لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. وزیر این پادشاه بسیار مکار و بد طینت بود. پس برای رسیده به مقصودش و کشتن شمار بسیار از مسیحیان،‌نقشه ای کشید که در آن حاضر شد دست و گوش و بینی و لب خود را از دست بدهد تا بدین ترتیب در جمع مسیحیانی که برای نجات جان خود از دست او دین خود را در دل پنهان می کردند،‌داخل شود و این گونه جمعشان را به دست خودشان از بین ببرد.

    Comment by سیما موسوی — اسفند ۵, ۱۳۸۹ @ ۸:۳۲ ق.ظ

  2. سلام بر همه
    دوستان
    پرسشی دارم .
    آیا به کار بردن واژه گبر برای زرتشتیان از دیدگاه خود زرتشتیان تحقیر آمیز است ؟

    Comment by روفیا — خرداد ۲۵, ۱۳۹۴ @ ۹:۳۷ ق.ظ

  3. واژه‌ی گبر در اینجا معنای زردشتی ندارد ، چه پادشاه جهود است و به یقین وزیر او نیز وصد البته نه تنها از چشم بهدینان که هم ایرانیان ، اهانت آمیز است.

    Comment by ایران نژاد — خرداد ۲۵, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۱۵ ب.ظ

  4. میشه لطفا سعی کنید علاوه بر خلاصه ی داستان معنی بعضی ابیات مثل کم کش ایشان را که کشتن سود نیست …دن نداری بوی مشک و عود نیست مصراع دوم خیلی واضحه ولی مصراع اول یکم مبهمه اینکه چرا باید کم بکشه؟

    Comment by mobintbh — شهریور ۳, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۳۴ ب.ظ

  5. Mobintbh گرامی
    میفرماید دین چونان عود بوی مشک از خود ساطع نمیکند که تو همه نصرانیان را بدینوسیله پیدا کنی و با کشتار آنان نصرانیت را ریشه کن کنی . نصرانیان قادرند آنرا چونان سری در صد پوشش پنهان کنند .
    شاید به موضوع تقیه اشاره میکند .
    البته اختلاف بین یهودیت و نصرانیت و اسلام و … بی تردید از جهل بشر سرچشمه میگیرد و ادیان الهی اگر از سوی خدای آمده اند با هم ناساز نیستند و هر گاه ناسازی میانشان پدید آمد هر عقل سلیمی در می یابد در یک یا هر دو سوی اختلاف دخل و تصرف صورت گرفته است .
    و اینکه میگوید دین ندارد بوی مشک و عود نیست …
    برای من شگفت انگیز است . چرا که حتما دین هم مزه دارد هم بو و هم شکل و فرم و مانند هر پدیده دیگری یک معنا دارد و یک صورت .
    بوی کبر و بوی حرص و بوی آز
    در سخن گفتن بیاید چون پیاز
    کبر و حرص و آز بوی نامطبوعی دارد . اگر شامه ما بیمار است و بدلیل مطامعی یا بدلیل عادت به زیستن در بوهای نامطبوع حساسیت خود را از دست داده است این بدان معنی نیست که کبر و حرص و آز بویی ندارد !!

    Comment by روفیا — شهریور ۷, ۱۳۹۴ @ ۸:۳۰ ب.ظ

  6. واژه‌ی «گبر» در فارسی میانه شناخته نیست. این واژه بعد از اسلام بظاهر از زبان آرامی (معادل «مُغ» و نیز ظاهراً بمعنی مرد (نک. دهخدا بقل از منتهی الارب ؛ همچنین ذیل «گبر» در دانشنامهٔ ایرانیکا) وسیلهی اعراب نو مسلمان برای اشاره به ایرانیان بکار رفت. بعد از فتح ایران و تغییر دین اکثریت ایرانیان به اسلام و طی انتقال و تبدیل زبان فارسی از میانه (پهلوی) به نوین (دری)، واژه «گبر» ابتدا بمعنی «زردشتی» (مثلاً، شاهنامه) بکار رفت اما به تدریج تا حدود سدهٔ هفتم (مقارن حیات مولوی) بمعنی «غیر مسلمان» (مقابل «مسلمان») و بعد بمعنی «کافر»، «ملحد»، «بی دین» (نک. فرهنگ واژگان مترادف و متضاد) در گفتمان مسلمان (ایرانی و عرب و ترک و کُرد) بکار رفت و محلات زردشت نشین در شهرهایی مثل اصفهان و یزد به «گبرآباد» و «گبرستان» (قبرستان) موسوم شدند. در بسیار اوقات در موقع سخت گیری حاکمان مسلمان بر مسیحیان و یهودیان (مثلاً در دوره شاه صفی و عباس دوم و صدارت ساروتقی اعتماد الدوله) به این اقلیت حکم میشده به «گبرستان» کوچ کنند تا با کافران («کافر اهل ذمّه» در برابر «کافر اهل بغی» یا «کافر حربی») و دور از مردم مسلمان مجاورت داشته باشند. واژهٔ «گبر» مقارن همین دورهی صفوی، با تغییر و تبدیل (giaour=gdwr=gbr=گبر) توسط ترک عثمانی (و متعاقباً، کُردها) تا حدود بالکان هم برای اشاره به غیر مسلمانان (خدا نشناس؛ کافر) نظیر مسیحی بکار رفته است. با عنایت به مضمون شعر و زمانهی شاعر، همان مفهوم مجاز احتمالا مورد نظر بوده است: وزیر خدانشناسِ شاه.

    Comment by م بذل‌جو — مهر ۱۷, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۲۰ ق.ظ

  7. “حکم مر” در بیت هفتم به چه معنی است؟

    Comment by حامد کهن دل — خرداد ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۵۲ ق.ظ

  8. حامد کهن عزیز حکم مُر در اینجا به معنای حکم قاطع است

    Comment by روفیا — تیر ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۱:۱۶ ق.ظ

  9. عشق مولانایی:
    بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را

    شرح و تفسیر بیت ۳۳۸

    او وزیری داشت گبر و عشوه ده / کو بر آب از مکر بر بستی گره

    آن شاه جهود وزیری داشت بسیار فریبکار که از شدت مکاری و حیله گری به آب گره می زد یعنی کارهائی انجام می داد که در نظر دیگران محال می نمود .

    شرح و تفسیر بیت ۳۳۹

    گفت : ترسایان ، پناه جان کنند / دین خود را از ملک ، پنهان کنند

    آن وزیر پر تزویر گفت : شاها ، عیسویان برای اینکه جانشان حفظ شود دین خود را از شاه پنهان و طوری رفتار می کنند که خیال کنی آنان عیسوی نیستند .

    شرح و تفسیر بیت ۳۴۰

    کم کش ایشان را که کشتن سود نیست / دین ندارد بوی ، مشک و عود نیست

    شاها ، این قدر آنان را مکش که کشتار آنان هیچ سودی ندارد چرا که دین مانند عود و مشک نیست که بوئی داشته باشد و بدان وسیله پیروان دین و آئینی شناخته شوند . ( ممکن نیست به ضرب شمشیر اعتقاد را از دل مردم برانداخت )

    شرح و تفسیر بیت ۳۴۱

    سر ، پنهان است اندر صد غلاف / ظاهرش با تو ، چو تو ، باطن خلاف

    دین و اعتقاد امری قلبی است بنابراین پوشیده داشتن آن ممکن است . ظاهرش با تو و باطنش بر توست .

    شرح و تفسیر بیت ۳۴۲

    شاه گفتش : پس بگو تدبیر چیست ؟ / چاره آن مکر و آن تزویر چیست ؟

    شاه جهود به آن وزیر مکار گفت : پس بگو بدانم که تدبیر و چاره این امر چیست ؟ و آن مکر و تزویر چه راهی دارد ؟

    شرح و تفسیر بیت ۳۴۳

    تا نماند در جهان ، نصرانیی / نی هویدا دین و ، نی پنهانیی

    تا بر اثر این تدبیر حتی یک نصرانی در جهان نماند ، چه آنکه دینش را آشکار کند و چه آنکه دینش را نهان دارد .

    شرح و تفسیر بیت ۳۴۴

    گفت : ای شه ، گوش و دستم را ببر / بینی ام بشکاف ، اندر حکم مر

    وزیر مکار به شاه گفت : با فرمانی قاطع دست و گوشم را ببر و بینی ام را بشکاف . ( حکم مر به معنی فرمان قاطع است )

    شرح و تفسیر بیت ۳۴۵

    بعد از آن در زیر دار آور مرا / تا بخواهد یک شفاعتگر مرا

    سپس مرا زیر چوبه دار بیاور بدین قصد که بر دارم زنی اما باید کسی بیاید و شفاعت مرا نزد تو کند تا بر بالای دار نروم .

    شرح و تفسیر بیت ۳۴۶

    بر منادی گاه کن این کار ، تو / بر سر راهی که باشد چارسو

    این کار را در محلی پر رفت و آمد مثل بازار یا سر چهار راه عمومی شهر انجام بده تا همگان آنرا مشاهده کنند .

    شرح و تفسیر بیت ۳۴۷

    آنگهم از خود بران تا شهر دور / تا دراندازم در ایشان شر و شور

    پس از اجرای این حکم مرا به شهری دور تبعید کن تا در آنجا میان عیسویان فتنه و آشوب بر پا دارم .

    Comment by فرهاد — بهمن ۱۶, ۱۳۹۷ @ ۶:۵۳ ب.ظ

  10. آذر ،خانم معلم جغرافیا از اراک نوشته:

    با سپاس از مولانا ( به دور از هر افراط و خودباختگی)و با تشکر از دست اندرکاران سایت گنجور و امتنان از شما فرهنگ دوستان و قدردانی ویژه از آقای فرهاد به خاطر معنی هاشون .واقعا احساس مسئولیت ایشان ستودنی است .بهروزی همگان را خواهانم

    Comment by آذر — اسفند ۱۹, ۱۳۹۸ @ ۷:۰۶ ب.ظ

  11. در مثنوی چاپهای قبل از سال ۱۳۵۷
    بیت چنین می باشد
    داشت شه وزیری مکار و ره زن ،عشوه ده
    کو بر آب از مکر بر بستی گره
    از جای درست بخوانیم تا درست بفهمیم و درست تر تبادل نظر کنیم
    یزدان یگانه نگهدارتان

    Comment by مولانای زردتشت — اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۹ @ ۶:۵۸ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره