لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. در اینجا حکیم به ما تذکر می دهند که مشکلاتی که بر سر راهمان در زندگی قرار دارند ،نباید به گردن چرخ گردون گذاشت.باید انسان خودش مشکلات را حل کند و باید به عقل خودش رجوع کند و بهترین راه حل رابیابد.

    Comment by حافظ2 — آذر ۸, ۱۳۹۳ @ ۱:۲۶ ق.ظ

  2. رباعی ۲

    ” حواله ”

    نیکی و بدی که در نهادِ بشر است
    شادی و غمی که در قضا و قدر است

    با چرخ مکن حواله کاندر رهِ عقل
    چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

    - نهادِ بشر: ذات و درون آدمیزاد
    - قضا و قدر: پیشآمدهای روزانه زندگی (روزمره)
    - با چرخ مَکن حواله: به بخت و اقبال نسبت نده
    - کاندر: که اندر
    - چرخ: روزگار، جهانِ هستی که در حال چرخش و تکرار شدن
    - بیچاره تر: بی اختیار تر، درمانده تر

    برداشت آزاد:
    خوبی و بدی که در درون (ذات و وجود) ما هست و شادی و اندوهی که روزانه برای ما رخ می دهد را نباید به گردش روزگار و بخت و اقبال نسبت داد، چرا که وقتی از راه خرد (عقلانی) خوب نگاه می کنیم ، روزگار حتی آن اندک اختیاری که ما داده شده است را هم نداشته که بخواهد سرنوشت خود را رقم بزند چه برسد به سرنوشت ما! بنابراین هرچه که هستیم و هر پیشآمدی که برای ما رخ میدهد تنها و تنها خودمان پدیدآورنده آن هستیم و نه کس دیگری! در واقع هرچه به جهان هستی بدهی، همان را دریافت خواهی کرد. آگاه باش بخت و اقبال از درونِ تو آغاز می شود و به بیرون انعکاس می یابد، نه از جهانِ بیرون به درونِ تو!

    این جهان کوه است و فعل ما ندا
    سوی ما آید نداها را صدا

    فعلِ تو کآن زاید از جان و تَنَت
    همچو فرزندی بگیرد دامنت

    پس تو را هر غم که پیش آید ز درد
    بر کسی تهمت مَنِه بر خویش گرد

    مولوی»مثنوی معنوی»دفتر چهارم»بخش ۷۲

    - فعل: رفتار و کردار
    - بر کسی تهمت مَنِه: به دنبال مقصّر برای دردها و گرفتاریهای خود نباش
    - بر خویش گرد: به خودت و کارهای که در گذشته انجام داده ای نگاه کن

    “همیشه شاد، تندرست و کامروا باشید”

    Comment by دستان سام — بهمن ۵, ۱۳۹۹ @ ۱:۵۹ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره