لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. عایشه خانم خواهر میرزا عبدالله خان پوشی ملقب به انتظام الدوله است که زن ناصرالدین شاه شد و ناصرالدین شاه او را در آغاز بسیار محبوب می داشت

    Comment by حمیدرضا — آذر ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۵:۰۱ ب.ظ

  2. این علاقه تا آن جا بود که ناصرالدین شاه در سفر اول خود به اروپا، وی و چند تن دیگر از زنان حرم من جمله انیس الدوله را تا مسکو همراه برد

    ولی بالاجبار وی و دیگر زنان را به ایران باز گرداند.

    Comment by حمیدرضا — آذر ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۵:۰۱ ب.ظ

  3. دوران محبوبیت عایشه چندان نپایید

    شاهِ تنوع طلبِ قاجار به خواهرِ او به نام لیلی خانم دل بست

    او را حرمت السلطنه لقب داد.

    اما ستاره بخت لیلی نیز چندان درخشان نماند

    Comment by حمیدرضا — آذر ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۵:۰۲ ب.ظ

  4. در هر حال دو خواهر دل به مهر دخترکی بستند که ازبطن لیلی خانم در حرم شاهانه زاده شد.

    این دخترک را ایران الملوک نام نهادند

    وقتی این دختر بزرگ شد، عبدالله خان یوشی که از تصدقِ سرِ دو خواهرِ زیبایِ خود به مقاماتِ عالی و مناصب پر در آمد و القاب پر طنطنه رسیده بود، خواستار دختر شاه برای پسر خود ابراهیم خان شد

    شاه هم موافقت کرد

    ایران الملوک زن پسر دایی خود شد و لقب افتخارالسلطنه یافت

    Comment by حمیدرضا — آذر ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۵:۰۵ ب.ظ

  5. این پیوند دیر نپایید و پس از مرگ ناگهانی ناصرالدین شاه از شوی خود جدا شد و به امیر خان نظام السلطان پیوست.

    در این دوره از زندگانی اوست که عارف قزوینی با آن خانواده اشرافی آشنا شد و در تصنیفی زیبا به تلویح و تلمیح گفت:

    افتخار همه آفاقی و محبوب منی

    یک بار هم به زبان آرزو گفت:

    اگر عارف نظام السلطان می شد چه می شد؟!

    منابع:

    شرح حال رجال ایران ج ۲

    مهدعلیا به روایت اسناد
    عبدالحسین نوائی

    Comment by حمیدرضا — آذر ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۵:۰۹ ب.ظ

  6. دو خواهر که ابتدا مانند دو هَووُ به هم می پریدند، آهسته آهسته به گردش روزگارِ بی وفا گردن نهادند

    چون هر دو دل سوخته بودند با هم کنار آمدند!!!!

    ظاهرا شش ماه عایشه خانم جزوِ زنان شاه بود و شش ماه لیلی خانم

    چون جمع بین اختین شرعا حرام است

    یعنی دو خواهر را با هم نمی توان در نکاح داشت.

    اختین :تثنیه ٔ اُخت ،دو خواهر

    Comment by حمیدرضا — آذر ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۵:۱۰ ب.ظ

  7. جالب بود
    ممنونم حمیدرضا

    Comment by ما را همه شب نمی برد خواب — آذر ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۹:۴۱ ب.ظ

  8. درود دوست عزیزم

    ممنونم از توجهتون

    عارف بینظیره

    نگاه کنید به گفتاری از کسروی در مورد عارف

    در پاکی و پیراستگی عارف(عارف قزوینی) همان بس که همکاران او در آن هرج و مرج مشروطه توانگری اندوختند و هر یکی امروز آسایش برای خود دارد

    ولی عارف با همه ی تقدمی که بر دیگران داشت از آن بازارتهی دست درآمدوباآن سختی سالهای آخر عمر خود را بسر داد.

    خداروان اوراشاد گرداند.(کسروی)

    #داوری کسروی درباره عارف قزوینی

    Comment by حمیدرضا — دی ۵, ۱۳۹۷ @ ۸:۰۵ ب.ظ

  9. یک اشتباه فاحش که همیشه و از ابتدا در بازخوانی تصنیف سه گاه عارف صورت گرفته، موردی ست که در متن ذیل مطرح شده و دردناک تر آنکه، حقیر حتی در بعضی کتب مدعی موسیقیدانی! که در مورد تصانیف عارف هم اشاراتی داشته، بارها دیده ام که این بی سوادی خود را به عارف نسبت داده و اظهار تعجب می کنند که مثلا چرا ناگهانی ساختار ترانه عوض شده و سخیف شده!!! و فلان و بهمان!

    در اجرای بخش دوم این تصنیف (بخشی که با ریتم ۶/٨ اجرا می شود)، یک اشتباه از ابتدای بازخوانی ها تا امروز صورت گرفته و آن مربوط به نحوه ی خواندن عبارات زیر است:

    اگر درد من به درمان رسد چه می شد
    شب هجر اگر به پایان رسد چه می شد
    (الی آخر)

    در دیوان عارف ترکیب پایانی بصورت “چه می شد” آمده، اما همه ی خواننده ها هنگام بازخوانی ها آن را بصورت “چه می شه” خوانده اند و عموما خرده بر آن گرفته اند که این ترکیب در دیوان اشتباها بصورت “چه می شـُد” ثبت شده است…!!!

    حال آنکه همان که در دیوان عارف آمده صحیح است و فقط حرف “ش” در “می شد” نباید مطابق آنچه در نگاه اول بنظر می آید با ضمه خوانده شود، بلکه “ش” فتحه می گیرد و بصورت “چه می شـَـد” مشابه آنچه در لهجه ی قزوینی مورد استفاده است، خوانده می شود.

    مراجعه شود به دیوان عارف چاپ برلین

    Comment by مهدی بایندری — بهمن ۹, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۱۱ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره