لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. به نظر من نور جلال در بیت آخر همان انرژی است که از خوردن غذا به دست می‌آوریم

    Comment by منصور — مهر ۲۰, ۱۳۹۱ @ ۶:۱۱ ب.ظ

  2. چون حضرت مولانا اشعار را در حالت سماع میسروده اند لذا ریتم ابیات نمیتواند مکث داشته باشد
    در بیت ۱۱
    چون مرا پنجاه نان هست اشتهی
    مرترا شش گرده هم دستیم نهی
    و در بیت ۱۹
    هفت دریا گرشود کلی مدید
    نیست مرپایان شدن را هیچ امید
    و بیت ۳۳
    حاکم اندیشه ام محکوم نی
    زانک بنا حاکم آمد بر بنی

    با تشکر

    Comment by محمد رشیدی — اردیبهشت ۲, ۱۳۹۳ @ ۹:۳۹ ب.ظ

  3. با سلام و عرض ادب
    در بیت ماقبل آخر به جای کلمه “خلق” واژه “حلق” صحیح می باشد که با معنای مصرع اول مطابقت دارد که در مجموع اشاره به نهی شکمبارگی است.
    باسپاس

    Comment by امیرمسعود — اسفند ۱۲, ۱۳۹۳ @ ۹:۴۱ ق.ظ

  4. مرغ اوج

    متأسفانه از کودکی فقط از ما خواسته می شود به موضوعات آگاهی توجه کنیم نه اصل وجودمان که آگاهی است. موضوعات آگاهی شامل چهار گروه عمده است: اول؛ sensations یا حس های بدنی مثل درد، گرما، سرما، مور مور، خارش و…؛ دوم؛perceptions یا آنچه از طریق حواس پنج گانه درک می شود، یا دیدنی ها، شنیدنی ها، بوییدنی ها و..؛ و بالاخره سوم؛ افکار و چهارم؛ هیجان ها ی درونی.
    در این غرق شدن توجه و آگاهی در موضوعات آگاهی، از اصل وجودمان که از این موضوعات متنوع و در حال تغییر آگاه هست، غفلت شده است!
    عادت کرده ایم که تنها به موضوعات آگاهی متمرکز شده و در آن ها غرق شویم. به ویژه اعتیاد عجیبی به غرق شدن در افکار و هیجان ها داریم، به طوری که خود را با آن ها یکی می دانیم…

    در تحصیلات آکادمی هم از ما چنین می خواهند…حتی در رشته های روانشناسی و فلسفه، که ادعای کشف حقیقت را دارند، تمامی توجه به موضوعات آگاهی است نه آن جوهره ی هستی ما که از این موضوعات آگاه است.

    و ما معتادشده ایم به اینکه ورای موضوعات آگاهی چیزی را کشف نکنیم…
    و باز عادت کرده ایم که برای رفع درد و رنج و غم و مشکلات اساسی مان از موضوعات آگاهی و به ویژه فکر و اندیشه کمک بگیریم…
    از فکر و اندیشه ی خود یا دیگر مردمان و سایر موضوعات آگاهی، توقع داریم درد و رنج ما را درمان کنند… در این راه حل ها اغلب با شکست مواجه شده و نا امید می شویم…و به تخدیر پناه می بریم…
    و بدین دلیل است که مولانا فریاد می زند و علت درد و غم ما را به درستی، غرق شدن در موضوعات آگاهی و به ویژه اندیشه می داند:
    جمله خلقان سخره اندیشه اند
    زین سبب خسته دل و غم پیشه اند
    معدود کسانی همچون مولانا این تعلیم را همچون گرانبها ترین گوهر به ما هدیه می دهند: که ورای موضوعات آگاهی از جمله فکر و اندیشه، آگاهی نابی وجود دارد که اصل وجود ماست!
    چیزی هست که از همه این ها آگاه است و درون ما هم قابل کشف است. مشاهده کننده ی غیر شخصی که همه این موضوعات را در خود جای می دهد.
    و مگس اندیشه یا سایر موضوعات آگاهی، نمی توانند در پرنده بلند پرواز مشاهده گری و آگاهی ورای فکر، خللی وارد کنند:
    من چو مرغ اوجم اندیشه مگس
    کی رسد بر من مگس را دسترس
    ولی متأسفانه ما به توقع داشتن و امید واهی بستن به مگس اندیشه معتاد شده ایم و از فطرت و اصالت انسانی خود یعنی آن مرغ اوج آگاهی و مشاهده ی ناب ورای فکر غافل مانده ایم…

    و سزای چنین غفلت عظیمی، همه گیری وحشتناک خسته دلی و غم پیشگی است…

    این مطلب در کانال t.me/avazedoust آمده است.

    Comment by منصور بنانی — اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۲:۱۴ ب.ظ

  5. سلام . این شعر در برنامه شماره ۸۱۶ گنج حضور در خردادماه ۱۳۹۹ توسط آقای پرویز شهبازی تفسیر شد

    Comment by ساعد — خرداد ۶, ۱۳۹۹ @ ۸:۴۰ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره