1. این عالم را عرفا عالم امتحان ویا آزمون نام نهاده اند. ارواح را نیز به پنج طبقه تقسیم نموده اند:
    ١- روح جمادى که قوه جاذبه باشد.
    ٢- روح نباتى که قوه رشد گیاهان باشد.
    ٣- روح حیوانى که همان احساسات حیوانیست یعنى حیوانات با انسان در احساسات درد و لذات جسمانى با ما شریکند وبا اینکه قدرت احقاق حق ندارند از بار سنگین ویا لطمه بدنى همانقدر آزرده میشوند که ما میشویم با این تفاوت که راهى براى رفتن به دادگاه ودادخواهى ندارند.
    ٤- روح انسانى که همان قوه تعقل واکتشاف باشد. بتوسط این قوه ما مدنیت انسانى را پى هزاران سال ساخته ایم ولى میمون و اسب وسوسمار ولاکپشت هنوز بهمان مقهوریتى که طبیعت برایشان معین نموده محدودند وذره اى خارج از حکم طبیعت قدم فرا تر نگذاشته اند مثلا آهوها حربه ائ بر ضد گرگ ها نساحته اند.
    ٥- روح ایمانیست و انسان بواسطه آن حیات ابدى مییابد وأین ممکن نمیشود مگر از آزمون حق موفق وببروز بیروت آید. وهیک انسانى ممکن نیست که خلق الهى وکمالات شریفه انسانى را بیابد مگر آنکه از طوفان امتحانات الهى خالص وسالم بیروت آید. مثلا یهود زمان حضرت مسیح بواسطه ظاهر ساده حضرتش امتحان شدند واز هزاران یهود تعداد انگشت شمارى او را شناخته وحیات ابدى یافتند ودر زمان حضرت محمد نیز اهل دیانت امتحان شداد زیرا چوپانى بدون تحصیل را مدعى مقام نبوت دیدند. خلاصه از هزاران مومن هم ایمان پنج نفر مقبول شد که یکى سلمان فارسی بود وهنوز چهار تن دیگر از درجه قرب او به درگاه الهى بى خبر بودند ونمیفهمیدند که چگونه ممکن است قوم مقرب در آخر زمان یعنى زمان ظهور حضرت مهدى از قوم او باشند ونه از قوم حضرت رسول. این آگهى سلمان فارسى را در یک مقام بالاترى از بقیه قرار میداد اینست که مولوى میگوید:
    جان نباشد جز خبر در آزمون
    هرکه را افزون خبر جانش فزون

    Comment by نادر — بهمن ۲۴, ۱۳۸۹ @ ۳:۴۰ ب.ظ

  2. این عالم را عرفا عالم امتحان ویا آزمون نام  نهاده اند. ارواح را نیز به پنج طبقه تقسیم نموده اند:
    ١- روح جمادى که قوه جاذبه باشد.
    ٢- روح نباتى که قوه رشد گیاهان باشد.
    ٣- روح حیوانى همان احساسات حیوانیست یعنى حیوانات با انسان در احساسات درد و لذات جسمانى شریکند وبا اینکه قدرت احقاق حق ندارند از بار سنگین ویا لطمه بدنى همانقدر آزرده میشوند که ما میشویم با این تفاوت که راهى براى رفتن به دادگاه ودادخواهى ندارند.
    ٤- روح انسانى همان قوه تعقل واکتشاف  است. بتوسط این قوه ما مدنیت انسانى را پى هزاران سال ساخته ایم ولى میمون و اسب وسوسمار ولاکپشت هنوز بهمان مقهوریتى که طبیعت برایشان معین نموده محدودند وذره اى خارج از حکم طبیعت قدم فرا تر نگذاشته اند مثلا آهوها حربه ائ بر ضد گرگ ها نساحته اند.
    ٥- روح ایمانیست و انسان بواسطه آن حیات ابدى مییابد وأین ممکن نمیشود مگر از آزمون حق موفق وپیروز بیرون آمدن. وهیچ انسانى ممکن نیست که خلق الهى وکمالات شریفه انسانى را بیابد مگر آنکه از طوفان امتحانات الهى خالص وسالم بیرون آید. دیگر اینکه در حیطه روح انسانى کسى ممکن میشود که اتفاقى مرفه و در ناز ونعمت زندگى کند ولى مستحیل ومحال است که بخاطر فلان دین داشتن مقرب درگاه و ملازم ابدى حق شود. او را اولا مال دنیا به امتحان میاندازد بعد هم درد خوب بودن و انصاف و صداقت اورا از اعتقاد به خدا ممنوع میدارد. از نظر ظاهرى نیز هیچگاه امرى ظاهر نمیشود مگر مردم به امتحان میافتند. مثلا یهود زمان حضرت مسیح بواسطه ظاهر ساده حضرتش امتحان شدند واز هزاران یهود تعداد انگشت شمارى او را شناخته وحیات ابدى یافتند ودر زمان حضرت محمد نیز اهل دیانت امتحان شدند زیرا چوپانى بدون تحصیل را مدعى مقام نبوت دیدند. خلاصه از هزاران مومن هم ایمان پنج نفر مقبول شد که یکى سلمان فارسی بود وهنوز چهار تن دیگر از درجه قرب او به درگاه الهى بى خبر بودند ونمیفهمیدند که چگونه ممکن است قوم مقرب در آخر زمان یعنى زمان ظهور حضرت مهدى از قوم او باشند ونه از قوم حضرت رسول. این آگهى سلمان فارسى را در یک مقام بالاترى از بقیه قرار میداد اینست که مولوى میگوید: 
    جان نباشد جز خبر در آزمون
    هرکه را افزون خبر جانش فزون

    Comment by نادر — بهمن ۲۴, ۱۳۸۹ @ ۴:۰۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره