لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. مصراع در آمیخته اند و اشتباهاتی دیگر نیز ره یافته:
    ۱/اینچنین صورت مطبوع ز جان نتوان ساخت
    سخن ساخته شیرین تر از این نتوان ساخت
    در این بیت مطلع شرین تر از آن باشد چون قافیه آن است.
    ۲/گفتم آن غمزة شوخ از چه ز ابروست فرو
    ورنه صد سال به فکر این سخنان نتوان ساخت
    مصرع دوم این بیت این است:
    گفت بالاتر از استاد دکان نتوان ساخت
    ۳/ و همچنین در بیت پیش از مقطع:
    در سخن لطف الهی به تو باراست کمال
    گفت بالاتر از استاد دکان نتوان ساخت
    مصرع موم میباید این باشد:
    ورنه صد سال به فکر این سخنان نتوان ساخت.
    ۴/ مصرع اول بیت مقطع مجهول و دارای سکتۀ وزن است:
    ان ساختن و ساختن از سنگ دلش ؟؟؟

    Comment by رستم وهاب نیا — اردیبهشت ۶, ۱۳۹۹ @ ۲:۲۸ ب.ظ

  2. همچنین:
    “لطف لهی به تو یار است کمال” نه “بار است”

    Comment by رستم وهاب نیا — اردیبهشت ۶, ۱۳۹۹ @ ۲:۳۲ ب.ظ

  3. لطف الهی

    Comment by رستم وهاب نیا — اردیبهشت ۶, ۱۳۹۹ @ ۲:۳۲ ب.ظ

  4. این غزل چه بخت بد و سیاهی داشته؛ به سبب چندین خطا فهم شعر مشکل شده است؛ یک ضبط چند بیت غزل در دستنویها و چاپهای دیگر بهتر از ضبط مختار گنجور است؛ دو مضرعهای دو بیت جابجا شده است و سه اینکه واژه هایی از یک بیت به بیت دیگر برده شده است و شعر به هم ریخته است؛ صورت درست شعر را در زیر می آورم:
    اینچنین صورت مطبوع ز جان نتوان ساخت/ گر توان ساخت چو قد تو روان نتوان ساخت

    آن دو ابروی مقوس دو کمانند بلند/که به صد قرن از آن طرفه کمان نتوان ساخت

    گفتم آن غمزة شوخ از چه ز ابروست فرو/ گفت بالاتر از استاد دکان نتوان ساخت

    بت توان ساختن و ساختن از سنگ دلش/ سخت تر از دل بی رحم بتان نتوان ساخت

    نیست او را دهن اما سخنی ساخته اند/ سخن ساخته شیرین تر از این نتوان ساخت

    حیفم آید به قلم نام لبت برد دریغ/ که قلم را زنی قند زبان نتوان ساخت

    در سخن لطف الهی به تو باراست کمال/ ورنه صد سال به فکر این سخنان نتوان ساخت

    Comment by محمد ایزانلو — تیر ۷, ۱۳۹۹ @ ۸:۵۷ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره