
    در که نگیرد نفس آشنا
    داستان درد عاشقی من جهانگیر شده مگر میشود سخن آشنای عشق و عاشقی باشد و در کسی اثر نکند

    Comment by 7 — شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۵۳ ب.ظ

  17. لیکن اگر دور وصالی بود
    صلح فراموش کند ماجرا
    کند=کناد=خواهد کرد
    صلح فراموش ساز ماجرا خواهد بود/فاعل

    سر نتوانم که برآرم چو چنگ
    ور چو دفم پوست بدرد قفا
    چون چنگ خمیده سر نتوانم بلند کرد ولو چون دف پوستم بر اثر ضرب خوردن ها کنده شود.

    Comment by 7 — شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۵۳ ب.ظ

  18. سر نتوانم که برآرم چو چنگ
    ور چو دفم پوست بدرد قفا
    اگر پیر شوم و خمیده قامت چون چنگ
    و پوستم کنده شود چون دف در این راه سخت
    دست از تو برنخواهم داشت.

    Comment by 7 — شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱:۱۱ ب.ظ

  19. سپاس دوست عزیز

    Comment by آتنا — شهریور ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۲۸ ق.ظ

  20. با درود به سعدی بزرگوار و همه انسانهای خوب،
    کاش خدا باوران بهنگام شوق معبودشان و در رسای الاهشان به حمد وثنای او بسنده می کردند و اینقد به ما ناباوران بد و بیراه نثار نمی کردند.

    Comment by مجتبی — آبان ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۹:۱۲ ق.ظ

  21. قصه دردم همه عالم گرفت
    در که نگیرد نفس آشنا..

    Comment by نادر.. — دی ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۱۵ ب.ظ

  22. از چنگ به معنی خمیدگی واژه هایی مانند:
    چنگال:(چنگال پرندگان و آدمی و جانوراان و غذاخوری)
    چنگک و چنگال(در کشاورزی)
    داریم
    به چنگ فلانی در آمد یعنی پنچه دست را خمید و برگرفت
    چنگ پشت:فرتوت و پیر(خمیده پشت)
    لاک پشت را گاهی چنگ پشت گفته اند
    چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت
    مست است و در حق او کس این گمان ندارد

    Comment by 7 — بهمن ۶, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۰ ب.ظ

  23. خرچنگ را فراموش کردید،و عشق آتش چنگ را و چنگ
    و چنگو را ( باصدای زیر)
    لاک پشت را “سنگ پشت “و هم ” کاسه پشت ”
    گفته و میگویند
    و ای بسا به تازگی چنگ پشت نیز

    ” دسته ای گل بود کز دورم ربود
    چون بدیدم آتش اند چنگ داشت”
    گویا از خاقانی است و ناظری به زیبایی خوانده است

    Comment by گمنام — بهمن ۶, ۱۳۹۶ @ ۷:۵۴ ب.ظ

  24. بر سر خشم است هنوز آن حریف
    یا سخنی می‌رود اندر رضا؟!
    از در صلح آمده‌ای یا خلاف؟!
    با قدم خوف رَوَم یا رجا؟!…

    عااااالی…

    Comment by بیگانه — فروردین ۱, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۵۷ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره