لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. بخشی از این شعر در فیلم بادبادک باز خوانده می شود .

    Comment by نیما — آبان ۷, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۲۴ ب.ظ

  2. پیچ پیچ به معنی دارای پیچ و تاب و خم و شکن بسیار است ولی جهان پیچ پیچ کنایه از دنیای پر ازمشقت و سختیست و البته پر رمز و راز

    Comment by شکوه — خرداد ۱۴, ۱۳۹۲ @ ۹:۲۸ ق.ظ

  3. بار دیگر ما به قصه آمدیم
    ما از آن قصه برون خود کی شدیم

    بازهم به قصه بر میگردیم قصه ای که اگر خوب دقت کنی اصلا ازان خارج نشده بودیم

    گر به جهل آییم آن زندان اوست
    ور به علم آییم آن ایوان اوست

    اگر در جهل بمانیم و سعی در فهمیدن هدف افرینش و حقایق آن را نکنیم در زندان اوییم (خداوند )…..
    و اگر در پی فهم و درک حقیقت و علم باشیم در ایوان بهشتی خداییم و این خاصیت را خدا در ما نهاده (ازوست )

    ور به خواب آییم مستان وییم
    ور به بیداری به دستان وییم

    همه چیز ازوست و مالک و خالق اوست .. اگر در عالم خواب پا بزاریم بیخود و مستیم که ازوییم و اگر به بیداری دست پیدا کنیم و اگر بر علم خدایی که در نهاد ما گذاشته شده عالم شویم اینهم ازوست و اوست و اوست ….. که مارا ساخته و موجود از عدم کرده است

    ور بگرییم ابر پر زرق وییم
    ور بخندیم آن زمان برق وییم

    اگر گریه کنیم ابر پر از شکوه اوییم و اگر بخندیم در آن موقع نور تابان اوییم … اشاره به ایه ۴۳ سوره نجم :{و اوست که میگریاند و اوست که میخنداند}

    ور بخشم و جنگ عکس قهر اوست
    ور بصلح و عذر عکس مهر اوست

    وقت خشونت و جنگ ما انعکاس دهنده قهر اوییم زیرا ما سایه اوییم و ازو در ما دمیده شده است و در وقت صلح جویی و بهانه تراشی برای نجنگیدن و خوب بودن ما انعکاس مهربانی اوییم …

    ما کییم اندر جهان پیچ پیچ
    چون الف او خود چه دارد هیچ‌هیچ

    ما در این عوالم پیچیده در هم چه کسانی هستیم؟؟؟ مثل حرف

    Comment by مهدی کاظمی — دی ۱۵, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۰ ب.ظ

  4. …ا…. که ندارد هیچ ماهم هستیم هیچ … هیچ …

    Comment by مهدی کاظمی — دی ۱۵, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۳ ب.ظ

  5. ما کییم اندر جهان پیچ پیچ
    چون الف او خود چه دارد هیچ‌هیچ

    از هیچ آمدیم و دوباره به هیچ بازمیگردیم.
    برهنه و تنها به این دنیا آمدیم و برهنه و تنها از این دنیا خواهیم رفت.
    هرآنچه که متعلق به این دنیا باشد را بجا می گذاریم و می رویم.
    چون الف (ا) = همچون یک خط صاف.
    چون الف (ا) = برهنه و تنها.

    Comment by سالار فرحزادی — مهر ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۴:۰۵ ب.ظ

  6. هیچ = عالم غیب.

    Comment by سالار فرحزادی — مهر ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۹:۰۹ ق.ظ

  7. این شعر, نشانه جبر مطلق است. کاشف توحید بدون مرز آقای بروجردی, همین ایده را تبلیغ می نمایند.

    Comment by محمد — آذر ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۲:۳۰ ب.ظ

  8. این شعر در فیلم بادبادک باز خوانده می شود. این جا را ببینید: www.youtube.com/watch…p;index=82

    Comment by نیما — شهریور ۸, ۱۳۹۷ @ ۲:۳۶ ق.ظ

  9. شرح و تفسیر بیت ۱۵۰۹
    بار دیگر ما به قصه آمدیم / ما از آن قصه برون ، خود کی شدیم
    ما یک بار دیگر ظاهرا به نقل حکایت مورد نظر بازگشتیم . ولی باطنا ما کی از این حکایت دور شدیم ؟ یعنی ما هرگز از این حکایت دور نشدیم . زیرا مولانا هرگز از حدیث حضرت دوست بیرون نرفته است و سر دلبر خود را در حدیث دیگران می گوید .

    – مولانا در این بخش جلیل به اختصار ، مفهوم معیت را با استناد به آیه ۴ سوره حدید بیان می دارد . توضیح معیت در شرح بیت ۱۴۶۴ همین دفتر گذشت .

    شرح و تفسیر بیت ۱۵۱۰
    گر به جهل آییم ، آن زندان اوست / ور به علم آییم ، آن ایوان اوست
    اگر به نادانی گرفتار شویم . این مرحله زندان حق تعالی است و اگر به مرتبه علم و دانایی هم ارتقاء یابیم . آن علم و دانایی هم ایوان مقصود حقیقت است . [ جهل بشر ، زندانی است که حق تعالی برای او تقدیر فرموده و علم بشر نیز ایوان و گلستانی است که خداوند بدو عطا فرموده است . (مولوی نامه ، ج ۱ ، ص ۱۰۰) ]

    شرح و تفسیر بیت ۱۵۱۱
    ور به خواب آییم ، مستان وییم / ور به بیداری ، به دستان وییم
    اگر به خواب فرو رویم . مست خداوند هستیم و اگر به بیداری باز آییم دوباره اسیر قدرت او هستیم . [ دستان به معنی سرود و نغمه می باشد و همچنین جمع دست نیز تواند بود و دست کنایه از قدرت است و در اینجا چون بیان مقام معیت است . این معنی مناسب تر است . ]

    شرح و تفسیر بیت ۱۵۱۲
    ور بگرییم ، ابر پر زرق وییم / ور بخندیم ، آن زمان برق وییم
    اگر گریه کنیم . ابر پر جلوه و شکوهمند او هستیم و اگر بخندیم برق و تابش او خواهیم بود . [ اشارت است به آیه ۴۳ سوره نجم ” و اوست که می خنداند و اوست که می گریاند ” . ” پر زرق را اگر پر رزق بخوانیم یعنی ابری که منشا رزق و روزی فراوان مخلوقات شود ” . (پر زرق = بصورت پر زرق و برق به معنی شکوه و شوکت درخشندگی) ]

    شرح و تفسیر بیت ۱۵۱۳
    ور به خشم و جنگ ، عکس قهر اوست / ور به صلح و عذر ، عکس مهر اوست
    اگر خشمگین شویم و به ستیز درآییم . انعکاسی از صفت قهر اوست و اگر به صلح و مدارا درآییم . آن نیز انعکاسی از صفت لطف اوست .

    شرح و تفسیر بیت ۱۵۱۴
    ما کی ایم اندر جهان پیچ پیچ ؟ / چون الف ، او خود چه دارد ؟ هیچ هیچ
    ما در این جهان تو در تو و خم اندر خم چه کسی هستیم ؟ ما همچون الف هستیم . او از ذات خود چه دارد ؟ مسلما هیچ از خود ندارد . نه نقطه دارد ، نه حرکت دارد و نه هیچ علامتی . پس ما هر ظهوری که پیدا می کنیم متوقف بر ظهور حضرت وجود است . [ با توجه به تفسیر معیت در کلام مولانا ، اختیار بشر از دو طرف در چنگال جبر است . اما این دو جبر که یکی سابق بر فعل و دیگری مقارن نتیجه فعل است منافاتی با اثبات اختیار بشر ندارد . ( مولوی نامه ، ج ۱ ، ص ۱۰۰) ]

    Comment by بی نام — اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۹ @ ۳:۵۷ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره