لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. در بیت ۴۵ طاعت کن روی بتاب از گناه

    تا نشوی چون خنجلان عذر خواه
    واژه خنجلان اشتباه است و درست آن خجلان است.


    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by الهه — شهریور ۱۳, ۱۳۸۹ @ ۲:۲۰ ب.ظ

  2. (خورشید سواران) چه کسانی هستند؟

    Comment by hat — اسفند ۱۲, ۱۳۸۹ @ ۴:۴۸ ب.ظ

  3. لعت نامه ی دهخدا می گوید
    خورشید سواران یعنی سخرخیزان
    دوبار کلیک روی واژه بکنید شما را می برد به لغت نامه ی دهخدا

    Comment by رسته — اسفند ۱۳, ۱۳۸۹ @ ۳:۰۳ ب.ظ

  4. دکتر قمر آریان در رساله ی دکتری خود (جهره مسیحیت در ادبیات فارسی) گفته است منظور از خورشیدسواران حضرت مسیح است که طبق عقاید اسلامی در آسمان چهارم منزل دارد که در نجوم خانه خورشید است. و مصراع دوم طبق عقاید مسیحیت می تواند نشاندهنده رنج حضرت مسیح به خاطر آسایش یافتن امت خود باشد.

    Comment by لیلا — تیر ۶, ۱۳۹۱ @ ۸:۱۵ ب.ظ

  5. سایۀ خورشید سواران طلب
    رنج خود و راحت یاران طلب

    این بیت را هنگامی که در سنین ۱۰-۱۲ سالگی بودم خواندم و همیشه با من بوده است و همیشه در خودآگاه و در گوشم تکرار شده است، با وجود آنکه بسیار روان و راحت است در عین حال معماگونه بوده و هست. خورشید سواران یعنی چه؟ آنان چه کسانی هستند؟

    لیلا گفته است: “ که قمر آریان در رساله ی دکتری خود (جهره مسیحیت در ادبیات فارسی) گفته است منظور از خورشیدسواران حضرت مسیح است که طبق عقاید اسلامی در آسمان چهارم منزل دارد که در نجوم خانه خورشید است. و مصراع دوم طبق عقاید مسیحیت می تواند نشاندهنده رنج حضرت مسیح به خاطر آسایش یافتن امت خود باشد. “

    من که به کتاب دکتر قمر آریان دست رسی ندارم و اگر به نقل قول لیلا بنا بکنم می‌ خواهم بگویم که نمی توان گفت که منظور نظامی از خورشید سوار عیسی مسیح باشد، دلیل قابل یقینی برای این فرض وجود ندارد، در حالی که دلایل عکس آن وجود دارد چون نظامی در همین کتاب‌ها درست در مقاله قبلی گفته است که :
    مرغ دل و عیسی جان هم توئی
    چون تو کسی گر بود آن هم توئی
    سینه خورشید که پر آتشست
    روی تو می‌بیند از آن دلخوشست

    این نگرش به انسان و مقام انسان در سراسر آثار نظامی وجود دارد. این بنیان عرفان نظامی است. در این نگرش مقام خورشید و آسمان و زمین و تمام موجودات منجمله ابلیس پایین‌تر از انسان قرار دارند. این مقام انسان مربوط به شخص به‌خصوصی، یک شاه، یک عارف یا کس دیگری نیست بلکه هر انسانی بالقوه همۀ جهان را در درون خود دارد همچون دانه ای است که میوۀ جهان است و برتر از جهان و مافیه. تفاوت افراد بشر در این است که چقدر همت بکنند و این مقام را از قوه را به فعل در آورند. می‌بینید که در گفتار نظامی سینۀ پر آتش خورشید از دیدار جان خود آگاه دل خوش است.
    برای تفسیر مصرع دوم و ارتباط دادن آن به درد و رنج مسیح را نمی‌توان قرینه ای در اشعار نظامی پیدا کرد. می‌دانیم که در باور مسیحیان گناه اصلی و یا نخستین گناه راکه آدم مرتکب شده ارث همۀ آدم‌ها شد و همۀ آدم‌ها طبیعتا گناه کار هستند و عیسی رنج برد و گناه آدم‌ها از طریق رنج خود به دوش کشید. آیه‌هایی فراوانی در انجیل راجع به این موضوع وجود دارد. اتفاقاً نظامی در مقالۀ اول، در آفرینش آدم، به همین موضوع پرداخته است ولی برعکس مسیحیت از همان گناه اول آدم ، از همان دام و حیله و هوس … آدم خلیفۀ خدا در روی زمین شد:
    « ملک زمین را به خلافت گرفت»
    همۀ این گفتار نظامی پیش روی شماست و سزاوار است که به دقت خوانده شود. چند مقاله پیش تر را بخوانید گفتۀ مرا تصدیق خواهید کرد.
    دنیای عرفان و عشق نظامی با دنیای رنج مسیحیت بیگانه است. در دنیای نظامی رنج روا است و زندگی و عشق به دون رنج امکان ندارد. گناه طبیعی و گناه موروثی وجود ندارد. شیطان و حیله هایش هم لطفی است در حق آدمی:
    « او بیکی دانه ز راه کرم
    حله در انداخته و حلیه هم
    آمده در دام چنین دانه‌ای
    کمتر از آوازه شکرانه‌ای «

    . عشق همه کاره است. طی طریق به دون رنج امکان ندارد.
    به هر حال این نوشته پاسخی به اینکه خورشید سواران کی‌ها هستند نیست. ولی پاسخی به گفته لیلا است و رد برچسب‌های مسیحیت به نظامی است. توضیح را جع به خورشید سواران فرصتی می‌طلبد و جایی مناسب، که در این حاشیه نمی گنجد.

    Comment by رسته — تیر ۸, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۰۰ ب.ظ

  6. این شعر بر اساس متن علمی انتقادی آکادمی علوم شوروی چنین است :

    صیدکنان مرکب نوشیروان
    دور شد از کوکبه خسروان
    مونس خسرو شده دستور و بس
    خسرو و دستور و دگر هیچکس
    شاه در آن ناحیت صید یاب
    دید دهی چون دل دشمن خراب
    تنگ دو مرغ آمده در یکدیگر
    وز دل شه قافیه‌شان تنگتر
    گفت به دستور چه دم میزنند
    چیست صفیری که به هم میزنند
    گفت وزیر ای ملک روزگار
    گویم اگر شه بود آموزگار
    این دو نوا کز پی رامشگری ست
    خطبه‌ای از بهر زناشوهری ست
    دختر این مرغ بدان مرغ داد
    شیربها خواهد از او بامداد
    کاین ده ویران بگذاری به ما
    نیز چنین چند سپاری به ما
    آن دگرش گفت کزین درگذر
    جور ملک بین و بر او غم مخور
    گر ملک اینست نه بس روزگار
    زین ده ویران دهمت صد هزار
    در ملک این لفظ چنان درگرفت
    کاه براورد و فغان برگرفت
    دست به سر بر زد و لختی گریست
    حاصل بیداد بجز گریه چیست
    زین ستم انگشت به دندان گزید
    گفت ستم بین که به مرغان رسید
    جور نگر کز جهت خاکیان
    جغد نشانم بَدَل ماکیان
    ای من غافل شده دنیا پرست
    بس که زنم بر سر از این کار دست
    مال کسان چند ستانم بزور
    غافلم از مردن و فردای گور
    تا کی و کی دست‌درازی کنم
    با سر خود بین که چه بازی کنم
    ملک بدان داد مرا کردگار
    تا نکنم آنچه نیاید به کار
    من که مِسَم را به زر اندوده‌اند
    می کنم آنها که نفرموده‌اند
    نام خود از ظلم چرا بد کنم
    ظلم کنم وای که بر خود کنم
    بهتر از این در دلم آزرم باد
    یا زخودم یا ز خدا شرم باد
    ظلم شد امروز تماشای من
    وای به رسوائی فردای من
    سوختنی شد تن بی حاصلم
    سوزد از این غصه دلم بر دلم
    چند غبار ستم انگیختن
    خون دل بی گنهان ریختن
    روز قیامت ز من این ترکتاز
    باز بپرسند و بپرسند باز
    شرم زدم چون ننشینم خجل
    سنگ دلم چون نشوم تنگدل
    بنگر تا چند ملامت برم
    کاین خجلی را به قیامت برم
    بار من است آنچه مرا بارگی است
    چارۀ من بردن بی چارگی است
    زین گهر و گنج که نتوان شمرد
    سام چه برداشت نریمان چه برد
    تا من ازین امر و ولایت که هست
    عاقبت‌الامر چه آرم به دست
    شاه در آن باره چنان گرم گشت
    کز نفسش نعل فرس نرم گشت
    چون که به لشگرگه و رایت رسید
    بوی نوازش به ولایت رسید
    حالی از آن خطه قلم برگرفت
    رسم بد و راه ستم برگرفت
    داد بگسترد و ستم در نوشت
    تا نفس آخر از آن برنگشت
    بعد بسی گردش چرخ آزمای
    او شده و آوازۀ عدلش به جای
    یافته در خطه صاحبدلی
    سکه نامش رقم عادلی
    عاقبتی نیک سرانجام یافت
    هر که در عدل زد این نام یافت
    عمر به خشنودی دل ها گذار
    تا ز تو خوشنود بود کردگار
    سایه خورشید سواران طلب
    رنج خود و راحت یاران طلب
    درد ستانی کن و درماندهی
    تات رسانند به فرماندهی
    گرم شو از مهر و ز کین سرد باش
    چون مه و خورشید جوانمرد باش
    هر که به نیکی عمل آغاز کرد
    نیکی او روی بدو باز کرد
    گنبد گردنده ز روی قیاس
    هست به نیکی و بدی حق شناس
    طاعت کن روی بتاب از گناه
    تا نشوی چون خجلان عذر خواه
    حاصل دنیا چو یکی ساعت است
    طاعت کن کز همه به طاعت است
    عذر میاور نه حیل خواستند
    این سخن است از تو عمل خواستند
    گر به سخن کار میسر شدی
    کار نظامی به فلک بر شدی

    البته از نظر رسم الخط هم شعر شما تصحیحاتی داشت که من اصلاح کرده ام

    Comment by حسینی — اردیبهشت ۵, ۱۳۹۲ @ ۳:۱۷ ب.ظ

  7. بسیاراز این شعر استفاده کردم از شما متشکرم

    Comment by نازنین — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۳:۰۸ ب.ظ

  8. من هم با نظر خانم یا آقای رسته موافقم و ایشان بسیار خوب مطلب را توضیح دادند . اگر ابیات بعد از بیت
    سایه خورشید سواران طلب رنج خود و راحت یاران طلب را به دقت بررسی کنیم اشاره ای به مسیحیت و حضرت عیسی ندارد .

    Comment by تنگ طه — خرداد ۸, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۱۴ ب.ظ

  9. سلام. من سه مورد اشتباه تایپی دیدم که البته در نسخه ی جناب حسینی این اشتباه ها نبود. به هر صورت جهت تصحیح نسخه اصلی شما مطرح می کنم. در ضمن این موارد را برای اطمینان از استاد دکتر شفیعی کدکنی پرسیدم و ایشان توضیح دادند.
    بیت پنجم، مصرع دوم- صغیر -> صفیر (به معنی صدا)
    بیت پانزده، مصرع دوم- به دل -> بَدَل (به معنی به جایِ، در عوضِ)
    بیت بیست و یک، مصرع دوم- بر خور -> بر خود

    در مورد بر طرف کردن چنین اشکالاتی، آیامن میتوانم متن شعر را در گنجور رومیزی تصحیح کنم؟
    با تشکر از توجه شما س ج سیدی
    موفق باشید

    Comment by سید جعفر سیدی — شهریور ۲۶, ۱۳۹۳ @ ۸:۵۸ ب.ظ

  10. @سید جعفر سیدی:
    جناب سیدی، اگر منظورتان چگونگی تصحیح در گنجور رومیزی از لحاظ فنی است اینجا را مطالعه بفرمایید:
    blog.ganjoor.net/1389/…/dg-editor
    در مورد این که آیا تصحیحات توسط اداره کننده گنجور قابل اعمال هستند: سابق بر این به لحاظ حساسیت تغییرات و بعضا سلیقه ای بودن پیشنهادها جزء به جزء تصحیحات اعمال می شد و مورد به مورد تغییرات ثبت می شد متأسفانه چند سالی می شود که فرصت این گونه تصحیح کردن برای اداره کننده گنجور فراهم نمی شود و فقط تذکرات دوستان در حاشیه ها راهنمای مطالعه کنندگان می شود. در هر صورت اگر تصحیحات گسترده ای در نسخه گنجور رومیزی انجام شود و حاصل به نشانی ganjoor@ganjoor.net ارسال شود شاید بتوان راهکاری برای استخراج تغییرات و انعکاس آنها در سایت ایجاد کرد.

    Comment by حمیدرضا — شهریور ۲۷, ۱۳۹۳ @ ۷:۵۶ ق.ظ

  11. عالی

    Comment by مونا — اردیبهشت ۲, ۱۳۹۴ @ ۸:۲۸ ق.ظ

  12. باسلام و تشکر
    ببخشید منظور از (روز قیامت ز من این -ترکتاز-)دربیت ۲۶ مصراع اول ترکتاز به معنای دزد است؟

    Comment by غریبه — اردیبهشت ۷, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۰۸ ب.ظ

  13. سایه خورشید سوران طلب
    از نظر معنى متن دوستان عالى توضیح دادن
    اما بنظر من خورشید سوران
    میتونه اشاره به حشاشین یا عیاران یا انجمن برادرى باشه که هر کدام در جغرافیا و زمان خواصى بوده اند
    گروها و مجموعه هاى که سعى در بالا بردن بعد روحى و معنوى إنسان داشته اند البته گروهاى مخوفى نیز بوده اند

    Comment by سعید — شهریور ۲, ۱۳۹۸ @ ۱:۱۳ ق.ظ

  14. مصرع مرغ نشانم به دل ماکیان اشتباه تایپی است و می‌بایست بدل ماکیان باشد یعنی به جای ماکیان

    Comment by محمد جلالی — فروردین ۲, ۱۴۰۰ @ ۱۱:۴۳ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره