لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. کبریت به معنای گوگرد است

    زود کبریتت بدین سودا سپار

    Comment by رضا — آذر ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۲:۵۴ ب.ظ

  2. حنیذ به معنای بریان

    فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِیذٍ هود ۶۹

    Comment by رضا — آذر ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۱:۳۵ ب.ظ

  3. آن‌چنان مفتاح‌ها هر دم به نان

    Comment by رضا — آذر ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۱:۴۰ ب.ظ

  4. گرد چادر گردی و عشق زنان

    Comment by رضا — آذر ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۱:۴۳ ب.ظ

  5. در عنوان این قسمت، لطفا کلمه مومن را تصحیح کنید؛ به شکل «ممن» درج شده

    Comment by عذرا — بهمن ۱, ۱۳۹۵ @ ۷:۲۸ ب.ظ

  6. گفت لبسش گر ز شعر ششتر است درست می باشد و “و” بعر از شعر اضافی است

    Comment by فریدون — اسفند ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۱:۵۱ ق.ظ

  7. سلام
    کلمه آخر بیت اول منطفی درست است به معنای آتش فرومرده است.

    Comment by سید مهدی جهرمی — خرداد ۳۰, ۱۳۹۸ @ ۶:۲۷ ب.ظ

  8. صورت معشوق زو شد در نهفت
    رفت و شد یا معنی معشوق جفت ۴۶۱۷
    وصف درگذشت برادر بزرگتر :
    اشاره به چگونگی رسیدن به حقیقت توسط حضرت عشق :
    صورت معشوق در نظر عاشق محو می شود و با حقیقت معشوق یکی می شود.
    من شدم عریان زتن،او از خیال
    می خرامم در نهایات الوصال
    کی به وصول کامل و غرق شدن در آغوش او می رسم؟
    زمانی که از جسم خودم برهنه شوم و معشوق در نظر من از خیال جدا شود.
    این مباحث تا بدینجا گفتنی است
    هر چه آید زین سپس نهفتنی است
    این بیت کلید تمامی تمثیل های عرفانی مثنوی است:وصف وصول قابل بیان است اما خود وصول در واژه ها نمی آید.
    واژه ها برای دنیای مادی است .جانها بی دهان سخن می گویند و بی گوش می شنوند.
    (به رمز تکرار “قل ” در قرآن مراجعه شود؛پیامبر در سکوت دریافت می کند و مامور می شود که این گونه بگو…)
    تا به دریا سیر اسپ و زین بود
    بعد ازینت مرکب چوبین بود
    وقتی به دریای حقیقت رسیدی اسب به کارت نمی آید .قایق چوبین مرکب تست.
    این خموشی مرکب چوبین بود
    بحریان را خامشی تلقین بود
    تمثیل بی نظیر برای سکوت:
    سکوت مرکب تو در دریای بی انتهای حق است.
    وآن کسی کش مرکب چوبین شکست
    غرقه شد در آب ، او خود ماهی است
    مقام بالاتر یعنی غرق شدن در توحید ؛برای آن کسی است که این قایق را هم بشکند .او شاه ماهی دریای توحید است.
    نه خموش است و نه گویا ،نادری است
    حال او را ، در عبارت نام نیست
    آنکه غرقه او شد همه است و همه ویژگیها را دارد گرچه متضاد باشند هم گویا است و هم در سکوت!!

    کانال و وبلاگ آرامش و پرواز روح
    arameshsahafian@

    Comment by دکتر صحافیان — شهریور ۳۱, ۱۳۹۸ @ ۵:۲۰ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره