1. خیلی خیلی خیلی خیلی …..
    قشنگ بود

    Comment by Anonymous — اسفند ۴, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۵۳ ب.ظ

  2. مصراع اول باید به این گونه اصلاح گردد چون وزن شعر در این مصراع ناجور است
    ای زلف تو چون مار و رخ خوب تو چون گنج

    Comment by Anonymous — اسفند ۱۹, ۱۳۹۲ @ ۹:۱۲ ق.ظ

  3. مصراع
    در دست غمت چند زنم ناله و فریاد
    معنی نمیدهد
    باید به اینگونه تغییر یابد
    از دست غمت چند زنم ناله و فریاد
    چون از چیزی ناله می زنند نه در چیزی

    Comment by Anonymous — اسفند ۱۹, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۳۵ ق.ظ

  4. من هم موافق هستم شاید ۲۰ بار ان شعر رو خوندم ولی هر بار سعی کردم نشد ریتم مصراع اول را جور بیارم

    Comment by آیدین — اسفند ۲۰, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۰۰ ب.ظ

  5. درخصوص بیانات استاد عزیز ناشناس :

    حضرت مولوی می فرماید :

    کز نیستان تا مرا ببریده اند
    در نفیرم مرد و زن نالیده اند.

    Comment by غلامرضا رهنمایی — اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۳ @ ۸:۲۵ ق.ظ

  6. اتفاقا به نظر می آید “در دست غمت” بار مفهومی بیشتری دارد. یعنی چنین برداشت می شود که می خواهد بگوید در دست غمت اسیرم و از این اسارت ناله و فریاد دارم.

    Comment by احمد — خرداد ۱۲, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۲۴ ب.ظ

  7. با سواداش نمیتونن دو مصراعشو بگن

    Comment by یدابا مصاع — تیر ۶, ۱۳۹۳ @ ۱:۲۴ ق.ظ

  8. در مخمس صبوحی
    مصرع
    در باغ وصال تو و گمگشته شبه سنج
    شاعر چه می خواهد بگوید؟
    مفهوم مصرع مبهم به نظر می رسد
    شبه سنج به چه معناست؟
    اساتید لطفا توضیح دهند
    با سپاس

    Comment by قاسم فرخی — مرداد ۲۱, ۱۳۹۳ @ ۴:۲۷ ب.ظ

  9. در مخمس مذکور
    مصرع
    در باغ وصال تو و گمگشته شبه سنج
    شاعر چه چیزی می خواهد بگوید؟
    مفهوم مصرع مبهم به نظر می رسد
    شبه سنج به چه معناست؟
    اساتید لطفا کمی توضیح دهند
    با سپاس

    Comment by قاسم فرخی — مرداد ۲۱, ۱۳۹۳ @ ۴:۳۳ ب.ظ

  10. شبه ، در ترکیب با عدد ،برای شمارش ایامیست که میگذرد (دراینجا) ماه دو شبه :دو شب از برآمدن ماه میگذرد . ببین چند شب در باغ وصالت گمگشته ام .

    Comment by کامبیز — بهمن ۱۵, ۱۳۹۳ @ ۲:۲۱ ق.ظ

  11. همانگونه که میدانید متون قدیمی در بازنویسی ها،گویشهای متفاوت وگذرایام،دچار نقوصی شده که بیت نخست را از آن گونه پندارم ،چرا که چنین طبع و قلمی را این نقص نشاید و دوستان به عاریه بهتر است رخ و روی بخوانند،باشد که نسخه اصل این شاهکار پرده از ذن و گمان بردارد.

    Comment by کامبیز — بهمن ۱۵, ۱۳۹۳ @ ۲:۴۲ ق.ظ

  12. اول اینکه بله بنده هم دیدم . وزن مصرع اول مشکل دارد . مفعول مفاعیل مفتعیل فعولن در کل وزن مخمس است.
    نکته اینجاست که مشخصا شاعری چون شاطرعباس نازنین با این صراحت به صرافت نمی افتد پس این بیش از هرچیزی به یک اشتباه نگارشی تایپی شبیه است که امیدوارم مسئولین سایت اصلاح کنند. اما نکته بعد اینکه بیاییم بجای اینهمه درشت نویسی و افاضات و اضافات خیلی روان حرف بزنیم. از یک طرف اینقدر ادبی و پر ملات از یک طرف میبینی نوشته اند ذن و گمان!!!!
    از این ادیب، عجیب نیست؟
    روان بگوییم و درست بهتر است از ثقیل و غلط.
    یا علی

    Comment by سیدمحمد — خرداد ۱۰, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۰۹ ب.ظ

  13. احتمال دارد شبه سنج در اصل شبه سنگ بوده است که معنی آن مثل و مانند سنگ میگردد .

    Comment by شمس الحق — خرداد ۱۱, ۱۳۹۴ @ ۱:۱۰ ق.ظ

  14. بنام شاطــــر هستی
    با تشکـــّر از جمله ی دوستان صاحب نظــــر … هـــراسی ز نادرست به دل راه مـــدهیـــد در خامه که تمیــــزِ درست ، در اتّفاقِ اضــــداد و شــــور ، رخ نمایـــد
    پیشنهاد حقیــــر از مجمــوعِ داشته ها

    ای زلفِ تــــو چــــون مار و رخِ ماهِ تـــو چــــون گنج
    . . .
    در دستِ غمت رو تـــرجیح میــــدم به دلایلِ غیــــر قابلِ بیانِ زیبایی شناسی ؛ هـــر چنـد ، هــــر دو _ از و در _ نقشِ حــــرف اضافه رو دارن و خللی به معنا وارد
    نشــــود بایشان

    در باغِ وصالِ تـــو و گمگشته ! شبه سنج … امّا
    به گمانم ” شبه ” در معنایِ غیــــر اصل و … باشه و بــــرایِ دریافت حــــدودِ معنایِ دلِ شاطـــر ، شایــــد اگـــر شبه سنج رو ، زهی خیالِ باطل و … حــــواشیِ این مفهـــوم ، انگاریم ، بـــد نباشه و بتــــونه کمک کنه
    و به ضمانِ معانیِ خــواجه :
    ســــری نیست که ســـرّی نــــدارد ز دوست و خطا ، در دیـــده ی ماست ، نی بــــر قلم صنع
    صبــــور باشیم و ممنـــون

    Comment by امین — تیر ۱, ۱۳۹۴ @ ۲:۴۸ ق.ظ

  15. به نظر منم در دست غمت مفهوم بهتری میرساند.منظورشاعراینه که دردستان تواسیرم کی از اسارت غمت رها میشم

    Comment by عاشق — بهمن ۳, ۱۳۹۴ @ ۴:۴۰ ب.ظ

  16. با تشکر از نظرات بزرگواران .
    من باب مبحث مصراع اول: در دیوان شاطر عباس به کوشش احمد کرمی ای زلف تو چون مار و رخ ” خوب” تو چون گنج ثبت شده

    Comment by شیردل — اسفند ۱۴, ۱۳۹۴ @ ۵:۳۲ ق.ظ

  17. خیلییی زیباست..وقتی شعرای این شاعر بزرگو میخونم حسرت میخورم که چرا توی کتابای درسی تاریخ ادبیات هیچ اسمی ازش نیست

    Comment by N — دی ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۵ ب.ظ

  18. ابتدای این مخمس را زنده یاد داود مقامی در ترانه ای به نام (گریزان) خوانده اند:
    ای زلف تو چون مار و رخ خوب تو چون گنج
    بی مار تو بیمارم و بی گنج تو در رنج
    این اجرا مربوط به همان زمان ها می باشد. لطفا اصلاح شود

    Comment by احسان — فروردین ۲۰, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۵۳ ب.ظ

  19. باتشکر از همه عزیزان بیت اول یک کلمه که جا افتاده زرد است ای زلف تو چون مار و رخ زرد تو چون گنج زردی سیمای دلبر را به طلا (گنج)تشبیه نموده است

    Comment by غلامحسین صادقی — تیر ۳۱, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۳۵ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره