1. گه گویم : کار ترا گیرم سست
    خوش خوش مگر از تو دست بتوانم شست

    چون عزم رهی شود درین کار درست
    از جان باید گرفتن آغاز نخست

    در دنیایی که بقول شما مولایائیان من ذهنی در همه فراگیرو فعال است ویا تقریبا همگان گمراهند وجایگاه خود در جهان آرامش و یگانگی الهی هرگز تجربه نکرده اند، پا گرفتن و ریشه زدن برای چنین چون همین شاعر، زاهدانی خود چون معجزه است. زاهد باید در شوره زار کنونی ریشه زند ودر جهان عاری از عشق و مهر الهی در دلها، عاشقی ،دیوانگی و عاشق دیوانه ای بیش نیاید مگر به حکمت و لطف و عاشقی اش.

    Comment by مهدی از شیراز — مرداد ۲۹, ۱۳۹۸ @ ۸:۲۲ ب.ظ

  2. گه گویم : کار ترا من گیرم سست
    خوش خوش مگر از تو دست، کس، بتوان شست

    چون عزم رهی شده، درآن راه درست
    از قدرت جان گرفتن آغاز نخست

    Comment by مهدی از شیراز — مرداد ۳۰, ۱۳۹۸ @ ۸:۵۷ ق.ظ

  3. به نظرم در مصراع اول «گویم» در اصل «می‌گویم» بوده است.

    Comment by حمیدفر — آبان ۲۷, ۱۳۹۸ @ ۶:۱۷ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره