لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. این آیه از قران که در این بیت مولانا آمده یک نکته پزشکی دارد که از چشم انسان پنهان می ماند .
    خداوند در قران می فرماید که کافران را پس از سوزاندن پوستشان پوست می رویانیم تا شکنجه را درک کنند .
    و این پژوهش های نوین بود که ثابت کرد که سوختگی ها چهار رده هستند و سوختن عمقی پوست باعث از بین رفتن گیرنده های درد و گرما و سرما می شود و شخص دیگر دردی نمی فهمد یعنی سوختگی های شدید دردی ندارند و برای این در قران فرموده است که پوست ها را باز می رویانیم . و این نشانه ای است که برای یک دل باورمند بسنده است .

    Comment by امین کیخا — بهمن ۶, ۱۳۹۲ @ ۱:۰۰ ق.ظ

  2. مصرع (خود ازین پالوه نالیسیده گیر) به “خود ازین پالوده نالیسیده گیر” عوض شود.

    Comment by Golnar Riahi — آبان ۵, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۵۷ ق.ظ

  3. مصرع (ننگری رد چارق و در پوستین) به ” ننگری در چارق و در پوستین” عوض شود. نیکلسن و همچنین کلالۀ خاور.

    Comment by Golnar Riahi — آبان ۵, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۶ ب.ظ

  4. سر آب چه بود آب ما صنع اوست

    صنع مغزست و آب صورت چو پوست
    “آب” با “اب” (به معنی پدر ) جایگزین شود. ممنون.

    Comment by نیما — اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۵:۱۵ ق.ظ

  5. یاد ناری از سفینهٔ راستین

    ننگری رد چارق و در پوستین

    “رد” با “در” جایگزین شود.

    Comment by نیما — اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۶:۰۳ ق.ظ

  6. کبر زان جوید همیشه جاه و مال

    که ز سرگینست گلحن را کمال
    “گلحن” با “گلخن” جایگزین شود.

    با تشکر فراوان.

    Comment by نیما — اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۶:۰۷ ق.ظ

  7. ادامه دریافتهای دفتر پنجم مثنوی ۱۲ حکایت ایاز و پوستین چوپانی ۳
    این تکبر چیست؟غفلت از لباب
    منجمد، چون غفلت یخ زآفتاب۱۹۴۱

    حکمت خلوت ایاز با پوستین چوپانی دوری کردن از تکبر بود .
    مولانا تکبر را ناشی از دور ماندن از خرد و حقیقت می داند مانند دور ماندن یخ از آفتاب که وجودی برای خود می یابد اما وجودی سرد و مرده .

    چون خبر شد زآفتابش، یخ نماند
    نرم گشت و گرم گشت و نیز راند

    اما اگر از تکبر بیرون آید .
    اگر یخ در مقابل آفتاب قرار گیرد دیگر خودی او باقی نمی ماند و نرم و با حرارت و شتابان به حرکت و زندگی حقیقی می افتد و از سردی و مردگی بیرون می آید.

    چون ایاز آن چارقش مورود بود
    لاجرم او عاقبت محمود بود۱۹۵۹

    چون پوستین ایاز معطر به عطر دوست بود (مورود از ورد به معنای گل)سرانجام او عالی بود یا سرانجام او تبدیل شدن به خود سلطان محمود بود.

    هست مطلق ،کارساز نیستی ست
    کارگاه هست کن جز نیست چیست؟

    وجود مطلق نیست شده ها را می پروراند و این نیستی است که باعث فنا و وجود حقیقی می شود.

    بر نوشته هیچ بنویسد کسی ؟
    یا نهاله کارد اندر مغرسی؟

    روی کاغذ نوشته شده دیگر چیزی نمی توان نوشت.

    کاغذی جوید که آن بنوشته نبست
    تخم کارد موضعی که کشته نیست۱۹۶۲

    او به دنبال کاغذ سفید؛انسان بی تکبر،انسان نیست شده است.
    انسان جدا شده از خود و جاری در لحظه

    تو برادر موضعی ناکشته باش
    کاغذ اسپید نا بنوشته باش۱۹۶۳

    تا مشرف گردی از نون والقلم
    تا بکارد در تو تخم،آن ذوالکرم

    تفسیری زیبا برای آیه نخست سوره قلم سراسر لحظاتت مانند کاغذی سفید باش به دور از هر فکر و اعتقاد و خودی تا خداوند در تو بنویسد .

    در ادامه مولانا آدم را مانند ایاز می داند که خود را از خاک می داند و ابلیس را متکبر که متکبران به او اقتدا می کنند.

    کانال و وبلاگ آرامش و پرواز روح
    arameshsahafian@

    Comment by دکتر صحافیان — مهر ۳, ۱۳۹۸ @ ۹:۴۷ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره